روايتي جعلي براي بي‌بند و باري

تمام مورخان شيعه و سني اذعان دارند که قتل خليفه دوم در اواخر ذي‌الحجه سال 23 هجري بوده است. از اين جهت بايد دانست که چه چيزي باعث شده تا بعضي اين روز را به عنوان روز قتل خليفه بشناسند.

با مراجعه به نقل قول‌ها استفاده مي‌شود که رأي نهم‌ربيع مستندي به جز روايتي مشهور به «رفع القلم» ندارد. اين روايت نيز علاوه بر آن‌که داراي سندي سست و ضعيف مي‌باشد، متني موهن و غير قابل قبول دارد.

همچنان‌که آيت‌ا... العظمي صافي گلپايگاني درباره‌ اين روايت مي‌فرمايند: «روايت علي بن مظاهر[=همان روايت نهم ربيع]، از نظر متن و سند ضعيف است و آن را در کتب معتبر و اصيل شيعه نيافتيم، هم‌چنان‌که شناختي نسبت به علي بن مظاهر که از علماي شيعه به حساب آورده شده وجود ندارد، و وجود چنين روايات مجهولي در مجامع بزرگ حديثي شيعه، که مؤلفِ آن‌ها صرفاً براي جمع‌آوري اخبار و بدون بررسي اعتبار سند و متن آن‌ها همت گماشته است، چندان بعيد نيست»

متأسفانه جاعلان اين روايت براي نشان دادن فضيلت نهم ربيع مطلب دروغي را از زبان پيامبراکرم، صلي‌ا... عليه وآله، به خداي متعال اين چنين ساخته‌اند که:

«به فرشتگان نويسنده‌ اعمال دستور دادم به مدت سه روز قلم را از همه مردم بردارند و چيزي از گناهان آنان را ننويسند».

اين جمله که به وسيله‌اي دست افراد لااُبالي تبديل شده است تا حرمت بندگي خداوند را شکسته و هر آن‌چه مي‌خواهند در اين ايام انجام دهند، علاوه بر اين‌که با صريح آياتي از قرآن مانند: «ومَن يعْمَلْ مِثْقَالَ ذَرَّةٍ شراً يرَهُ»؛(و هر که هم‌وزن ذرّه‏اي بدي کند [نتيجه‏] آن را خواهد ديد.) مخالفت دارد، با قوانين و سنن الهي نيز مغاير بوده و مخالف حکم بديهي عقل هم است.

آري! اين منطق عقلاني است که مي‌فرمايد: لَّيسَ بِأَمَانِيکُمْ وَلا أَمَانِي أَهْلِ الْکِتَابِ مَن يعْمَلْ سُوءًا يجْزَ بِهِ وَلاَ يجِدْ لَهُ مِن دُونِ ا... وَلِيا وَلاَ نَصِيرًا؛ يعني(پاداش و کيفر در آخرت) نه به آرزوي شماست(تنها براي اين‌که امت پيامبر خاتميد) و نه به آرزوي اهل کتاب(که خود را دوستان و فرزندان خدا مي‏دانند، بلکه) هر کس کار بدي انجام دهد کيفر داده مي‏شود و جز خدا ياور و دوستي براي خود نخواهد يافت.»(نساء، 123)

آيا برداشتن تکليف از بندگان به معناي ايجاد هرج و مرج، برخلاف شيوه‌هاي اهل‌بيت، عليهم‌السلام، در تربيت بندگان خدا و دوستان خود نمي‌باشد؟ آيا امکان دارد از بزرگواراني که مي‌فرمودند: «مَا مِنْ نَکْبَةٍ تُصِيبُ الْعَبْدَ إِلَّا بِذَنْب‏؛ هيچ نکبت و مصيبتي به بنده نمي‌رسد مگر به خاطر گناه» چنين کلماتي صادر شود؟

چه ظلم و خيانتي بالاتر از آن‌که اين جملات را به بزرگاني نسبت دهيم که همواره مي‌فرمودند: «لاتنالُ ولايتنا الاّ بالعَمَلِ والوَرع؛ به ولايت ما نتوان رسيد جز با عمل نيک و پرهيزکاري و دوري از گناه»(شيخ صدوق، امالي، ص626 و اعتقادات الإماميه، ص113).

نظر مراجع درباره اين روايت جعلي

جاي شگفت و تأسف است که چگونه بعضي تمامي تعليمات الهي قرآن و اهل‌بيت، عليهم‌السلام، را به کناري مي‌نهند و اين‌گونه با تمسک به اين روايات جعلي، پرده‌هاي حيا را دريده و مرتکب اعمالي مي‌شوند که از شأن و منزلت هر فرد مسلمان و مؤمن به خدا خارج است. امّا شگفت‌تر آن‌که در اين ميان افرادي نيز يافت مي‌شوند که درصدد توجيه اين جهالت‌ها برآمده و پرده‌دري‌هاي ديگران را اين‌گونه توجيه مي‌نمايند.

اين نکته‌اي است که مورد هشدار بسياري از بزرگان و مراجع قرار گرفته است. همچنان‌که آيت ا... العظمي مکارم شيرازي در پاسخ به استفتائي در مورد روز نهم ربيع مي‌فرمايند: روايتي با عنوان رفع قلم در آن ايام مخصوص در منابع معتبر نداريم. و ثانياً بر فرض چنين چيزي باشد -که نيست- مخالف کتاب و سنت است و چنين روايتي قابل پذيرفتن نيست و حرام و گناه در هيچ زماني مجاز نيست هم‌چنين سخنان رکيک و کارهاي زشت ديگر. و ثالثاً تولّي و تبرّي راه‌هاي صحيحي دارد نه اين راه‌هاي خلاف.

همچنين آيت ا... العظمي تبريزي(قدس سره) در جواب سؤالي پيرامون اين روايت مي‌فرمايند: بسمه‌تعالي؛ روايت مزبور صحيح نيست و فرقي بين ايام نيست و معصيت، معصيت است، وا... العالم.

آيت ا... العظمي فاضل لنکراني(قدس سره) نيز در جواب سؤالي مي‌فرمايند: حديث رفع القلم صحيح نيست، بلکه هر مسلماني موظف به انجام واجبات ديني بوده و فرقي در ايام سال نسبت به آن وجود ندارد، و انجام اعمالي که موجب تفرقه مسلمين يا وهن شيعه شود جايز نيست.

تولي و تبري؛ توجيهي براي بددهني و دشنام گويي؟!

اگر از همه آن‌چه گفتيم بگذريم، متأسفانه در جشن‌هايي که در اين روز با شعار تبري و بيزاري از دشمنان اهل بيت عليهم السلام شکل مي‌گيرد شاهد نمايش حرکاتي و گفتارهايي هستيم که دل اهل بيت عليهم ‌اسلام را مي‌آزارد.

از همين روست که وقتي ابراهيم بن ابي محمود به امام رضا، عليه‌السلام، مي‌گويد: يابن رسول ا...! نزد ما از روايات مخالفين شما در فضائل اميرالمؤمنين، عليه‌السلام، و شما خاندان رواياتي هست که امثال آن را در بين روايات شما نمي‌بينيم، آيا به آنان معتقد شويم؟ حضرت پس از توجه و تنبه دادن وي به گوش فراندادن و پيروي نکردن از هر سخني فرمودند:

«اي ابن ابي‌محمود! مخالفين ما سه نوع خبر در فضائل ما جعل کرده‌اند:1. غلو، 2. کوتاهي در حقّ ما، 3. تصريح به بدي‌هاي دشمنان ما و دشنام به آنان. وقتي مردم اخبار غلوّ آن دسته را مي‌شنوند ما را تکفير مي‌کنند و مي‌گويند: شيعه قائل به ربوبيت ائمه خود مي‌باشد. و وقتي کوتاهي در حقّ ما را مي‌شنوند، به آن معتقد مي‌شوند، و وقتي بدي‌‌هاي دشمنان ما و دشنام به آنان را مي‌شنوند، ما را دشنام مي‌دهند. و حال آن‌که خداوند مي‌فرمايد: «وَ لا تَسبُّوا الَّذِينَ يدْعُونَ مِن دُونِ ا... فَيسبُّوا ا... عَدْواً بِغَيرِ عِلْمٍ؛ شما مؤمنان به آنان‌که غير خدا را مي‌خوانند دشنام مدهيد تا مبادا آن‌ها از روي دشمني و ناداني خدا را دشنام گويند»

همچنين در روايتي ديگر نيز امام صادق، عليه‌السلام، هنگامي آگاه مي‌شوند مردي در مسجد آشکارا به دشمنانشان توهين مي‌کند، مي‌فرمايند: «او را چه شده است؟! خدا او را از رحمت خودش دور کند، با اين کار ما را در معرض اذيت قرار مي‌دهد».