شروعی درانتهای میهمانی

 

شبهای پایانی میهمانی ووصیت های فراموش شده

به اصرار وگریه وارد خانه حضرت شدم ودرکنار بستر جان جانان نشستم ...

امام على عليه السّلام به من فرمود:

«بنشين، گمان نمى‏كنم كه بعد از اين، از من حديثى بشنوى، بدان اى اصبغ! پيامبر صلّى اللّه عليه و آله بسترى بود، به عبادت آن حضرت رفتم، همان گونه كه تو اكنون به عيادت من آمده‏اى، پيامبر صلّى اللّه عليه و آله به من فرمود:

«بيرون برو، و مردم را به اجتماع براى نماز فرا خوان» [دستور پيامبر صلّى اللّه عليه و آله را اجرا كردم، مردم در مسجد اجتماع كردند] پيامبر صلّى اللّه عليه و آله به من فرمود: بالاى منبر برو، و يك پلّه پائين‏تر از جايگاه من قرار بگير و به مردم چنين بگو:

الا من عقّ والديه فلعنة اللّه عليه، الا من ابق من مواليه فلعنة اللّه عليه، الا من ظلم اجيرا اجرته فلعنة اللّه عليه‏

: «آگاه باشيد! آن كس كه با پدر و مادرش بدرفتارى كند، لعنت خدا بر او باد، آگاه باشيد! غلام و بنده‏اى كه از مولاى خود فرار كند، لعنت خدا بر او باد، آگاه باشيد! آن كس كه به اجير خود در مورد مزدش ظلم كند، لعنت خدا بر او باد».

اى اصبغ! دستور حبيبم پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و آله را اجرا نمودم، مردى از نقطه آخر مسجد برخاست و گفت:

«اى ابو الحسن! سه سخن را به اختصار گفتى، آن را براى ما شرح بده!».

به او پاسخى ندادم تا به حضور رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله رفتم، و عرض كردم مردى شرح اين سخن را از من خواسته است.

اصبغ مى‏گويد: در اين هنگام على عليه السّلام دستم را گرفت و فرمود:

«دستت را بگشا»، دستم را گشودم، آن حضرت يكى از انگشتان مرا گرفت و فرمود:

اى اصبغ! همين گونه كه من انگشت تو را گرفتم، رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله انگشتم را گرفت و فرمود:

مه يا ابا الحسن، الا و انّي و انت ابوا هذه الامّة، فمن عقّنا فلعنة اللّه عليه، الا و انّي و انت موليا هذه الامّة، فعلى من ابق عنّا لعنة اللّه، الا و انّي و انت اجيرا هذه الامّة، فمن ظلمنا اجرتنا فلعنة اللّه عليه، ثمّ قال آمين، فقلت آمين‏

: «اى ابو الحسن! اعتنا نكن و آگاه باش! همانا من و تو دو پدر اين امّت هستيم، كسى كه به ما جفا كند، لعنت خدا بر او باد، آگاه باش، همانا من و تو آقاى اين امّت مى‏باشيم، كسى كه از ما فرارى شود، لعنت خدا بر او باد، آگاه باش همانا من و تو دو اجير اين امّت هستيم كسى كه در اجرت ما ظلم نمايد، لعنت خدا بر او باد، سپس خود آن حضرت گفت: آمين، من نيز گفتم: آمين» [از اين كلمه آمين، فهميده مى‏شود، مطلب بسيار جدّى است، و نفرين مورد استجابت است‏]

 

طاعات قبول

دست خطی از "خط"

 

جوانی عکس خویش رابرای حضرت امام (ره)فرستاد وتقاضا کردجمله ای درپائین عکس بنویسند تا سرلوحه زندگی دنیا وآخرت او باشد.

امام نوشتند:

انالله وانا الیه الراجعون ...مامال خدائیم  انسان مال کسی را صرف دیگران نمی کند.

 

مهربان ونامهربان

 

الحمدلله الذی ادعوه فیجیبنی وان کنت بطیئا حین یدعونی...

خدای من ازتو ممنونم ...

که هروقت صدایت زدم اجابتم کردی

اما...

هروقت دعوتم کردی وصدایم زدی کندی وسستی کردم.

واین است حکایت عشق ومحبت خدای مهربان

به بندگان نامهربان...

 

 

رهن جـــان

 

تابحال بهتون گفتن شمادررهن کسی یا چیزی هستی!

رسول خدا (ص)فرمود:

ای مردم شما دررهن اعمال وکردارتان هستید...

بددررهن عمل زشت خودش وخوب مرهون اعمال نیکش هست.

حالا چطوری فک رهن کنیم جان خودمون رو ازاین اعمال درب وداغون..

حضرت فرمود:

ففکوها باستغفارکم...

فک رهن کنید خودتون رو دراین ماه با استغفار کردن وبسوی خدا رفتن..

 

 

 

ظرف وظرفیت...

 

فهم حقیقت این ماه وحقیقت روزه گرفتن وتناسب بین مهمانی وروزه گرفتن از مهمترین اعمال سالکین درماه مبارک رمضان است.

ماه رمضان به نزول قرآن موصوف است اما ظرف این نزول ماه مبارک نیست بلکه اساسا این ماه ظرفیت سازاست نه ظرف بلکه این قلب دردانه عالم حضرت رسول ختمی است که مظروف حقائق قرآن قرار می گیرد ومائیم وپیروی از آن عزیز عالم وماهی که درایجادظرفیت کمکمان می کند...

ازتوحرکت وازاو فیاضیت...