خیر وسعادت از دیدگاه ارسطو وابن سینا

 

 

ارسطوى حكیم، كتاب ((اخلاق)) خود را با این فصل آغاز نموده والحق والانصاف كه راءى او در این باب صائب بوده است ؛ مى گوید:

 آغاز تفكر، پایان عمل و پایان تفكر، آغاز عمل است. مثلاً نجّار تا در آغاز تصوّر فایده تختخواب را نكند هرگز به فكر ساختن آن نمى افتد وتا كیفیت ساختن آن را به طور كامل در ذهن نیاورد به ساختن آن نمى پردازد و تا ساخته نشود فایده آن كه در آغاز یك فكر بیشتر نبود حاصل نمى شود، هكذا عاقل تا تصوّر خیر و سعادت را كه نتیجه كمال نفس هستند نكند به فكر تحصیل كمال نمى افتد و تا آن خیر و سعادت حاصل نگردند براى او فایده اى در بر ندارد.

و بوعلى؛ از زبان ارسطو نقل مى كند كه در كتاب اخلاق خویش گفته است:((نوجوانان یا كسانى كه در حال و هواى آنان بسر مى برند از این كتاب بهره چندانى نمى برند و منظور از نوجوانان، افراد كم سنّ و سال نیست؛ چرا كه عمر را در این باب تاءثیرى نیست؛ بلكه مراد كسانى هستند كه به شهوات جسمى پرداخته اند)).

آنگاه استاد ابوعلى در كتاب اخلاق خود مى گوید:((و من كه در این فصل از كتاب خویش بحث از خیر و سعادت كردم. نمى خواستم كه اینگونه افراد به آن برسند بلكه قصدم آن است كه به گوش آنها برسد و متوجّه بشوند كه بشر مى تواند به خیر و سعادت دست یابد تا انگیزه اى در آنها پیدا شود و اگر توفیق رفیقشان گردید به آن راه یابند)).

ما نیز مى گوییم: به عقیده حكماى پیشین خیر بر دو نوع است: 1 - خیر مطلق 2خیر نسبى.

((خیرمطلق)) غایة الغایات است كه مقصود از وجود آن وجود همه موجودات مى باشد

و ((خیر نسبى)) آن است كه در راه رسیدن به آن خیر مطلق مؤ ثر و وسیله مناسبى باشد.

((و سعادت)) نیز مانند خیر است ولى در مقام مقایسه با هر شخصى باید بررسى شود و آن عبارت از رسیدن به كمال با حركت ارادى نفسانى است. پس سعادت هر انسانى غیر از سعادت انسانهاى دیگر است، در حالى كه خیر در همه انسانها یكسان است.

برخى، در مورد حیوانات نیز اطلاق لفظ سعادت نموده اند ولى در اصل این اطلاق مجازى است؛ زیرا رسیدن به كمال از سوى حیوانها برخاسته از روى فكر و اندیشه نیست بلكه ناشى از غریزه و طبیعت آنهاست پس سعادت حقیقى نیست.

و امّا دلیل اینكه گفتیم خیر در همه یكسان است این است كه هر حركتى و فعالیتى به منظور رسیدن به هدفى صورت مى گیرد و عقلاً صحیح نیست كه شخصى بدون هدف تلاش و فعالیتى بكند و هدف هر كارى باید منتهى به خیرى گردد وگرنه بى حاصل و عبث خواهد بود و عقلاً قبیح و زشت مى باشد. پس اگر آن هدف فى نفسه خیر باشد خیر مطلق است و اگر موجب رسیدن به خیر بالاترى باشد خیر نسبى نامیده مى شود. و چون فكر و اندیشه همه عاقلان متوجه خیر مطلق است، پس همه در آن مشترك و یكسان هستند و لذا ضرورى است كه آن را شناخته و همّت بر كسب آن بگمارند و از توجه به خیرات نسبى متفرقه احتراز كنند و اشتباها شرّ را به جاى خیر نگیرند.

نوشتنی نه ، نوشیدنی..!

 

   

نامه ای از آیت الحق سیداحمد کربلائی:

 

زنده باد حضرت دوست و مرده باد هر چه غیر اوست .

اى هدهد صبا به سبا مى فرستمت بنگر كه از كجابه كجا مى فرستمت

در راه عشق مرحله قرب و بعد نیست مى بینمت عیان و دعا مى فرستمت

هر صبح و شام قافله اى از دعاى خیر در صحبت شمال و سبا مى فرستمت

اى غایب از نظر كه شدى همنشین دل مى گویمت دعا و ثنا مى فرستمت

فداى حقیقت كه شوم كه از او خبر ندارى . دستورالعمل آن است كه از خود و خودرایى دست بردارى ، جان من به لب آمد از گفتن این كه راه نجات و خلاص در استغراق ذكر الهى و تفكر در معرفت نفس و خودشناسى است و ذكر و فكر، خود راهنماى تو خواهد شد.

((یا من اسمه دواء و ذكره شفاء)) : (اى كه نام او دواى دردها و یا او شفابخش نمى بینى و داروى تو هم نزد خود توست فهم نمى كنى )

تو خود حجاب خودى حافظ از میان برخیز. جناب عالى در همه چیز اهتمام دارید، مگر در همین یك كلمه ، پس حالا كه چنین است :

تو و تسبیح و مصلى و ره زهد و ورع من و میخانه و ناقوس وره دیرو كنشت

بارى جناب حاج میرزا... سلمه الله ، انشاء الله از آب و گل بیرون آمده است و رشته معرفت نفس به دست آورده و آقا میرزا... هم ماشاءالله خوب مشغول است بحسب ظاهر، امید پیش آمد، بزودى انشاء الله در او هست .

بارى نوشته بودى در تضرع و ابتهال هم چیزى بنویس تا این كه نوشتجات ناقص نماند. نمى دانم بر این حرف خنده كنم یا گریه ، ایكاش بر دل مباركت زده مى شد و نوشته مى شد و الا بر كاغذ خیلى زده اند و نوشته اند.

فدایت این مساله و باقى مسائل راه آخرت آموختنى نیست ، بلكه نوشیدنى است . تضرع و ابتهال نخواهد بود. ((فهم والنار كمن راوها و هم فیها معذبون )) طرفه این كه با این همه بى التفاتى تعجبم كه از كجا یك مطلب را خوب فهمیده اى و آن این است كه جهالت این حقیر را خوب فهمیده و به رشوه ناقص نماندن نوشتجات ، دل مرا شاد فرموده اى . با وجود این ، باز مى گوئى كشف و شهودى برایم نشده و علمى بحقایق اشیاء نیافته ام . در این خیال بوده باشید!

و السلام علیكم و رحمة الله و بركاته

 

مانند دفتر وکتاب نباشیم

 

((جالینوس حكیم)) در كتابى به نام ((شناخت عیوب خویش)) مى نویسد:

 چون هر انسانى خود را دوست مى دارد، عیب خود را نمى بیند هرچند كه ظاهر و آشكار باشد. راه چاره آن است كه دوست كامل و فاضلى را انتخاب كند و بعد از انس گرفتن با او، از او بخواهد كه هرگاه عیبى از او سرزد به او اطلاع بدهد و اگر آن دوست بگوید:((من هیچ عیبى در تو نمى بینم)) اورا به خیانت متهم كند و از او عهد و پیمان بگیرد كه دیگر بار چنین سخنى نگوید. و خلاصه او را مطمئن سازد كه در صدد رفع عیوب خویش است و او نیز این عیوب را بگوید تا برطرف گردد.

این سخن جالینوس بود،ولى چنین دوستى بسیار كمیاب و عزیزالوجود است و غالبادشمن دراین رابطه نقش بهترى از دوست ایفا مى كند؛زیرا دشمن در بیان عیب، خجالت و شرمى ندارد و بى پرواهرچه ببیندبلكه بیش ازآنچه كه موجوداست مى گوید.

و ((یعقوب كندى)) - كه از فیلسوفان اسلامى بوده است - مى گوید:

((طالب فضیلت بایستى از صورت آشنایان خود آینه اى سازد تا از هر صورتى حالتى را كه بعد از یك گناه پدید مى آورد ملاحظه كند و آنگاه بر گناهان خود آگاه شود؛ یعنى در جستجوى گناهان مردم باشد ولى هرگناه را گناه خود بشمارد و خودش را ملامت و سرزنش كند چنانكه گویى این گناه از خودش سرزده است. و اگر احیانا ازخودش گناهى سر زد خود را بشدّت ملامت كرده و اجازه تكرار آن را ندهد، كه در این صورت از زشتى بازداشته شده و با حسنات الفت مى گیرد)).

سپس مى گوید:((ما نباید اكتفا به این كنیم كه مانند دفترها و كتابها به دیگران حكمت بیاموزیم ولى خود بى نصیب از آن باشیم یا مانند سوهان باشیم كه آهن را تیز مى كند ولى خودش چیزى نمى بُرد بلكه باید مثل آفتاب درخشنده باشیم كه هم خود نور دارد و هم به ماهتاب نور مى بخشد.

 درمحضــــر استاد امام

 مرحوم آیت الحق شاه آبادی :

بدان كه تو هستى و نمى میرى . بدنست كه مى میرد، تو هستى و زنده . حساب كار خودت را بكن كه چه تهیه دیده اى براى زندگى آخرت . ببین براى این دو روزه ، كه مى دانى ثباتى در آن نیست ، چه كوششها و تقلاها مى كنى . براى آن جا كه به حكم فطرت هستى و زندگى ابدى است ، چه كوشش كرده و چه تهیه دیده اى ؟ در آن جا زندگى انفرادى است ، احتیاجات را خودت منفردا باید رفع كنى ؛ باب استقراض و استعداد مسدود است . این جا آمده اى كه تهیه براى آن جا ببینى .

معصوم مى فرماید: ((ما كانت الدنیا مرنین .))

باید به اراده كارت درست شود به صرف اراده اداره شود، زندگى آخرت .

آن جا، نتیجه تحصیلات عقلى و نفسى و حسى است ؛ یعنى ، باید ......

درادامه بخونید.........

ادامه نوشته

بخوانید از ابوتراب

                                      فراگیرندگانى براى دانش خود نیافت

 

.امام على‏علیه السلام: بر دانش‏هایى آگاهم كه بر شما پوشیده است و اگر پرده از آنها برگیرم، چون لرزش ریسمانِ آویزان در چاهى عمیق، به لرزه خواهید افتاد " ".

.امام على‏علیه السلام: هر دانشى چنان نیست كه صاحب آن دانش بتواند آن را براى همه مردم تفسیر كند؛ چون در بین مردم، انسان‏هاى قوى و ضعیف وجود دارند و بخشى از آنان، تاب فراگیرى آن را دارند و بخشى دیگر ندارند، مگر آن كه خداوند، فراگیرى آن را بر دوستان خاصّ خود، آسان سازد و بر [فهم] آن، یارى‏شان كند " ".

.امام على‏علیه السلام - خطاب به كُمَیل بن زیاد -: این‏جا، دانشى فراوان انباشته است (و با دست به سینه‏اش اشاره كرد). اى كاش فراگیرندگانى براى آن مى‏یافتم!

آرى، [گاه] تیز فهمى یافتم كه براى آن، امین نبود؛ چرا كه ابزار دین را براى دنیا[طلبى] به كار مى‏گرفت و با نعمت‏هاى خداوند، بر بندگانش برترى مى‏جُست، و با برهان‏هاى الهى، بر دوستان خدا فخر مى‏فروخت، و یا كسى را یافتم كه پیروِ دانشوران بود؛ امّا به نكته‏هاى باریك آن، بینش نداشت. با نخستین شبهه‏اى كه پیش مى‏آمد، شك و تردید بر دلش سایه مى‏افكند. [براى فراگرفتن چنان دانشى] نه این در خور است و نه آن.

 

 

.امام على‏علیه السلام - در حالى كه به سینه‏اش اشاره مى‏كرد -: این‏جا از دانشى فراوان، لبریز است؛ امّا جویندگان آن، اندك‏اند و به زودى پشیمان مى‏شوند، و آن، هنگامى است كه مرا از دست بدهند " ".

.امام على‏علیه السلام: در درون سینه من، دانش فراوانى است كه پیامبر خدا آن را به من آموخت. اگر براى آن، نگاهبانانى بیابم كه به درستى، آن را پاس دارند و آن را همان‏گونه كه از من شنیده‏اند، روایت كنند، بخشى از آن را در نزد آنان به امانت خواهم سپرد كه با [استفاده از] آن، دانش بسیارى بیاموزند. به راستى كه آن دانش، كلید هر درى است و هر درى، [راه بر] هزار در مى‏گشاید2 .

.امام صادق‏علیه السلام: نمایندگانى از مردم فلسطین، نزد امام باقرعلیه السلام آمدند و مسائلى از وى پرسیدند. امام‏علیه السلام به آنها پاسخ داد:... جدّم امیر مؤمنان، براى دانش خود، دانشجویى نیافت، چنان كه از ته دل، آه مى‏كشید و بر بالاى منبر مى‏فرمود: «پیش از آن كه مرا از دست بدهید، از من بپرسید؛ چرا كه درون قفسه سینه من، دانش فراوانى است. افسوس، افسوس كه كسى را نمى‏یابم كه آن را فرا گیرد!» " ".

.المزار الكبیر - به نقل از میثم -: شبى از شب‏ها، مولایم امیرمؤمنان على بن ابى طالب‏علیه السلام، مرا به صحرا برد، از كوفه خارج شد و به مسجد جُعفى رسید. رو به قبله كرد و چهار ركعت نماز گزارد. وقتى سلام داد و تسبیح گفت، دو دست خود را [به سوى آسمان] گشود و گفت: «خداى من! چه‏سانْ تو را بخوانم، كه نافرمانى‏ات كرده‏ام، و چه‏سان تو را نخوانم، كه [تنها] تو را مى‏شناسم...».

 

سپس زیر لب، دعایى خواند و سجده كرد و روى بر زمین گذاشت و یكصد بار گفت: «العفو، العفو!». سپس برخاست و به راه افتاد. من هم در پىِ او به راه افتادم تا به صحرا رسید و در آن‏جا خطّى [بر زمین] كشید و فرمود: «هرگز از این خط، جلوتر نیا» و مرا واگذاشت و خود رفت.

شب، تاریك بود و با خود گفتم: مولاى خود را رها كردى، حال آن كه او دشمنان فراوان دارد. چه عذرى نزد خدا و پیامبر خدا براى خود دارى؟ سوگند به خدا، در پى‏اش خواهم رفت و از وى، خبر خواهم گرفت؛ گرچه با فرمانش مخالفت كرده باشم.

در پى‏اش به راه افتادم. دیدم كه تا نیم‏تنه، سر را در چاه فرو برده و با چاه، سخن مى‏گوید و از چاه، پاسخ مى‏شنود. بودن مرا حس كرد و به سوى من توجّه كرد و فرمود: «كیستى؟».

گفتم: میثم.

فرمود: «میثم! مگر به تو دستور ندادم كه از آن خط، عبور نكنى؟».

گفتم: اى مولاى من! از دشمنان، بر تو ترسیدم و دلم طاقت نیاورد.

فرمود: «آیا از آنچه گفتم، چیزى شنیدى؟».

گفتم: نه، اى مولاى من!

فرمود: «اى میثم!

 

در سینه، خواسته‏هایى هست/

كه هرگاه سینه‏ام از آنها به تنگ آید،

 

با دست، زمین را مى‏كَنَم /

و رازهایم را به آن مى‏گویم.

 

پس هرگاه كه زمین، چیزى برویانَد /

آن گیاه، از بذرهاى [راز] من است

روانشناسی امام علی علیه السلام

 

آنچه ویژگى‏هاى روانى را آشكار مى‏كند....آگاهی از درون

 

.امام على‏علیه السلام: قدرت، ویژگى‏هاى ستوده و ناستوده را آشكار مى‏سازد "  ".

 در حكمت‏هاى منسوب به ایشان -: مسافرت، ترازوى اخلاق است " ".

 رفت و آمدها، اخلاق‏هاى پوشیده را آشكار مى‏كنند " ".

. در دگرگونى‏هاى روزگار، گوهر مردانْ شناخته مى‏شود " ".

. انسان در سه مورد دگرگون مى‏شود: نزدیكى به حكمرانان، رسیدن به مقام، و رهایى از تنگ‏دستى؛ و هر كس در این سه موردْ دگرگون نشود، داراى خِرَدى استوار و اخلاقى درست است " ".

.- در حكمت‏هاى منسوب به ایشان -: هرگاه دوستت به حكمرانى‏اى دست یافت و یكْ دهم از دوستى‏اش نسبت به تو باقى ماند، دوست بدى نیست  ".

. در حكمت‏هاى منسوب به ایشان -: آینه‏اى كه انسان در آن به اخلاقش مى‏نگرد، مردم‏اند؛ چرا كه هر كس، نیكویى‏هاى خود را در [آینه] دوستان خویش و بدى‏هاى خود را در [آینه] دشمنان خویش مى‏بیند ".

دانشنامه امام علی علیه السلام

عین شین قاف

 

 

از این به بعد و بعد از این دنیا علی دارد

 دنیا علی دارد نه ، دنیاها علی دارد

 هم آسمان اول خاکی نشین ما

 هم آسمان هفتم بالا علی دارد

 رو کرد پیغمبر به سمت مردم و فرمود

 ای اهل عالم مصطفی حالا علی دارد

                                                                       

عشاق محتاجند این که مال هم باشند

 آقام زهرا دارد و زهرا علی دارد

 آتش نمی گیرد گلستان وجودش را

 هر آن کسی که با علی و یا علی دارد

 غیر از دلم من هیچ چیزی را نمی‌خواهم

 گر چه ندارد هیچ چیز اما علی دارد

 

سوگند بر نام علی که شیعه در محشر

 هرگز گرفتاری ندارد تا علی دارد

 در هر زمان پیغمبری که بین راه افتاد

 مهر علی ابن ابیطالب نجاتش داد

 این کیست که دارد پُر از پَر می کند ما را

 در صحن ایوانش کبوتر می کند ما را                            

 

 

این کیست که مهرش حلال نطفه‌های ماست

 با مهر خود پاک و مطهر می کند ما را

 این کیست که در مسجد هر جمعهٴ کوفه

 دارد برای خویش منبر می کند ما را

 نهج البلاغه می‌شود بالای منبرها

 پایین منبرهاش دفتر می کند ما را

 

این کیست که با حرف های آسمانی‌اش

 مقداد و سلمان و ابوذر می کند ما را

 یک روز می‌آید که با چشمان دل تنگش

 همسایهٴ زهرای اطهر می کند ما را

 

دورش نمی‌اندازد آن را که مقیمش شد

 خواجه اگر مولاست، قنبر می کند ما را

 ما شیعهٴ دور و بر مرد نجف هستیم

 ما خاک پای قنبر مرد نجف هستیم

 

با نام تو در ناتوانی‌ام توانی هست

 در پیری‌ام با مهر تو میل جوانی هست

 روح تنزّل کرده‌ات این قدر بالا بود

 آیا برای اوج تو اصلاً مکانی هست

 در کعبه و در خانهٴ پیغمبر و در عرش

 هر جا که رفتم دیدم از بالت نشانی هست

 بالا و پایین رفتن تیغت شهیدم کرد


 

ابروی تو هر جا که باشد کشتگانی هست

 میل یتیم کوفه بودن می کنم امشب

 هر جا یتیمی هست دست مهربانی هست

 ای پیر نخلستان نشینم، همنشینم باش

 یک شب بیا در خانه‌ام یک تکه نانی هست

عشق من 13

یا علی ذاتت ثبوت قل هو الله احد

نام تو نقش نگین امر الله الصمـد

لم یلد از مادر گیتی و لم یولد چو تو

لم یكن بعد از نبی مثلت له كفواً احد

13رجب میلاد امیرکائنات مبارک

گناه کار به بهشت می رود..!

 

ذره ای هستم آفتابم کن      خاک راه ابوترابم کن...

    

امام رضا علیه السلام از امیرالمومنین نقل می فرماید که:

ازرسول خدا شنیدم واوازخدای تبارک وتعالی شنید که فرمود:

علی بن ابیطالب حجتی علی خلقی ونوری فی بلادی وامینی علی علمی لا ادخل من عرفه وان عصانی ولا ادخل الجنه من انکره وان اطاعنی.القطره جلد 1

علی بن ابیطالب حجت من بر مخلوقات ونورمن درمیان سرزمین ها وامین من بر علم ودانش من است هرکس علی را بشناسد گرچه مرا معصیت کند اورا به آتش داخل نمی کنم وهرکس علی را انکار کند گرچه مرا اطاعت کند اورابه بهشت راه نمیدهم.

دراین روایت  نورانی اسراری نهفته که جز راسخون در علم گنجایش تحمل وظرفیت معنوی آن را ندارند...

درفراز پایانی این روایت خداوند می فرماید  هرکس به علی معرفت پیدا کند وارد بهشت می شود هرچند من خدا را عصیان کرده باشد

 اما با نگاه تامل وبا استفاده از آیات محکمات وروایات وارده این ظرافت گفتار را خواهیم فهمید که منظور این نیست که گنه کار بشرط معرفت امیرالمومنین وارد بهشت می شود وبرعکس انسان مطیع فرامین الهی بدون شناخت آنحضرت وارد جهنم می شود..!!

بلکه شاید معنایی بالاتر اراده شده باشد وآن این که اصلا کسی که امیرالمومنین را بحقیقت شناخت ومعرفت پیدا کرد اصلا وارد عرصه نافرمانی وعصیان نمی شود زیرا معرفت و شناخت آن  حضرت درجایگاه  بلند معارف قرار داردلذا کسی که به چنین جایگاه رفیعی نائل شود طور نگاهش به عالم عوض شده وگناه ومعصیت از حیطه فکر وعمل او  خارج می گردد بعبارتی در این مرحله گناه معنا ندارد!!!

لذا باید گفت گنه کار بامعرفت نداریم بلکه اساسا بی معرفتی منجر به طغیان وعصیان می شود .به همین منوال جمله پایانی از نقاب خودش بیرون میاد که

اگرکسی امیرالمومنین رو انکار کنه همین انکار نشان از عدم اطاعت و انقیاد اون شخص نسبت به اله عالم داره ومعلوم میشه منکر علی علیه السلام خارج از دایره اطاعت الهی است

وهکذا مسایل زیبا وپر محتوایی که این روایت بیانگر آنست....

یاعلی

 

  حقیقت صــــراط

پیامبر صلی الله علیه واله فرمود من هم به جهنم میروم...!

حتما بخونید..

 

                                تحقیقی در معنای  صــــــراط و اعراف...

انسان در دنيا بوسيله نفس، و صفات آن، و استخدام افعال راهى را در معنى طى مى‏كند، و چون بازگشت نفوس به سوى خداست، اين راه در ملكوت و نفس انسان نيز به سوى خدا خواهد بود.

 افراد بنى آدم در پيمودن اين راه بر حسب اختلاف قواى معنوى متفاوتند، بعضى راه آنان بسيار مستقيم و بعضى كم و بيش منحرف و برخى كاملا در جاده انحراف در حركت هستند.

 چون انسان از اول عمر خود تا آخرين لحظه حيات، حالات متفاوتى دارد و ملكات روحيه و نفسيه او از حالات مختلفه، كه نتيجه اعمال متفاوته است ‏حاصل‏ مى‏شود، دائما از حالى به حال ديگر منتقل

مى‏شود، تا آن كه اگر.......

درادامه بخونید.......

ادامه نوشته

تبسم خورشید....

میلاد دردانه سلطان مهربانی حضرت جواد الائمه علیهم السلام مبارک

طوبای تو میان دلم قد کشیده است

 بین من و خیال خودم سد کشیده است

 احساس می کنم به تو نزدیک می شوم

 جذر مرا نگاه تو مد کشیده است

 

این جذبه طلایی بالا نشین تو

 بال مرا حوالی گنبد کشیده است

 دست خدای عز و جل روی قلب ما

 این بار سوم است محمد کشیده است

 نوری رئوف در حرمت موج می زند

 الطاف کاظمین به مشهد کشیده است

 

بخشنده تو، خدای کرم تو ، جواد تو

 ابن الرضا تو ، حضرت باب المراد تو  

 

بگذار خاک پای تو نقاشی ام کنند

 سجاده ی دعای تو نقاشی ام کنند

 بگذار بر کنار قدم های هر شبت

 با رشته عبای تو نقاشی ام کنند

 

بال و پرم بده که شبیه کبوتری

 امروز در هوای تو نقاشی ام کنند

 بگذار از زمان ازل تا همیشه ها

 آقای من برای تو نقاشی ام کنند

 وقتی میان خانه دعا پخش می کنی

 مسکین ترین گدای تو نقاشی ام کنند

 

بخشنده تو ، خدای کرم تو ، جواد تو

 ابن الرضا تو ، حضرت باب المراد تو

 

ای بالش تو دست امام رئوف ما

 ای  سایه بان روی تو بال فرشته ها

 تا آمدی امام رضا گریه اش گرفت

 ای مستجاب چله سجاده دعا

 تا یک تبسمی نکنی پا نمی شود

 خورشید از مقابل گهواره شما

 

این گونه بی نقاب نظر می خوری عزیز

 این قدر در مقابل آیینه ها نیا

 آقا قرار ما سر میدان کاظمین

 ای اولین زیارت ما بعد کربلا

 

بخشنده تو ، خدای کرم تو ، جواد تو

 ابن الرضا تو ، حضرت باب المراد تو....................................... یا جوادبن الرضا

 

همه کس، همه چیز !

 

علامه شعرانی ره :

اصحاب معارف گویند همه کس همه چیز می داند وهرکه کافر است از روی علم وبصیرت کافراست.

ملاصدرا گوید:مردم هرچه به قیامت نزدیک شوند وزمانه برآنها بیش تر بگذرد در عقل وفهم کامل تر می گردند وبه عالم روحانیات نزدیک تر می شوند وسرّآن که فرج آل محمد درآخرالزمان است همین است که مردم کامل ترند.

تفسیر روح الجنان ج۵

 

 آداب نکاح وعمل زناشویی

 

 علامه حسن زاده:

ازدواج برای انشاء صورت انسانی است نه برای اطفاء شهوت حیوانی....

 

 به ادامه مطلب برید...........

ادامه نوشته

       یادمان باشد...!

سال های پیش بال آسمانی داشتیم

 بال پرواز کران تا بی کرانی داشتیم

 میوه بودیم و سر سال استفاده میشدیم

 چون که بالای سر خود باغبانی داشتیم

 

چار فصل موی ما برف زمستانی نداشت

 پیر هم بودیم اگر رنگ جوانی داشتیم

 روزها گردی اگر بر روی دلها مینشست

 شب که می شد سنت خانه تکانی داشتیم

 

مثل شیر مادران ما حلال و پاک بود

 در میان سفره ها گر لقمه نانی داشتیم

 نذری روز ظهور مهدی موعودمان

 صبح ها ، چله به چله ، عهد خوانی داشتیم

 

صبح جمعه پیشواز تک سوار فاطمه

 روی پشت بام ها صوت اذانی داشتیم

 گاه گاهی جمعه ها اهل زیارت میشدیم

 گاه گاهی میل سجده ، جمکرانی داشتیم

 

ثانیه ثانیه هامان پای آقا میگذشت

 آی مردم! یک زمان، صاحب زمانی داشتیم

 پر نداریم و دل بپّر نداریم و فقط

 یادمان باشد که این ها را زمانی داشتیم

 الهی عجل فرجه............

  جرم شیـــطان..!

 

آیت الله الهی قمشه ای طی شعری می فرماید:

دلیل رانده شدن شیطان ازدرگاه الهی، سجده نکردن برآدم علیه السلام نبود ،

زیرا بسیارند کسانی که نمازنمی خوانند وخدارا سجده نمی کنند:

      جرمش این بودکه درآئینه عکس تو ندید          ورنه بر بوالبشری ترک سجود این همه نیست

شیطان وهم مسلکانش بجای نور الهی خود را دیدند واگرنه ترک سجود عذاب جاودانه درپی ندارد.

دیوان مرحوم الهی قمشه ای

شرح دعای هر روز ماه رجب 2

 

* و آمن سخطه عند کل شر: و در امان هستم از هر نوع شر و بدی ناشی از خشم و غضب او.

ما انسان ها در دنیا ممکن است در طول زندگی خود اغلب دچار شر و بدی دیگران شویم. یعنی از شر افراد در امان نیستیم. مثل دعواها، سرقت ها، مردم آزاری ها، و اذیت ها و …

 از سوی دیگر به قول معروف می گویند که جواب های، هوی است. یعنی اگر به کسی بی احترامی کنیم، تهمت بزنیم، ناسزا بگوییم و تعرض کنیم، در مقابل، جوابی شبیه به آن و یا بدتر از آن را دریافت خواهیم کرد.

 اما رابطه شر و بدی ما با خداوند این گونه نیست. چون اگر ما فرد بد و شرور و گناهکاری باشیم، خداوند از در بدی و شر بر ما وارد نمی شود و بر مقدار و شدت آن نمی افزاید. بلکه حساب اعمال زشت و سیئات ما به همان اندازه ای که باید عقوبت شود ثبت و ضبط می گردد. در حالی که اگر اعمال نیک و خوب انجام دهیم، ده برابر آن را جزا و پاداش می دهد ( من جاء بالحسنة فله عشر امثالها… .” ( انعام / ۱۶۰)

 و حتی بالاتر از این، گاهی لطف و کرم و سخاوت خداوند در مقابل عمل خیر و نیکوی ما طوری است و به اندازه ای است که جزای آن خارج از حساب و شمارش است. “… و من عمل صالحاً…  فاولئک یدخلون الجنة یرزقون فیها بغیر حساب.”( مؤمن / ۴۰) وای بر ما که چقدر غافل و ناسپاسیم.

 بنابراین، ما از ناحیه خداوند در امنیت و پناه هستیم و او......

درادامه بخوانید..

ادامه نوشته

سامرا ی دل...


قالَ الهادی(عليه السلام): إنَّ لِشيعَتِنا بِوِلايَتِنا لَعِصْمَةٌ، لَوْ سَلَكُوا بِها فى لُجَّةِ الْبِحارِ الْغامِرَةِ

 فرمود: همانا ولايت ما اهل بيت براى شيعيان و دوستانمان پناهگاه أمنى مى باشد كه چنانچه در همه امور به آن تمسّك جويند، بر تمام مشكلات (مادّى و معنوى) فايق آيند.بحار ج50

امروز که زمین و آسمان می گرید

از بهر غریب سامرا می گرید

جا دارد اگر كه شیعه خون گریه کند

چون مهدی صاحب الزمان می گرید

شهادت امام هادی تسلیت

شرح دعای هرروز ماه رجب  1

 

تأملی در دعای ماه رجب

 

شخصی به نام سجاد، خدمت پیشوای ششم، حضرت امام صادق علیه السلام رسید و عرض کرد: برای ماه رجب به من دعایی یاد بدهید که خداوند متعال مرا به آن نفع ببخشد. امام صادق علیه السلام فرمودند: این دعا را هر روز از ماه رجب بعد از نمازهای یومیه بخوان:

 ” یا من ارجوه لکل خیر. و آمن سخطه عند کل شر. یا من یعطی الکثیر بالقلیل، یا من یعطی من سئله. یا من یعطی من لم یسئله و من لم یعرفه تحننا منه و رحمه. اعطنی بمسئلتی ایاک جمیع خیرالدنیا و جمیع خیرالاخره واصرف عنی بمسئلتی ایاک جمیع شرالدنیا و شرالاخرة. فانه غیر منقوص ما اعطیت. و زدنی من فضلک یا کریم، یا ذالجلال و الاکرام یا ذالنعماء والجود یا ذا المن و الطول، حرم شیبتی علی النار

 

* یا من ارجوه لکل خیر: ای کسی که در هر امر خیری به تو امید دارم.

 

انسان موجودی است که با امید و انگیزه و هدف زنده است و انسان آگاه سعی می کند امور خود را به خدا متصل نماید. بالاخص آن که امور آدمی......

درادامه مطالعه کنید........

ادامه نوشته

با مهدی تا خــــدا

غفلت از یار گرفتار شدن هم دارد

از شما دور شدن زار شدن هم دارد

هر که از چشم بیفتاد محلش ندهند

عبد آلوده شدن خار شدن هم دارد


عیب از ماست که هر صبح نمی بینیمت

چشم بیمار شده تار شدن هم دارد

همه با درد به دنبال طبیبی هستیم

دوری از کوی تو بیمار شدن هم دارد


ای طبیب همه انگار دلت با ما نیست

بد شدن حس دل آزار شدن هم دارد

آنقدر حرف در این سینه ی ما جمع شده

این همه عقده تلنبار شدن هم دارد

از کریمان فقرا جود و کرم می خواهند

لطف بسیار طلبکار شدن هم دارد

نکند منتظر مردن مایی آقا ؟!

این بدی مانع دیدار شدن هم دارد

ما اسیریم اسیر غم دنیا هستیم

غفلت از یار گرفتار شدن هم دارد

ماه رجب درآیینه روایات

(1) ماه رجب از روزگار نوح (ع) بهترين ماهها بوده است، زيرا در آن ماه معجزه بزرگ آن حضرت صورت گرفت كه همراه مؤمنان سوار بر كشتى شد و نجات پيدا كردند و دشمنان ايشان با طوفان هلاك شدند.

 (2) امام صادق (ع) فرموده است، نوح (ع) روز اول ماه رجب بر كشتى سوار شد و به آنان كه همراهش بودند فرمان داد آن روز را روزه بگيرند. و فرمود هر كس آن روز را روزه بگيرد، آتش به اندازه مسير يك سال از او فاصله مى‏گيرد و هر كس هفت روز روزه بگيرد، درهاى دوزخ بر او بسته مى‏شود و هر كس بيفزايد، خداى تعالى بر عمرش مى‏افزايد.

(3) امام باقر (ع) فرموده است، هر كس از ماه رجب يك روز از آغاز يا روزهاى وسط يا آخر آن روزه بگيرد، خداوند بهشت را بر او واجب مى‏فرمايد و روز رستاخيز درجه او را در بهشت با ما قرار مى‏دهد و هر كس دو روز از آن ماه روزه بگيرد، به او گفته مى‏شود خداى تعالى گناهان گذشته‏ات را آمرزيد. اعمال آينده خود را نيكو مواظب باش. هر كس سه روز از آن ماه را روزه بدارد، گويندش كه خداى گناهان گذشته و بازمانده عمرت را بخشيد و براى هر يك از برادران و دوستان گنهكار خود كه خواهى شفاعت كن و هر كس هفت روز روزه بدارد، درهاى هفتگانه دوزخ بر او بسته مى‏شود و هر كس هشت روز از رجب را روزه بدارد، درهاى هشتگانه بهشت براى او گشاده مى‏شود و از هر كدام كه خواهد به بهشت وارد مى‏شود.

 

 (۴) پيامبر (ص) فرموده‏اند: همانا رجب ماه اصم خداوند و ماهى سخت بزرگ است و از اين جهت به آن اصم مى‏گويند كه .........

ادامه روایات در ادامه مطلب.....

..
ادامه نوشته