صدای دهل

 

نیمه شبی ،دزدی پای دیوارخانه ای نشسته ،مشغول سوراخ کردن آن خانه بود.صاحبخانه که تق تق آهسته دزدراشنید،پشت بام رفته ،سرش راپائین آوردوگفت:

آهای بابا چه میکنی ؟تو کیستی؟

دزدگفت: دارم دهل می زنم .مرد که ازسخن دزد متعجب شده بود باردیگر پرسید: داری چه میکنی ؟ دزد گفت :گفتم که ،دارم دهل می زنم !

مردگفت :اگردهل می زنی پس کوصدای دهل؟

دزد گفت:

گفت فردا بشنوی این بانگ را     نعره یاحسرتا واویلتا

من چورفتم بشنوی بانگ دهل     آن زمان واقف شوی برجزءوکل

البته این داستان رو که مولوی درمثنوی ذکرکرده هیچ ربطی به مسائل امروز اقتصادی وسیاسی وخصوصا فرهنگی جامعه نداره وذکر این حکایت صرفابرا لالائی شبهای پائیز وزمستونه لذا به کسی برنخوره

برداشت هرکس به خودش ربط داره

امـــا.....

اساساوقتی نفس عبرت گیری جامعه ازبین بره آسمون ربطی به ریسمون نداره فقط سین ومیم وواو ونون شون!! باهم مشترکه واینم خیلی به جائی بر نمی خوره

 

من مسلمانم؟!

 

روایت زیبا وجالب از پیامبر (ص) به بیان رهبری انقلاب...

شرح حال این روزای ما...(شایدم همه روزای ما !)

رهبر معظم انقلاب مطابق روال همیشگی شان در ابتدای جلسه درس خارج فقه (۱۷مهر)خود و قبل از آغاز درس، به بیان روایتی از امام باقر(ع) پرداخته و فرمودند:

«این بابی است که ایشان (شیخ کلینی صاحب کتاب کافی) باز کردند با عنوان مواعظ رسول الله(ص).»

متن روايت به همراه ترجمه و شرح مختصر رهبر معظم انقلاب:

عن الباقر عليه السلام: «سمعت جابر بن عبد اللّه يقول: إنّ رسول اللّه صلى اللّه عليه و آله و سلم مرّ بنا ذات يوم و نحن في نادينا «۱» و هو على ناقته، و ذلك حين رجع من حجّة الوداع.

 مي‌فرمايد جمع شده بوديم، مشغول گفتگو بوديم و حضرت سوار بر شترشان از كنار ما عبور مي‌كردند. و اين زماني بود كه حضرت از حجة الوداع باز مي‌گشت. مشخص مي‌شود كه از آخرين سخنان و وصاياي حضرت است.

 فوقف علينا فسلّم فرددنا عليه السلام، ثم قال: ما لي أرى حبّ الدنيا قد غلب على كثير من الناس حتى كأنّ الموت في هذه الدنيا على غيرهم كتب.

 اين خطاب به ماست. درست درباره ما گفته شده است.

 حضرت مي‌فرمايد: چيست كه مي‌بينم محبت دنيا بر بسياري مردم غالب شده گويا كه مرگ براي آنها نيست و براي ديگران مقرر شده است! (گويي) بنا نيست بميرند، اين جور محبّ دنيا!

 و كأنّ الحقّ في هذه الدنيا على غيرهم وجب، و حتّى كأن لم يسمعوا و يروا من خبر الأموات قبلهم

 اين حقوقي كه مردم و مسلمانها دارند گويا براي اين‌ها واجب نشده و بر ديگران واجب شده است! حتي گويا اطلاعي از مرده هايي ندارند كه قبلاً وارد دنياي اموات شده اند. گويا خبر ندارند چيزي به نام مرگ هم هست.

 سبيلهم سبيل قوم سفر، عمّا قليل إليهم راجعون، يبوّءونهم أجداثهم، و يأكلون تراثهم، فيظنّون أنّهم مخلّدون بعدهم، هيهات هيهات، أ ما يتّعظ آخرهم بأوّلهم... (۱)

 شبيه بيان نهج البلاغه است. گويا خيال مي‌كنند مرده ها مسافراني اند كه به زودي بر مي‌گردند! مرده ها را در قبرها جا مي‌دهند و ميراث آنها را مي‌خورند و خيال مي‌كنند بعد از آنها قرار است تا ابد در دنيا بمانند!

 خب حالا ممكن است گفته شود ما مرگ را قبول داريم. بله در ذهنمان قبول داريم ولي در عمل عكس آن عمل مي‌كنيم. هزار تا كار مي‌توانيم براي نجات خودمان بكنيم، توسل، توكل، دعا، خدمت و... اين را بايد از بن دندان باور كرد. صِرف باور عقلي و ذهني كافي نيست.»

جلسه درس تاريخ ۱۷/۷/۹۱

 

فرق معبد با معبد

 واقعه عجیب وخواندنی....

علت آبادانی ساختمان کلیساهاو کنیسه ها وخرابی زود هنگام ساختمان مساجد

نقل است كه ميرابوالقاسم فندرسكى در ايام سياحت به يكى از ولايات كفّار رسيد و با اهل آنجا از هر نوع گفتگو و مخالطه نمود.

روزى جمعى از اهل آن ولايت گفتند: از جمله امورى كه دلالت بر حقيّت مذهب ما و بطلان مذهب شما مى‏كند آن است كه معابد و كليساى ما كه حال قريب به دوهزار سال يا سه هزار سال است كه بنا شده و مطلقاً اثر خرابى و سستى در آن راه نيافته و اكثر مساجد شما به صدسال باقى نمى‏ماند و خراب مى‏شود و نظر بر اينكه حقيقت هر چيزى حافظ آنست پس مذهب ما برحقّ است.

سيد در جواب گفته:

درادامه بخوانید........

ادامه نوشته

خواب زمستانی

 

ای کاش همونقدر که برااومدن بهار وقت میذاریم وهمه چی مونو تعطیل میکنیم برا اومدن آقای بهار

کمی هم ازخودمون تلاش وکوشش نشون میدادیم ..!

همونقدر که توی بازارها برای نوپوشی ووضع ظاهرمون وقت میذاریم وبهش میرسیم یه مقداربرا درون واوضاع باطنی مون توی بازار خریدارای یوسف صف میکشیدیم تاشاید 13بدرنشده ازخودیت خودمون بدر میشدیم وتوی فصل بهار بجای درختا آدما شکوفه میزدن...

واین فصل بهار است وکاش منتظر وصل بهار عجل الله تعالی فرجه الشریف بودیم

کاش خواب زمستونی به خواب بهاری منتهی نشه وکمی هم براشکوفه زدن بیداربشیم

چقدرزیباست شکوفه هائی که تبدیل به گل میشن تا زیبائی یار رو نشون بدن

آقای بهارم...

منتظرم تا سال فاصله هام با صدای تو بهار بشه و تیک تیک انتظار با نوای تو عیدانه بهم بده

من منتظر بهارم

بهاری که هنوزبه زمستون عمر من پایان نداده

.............

راستی اگه برااومدن آقای بهاران انقد تعطیل میکردیم ووقت میذاشتیم شاید دیگه این آخرین خونه تکونی هامون تو فصل  زمستون بود.......

السلام علیک یا ربیع الانام

تا سال دیگه

یاعلی

 

حرام اندر حرام

 

پاک وناپاک..!

از پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله نقل شده است که فرمود:

 چه بسا یک نفر از شما دست های خود را به سوی آسمان کرده و می گوید: پروردگارا، پروردگارا. در حالیکه غذای او لقمه حرام است، لباسی که پوشیده حرام است، چگونه دعای چنین شخصی مستجاب می گردد و چگونه اعمال او مورد قبول واقع می شود؟!.

چنین انسانی اگر صدقه بدهد از مال حرام است، اگر حج برود از مال حرام است، اگر خرج کند از مال حرام است، اگر ازدواج کند از مال حرام است، اگر روزه بگیرد بالقمه حرام افطار کرده است. وای به حال او آیا نمی داند که خداوند پاک است و جز پاکی را قبول نمی کند، خداوند در کتاب خود فرموده است:" خداوند تنها از پرهیزکاران قبول می کند."

عده الداعی

 

بهار در دی ماه

 

9 دی قیام جامعه زنده انسانی در حفظ واحیاء مکتب اسلامی وفریاد بلند امر به معروف ونهی از منکر عاشورائی است .

واین همان مصداق عبرات است ،،،

اشکهائی که زنده کننده ومحیی است ومعبر عبور از تفکرات مادی وطبیعی ودنیائی بسمت عقلانیت ووحیانیت وجامعه انسانی است

و....نه از جنس اشک های مردم کوفه ...که زحمت چشم است  ومایه آزار دل...

9دی تجلی پیام زنده کربلاست

و دی بهار قلب های بصیر وثمره خون های شهیدالشهداست

واین کربلاست

که منتظر ماست ....

9 دی بهانه زنده کردن امر به معروف در جامعه

امام علي عليه‏السلام در حکمت 375، امر به معروف را از نظر ارزش سنجي جزو جهاد در راه خدا بحساب آورده و مراحل آن را توضيح مي‏دهد.

أول ما تغلبون عليه من الجهاد الجهاد بأيديکم، ثم بألسنتکم، ثم بقلوبکم؛ فمن لم يعرف بقلبه معروفا، و لم ينکر منکرا، قلب فجعل أعلاه أسفله، و أسفله أعلاه

 

(اول چيزي که در جهاد از شما مي‏گيرند جهاد با دست است، سپس با زبان، و بعد با دل، آن کس که حتي با قلبش بطرفداري با نيکيها و مبارزه با منکرات برنخيزد قلبش واژگون مي‏شود، بالاي آن پايين و پائين آن بالا مي‏رود «يعني حس تشخيص نيک و بد را از دست مي‏دهد و آنها را وارونه مي‏نگرد، چون، چنين عادت کرده است»)

يعني ترک نظارت ملي، و بي‏توجهي به مراحل امر به معروف، انسان را دگرگون نموده دچار مسخ ارزشها مي‏شود، هاضمه‏ي جامعه بيمار مي‏گردد که بد و خوب را ديگر تشخيص نمي‏دهد.

واین همان آسیبی است که جامعه اسلامی را شدیدا تهید می کند.

 

دوست ستارگان

 

تا حالا چند بار سفره پهن کردیم اما چیزی نبوده که روش بذاریم وبا شکم گرسنه موندیم!!

چند بار با گرسنگی خوابیدیم !!

اصلا با شکم خالی که نه با شکم سیر چقد مثمر ثمر بودیم؟

 اوضاع زمونه انقد مارو مشغول کرده که گاهی یادمون میره شکر کنیم از اونی که هیچوقت ما هااز یادش نمیریم و عادت به سفره های رنگی دائمی، ما رو طلبکار عالم وآدم میکنه وقتی که سفره مون گاها سیاه وسفید میمونه...  

مرحوم آخوند خراسانی از بزرگان علمی جهان تشیع بشمار میره که مصنفات تخصصی این عالم عامل در سطوح عالی وخارج حوزه های علمیه تدریس میشه و برخی از کتاب های علمی این بزرگ مردبا حاشیه وشرح 100 مجتهدهمراه هست. حدود 100سال پیش زندگی میکرده ودرباره حالات خودش می نویسه:

تنها خوراک من فکر بود ولی قانع نبودم هیچ گاه نشد گلایه کنم . شش ساعت بیشتر نمی خوابیدم وشبها بیدار بودم. با ستارگان دوست شده بودم. خواب با شکم خالی بسیار مشکل است.

این مطلب خصوصا برا اهل علم وعموما برا همه ما که داعیه امت رسول ختمی وپیروی مکتب اهل بیت رو داریم تلنگری است که رسیدن به مراتب بالای کمال وانسانیت به خوب خوردن وپوشیدن ودست وپا زدن برای پست ومقام نیست .ویادمون باشه مقصد دنیا نیست تا انقد براش هزینه کنیم.

 

عرفات وبی معرفتی !

 

چند جمله اندر عرفه دراوج بی معرفتی

1400سال ممکنه خیلی دور باشه اماهیچکس به 50 سال با نظر دوری نگاه نمیکنه

 اینو میگم تا یه سر به تاریخ برگردیم  تا با کمال تعجب ببینیم برهه ای ازاین تاریخ چند ساعت هم براشون خیلی دور بوده وبلکه چند ثانیه.

آره نمیخوام ذهنتو ببرم سر جریان پیغمبرکه هنوز عمر جسمانی به پایان نرسیده عده ای همه چیز یادشون رفت...  نه   یه کم جلوتر که بیای میبنی صحرای عرفاتی رو  که مسلمونای امت همین  رسول خدا که حدود200000نفر بودن ازسراسر ممالک اسلامی با رنگا وزبونای  متفاوت اما با دین وآئین مشترک اومدن و دارن با خدائی که همین پیغمبر بهشون نشون داد مناجات ودرد ودل میکنن

 وصدای العفو شون فضای آسمون و پرکرده  وخودشونو آماده رفتن به مشعر ومنا میکنن وکمی اونطرف تر وچند خیمه جلوترشخصیت اول جهان اسلام ونوه رسول ختمی وخلیفه خدای متعال  رو میبینن که بعد از دعا وسوزو گداز با خدای خود مسیری غیر از مشعر(محل شعور) ومنا وقربانگاه را انتخاب کرده ودرست برعکس همه اونا حرکت میکنه

حتما شنیدید رای با اکثریته!!

اما با این واقعه روشن شد این قاعده کلی نیست میدونید چرا؟

چون این قاعده وقتیه که آدما دریه سطح فکری ومعرفتی باشن اما وقتی اول شخص عالم اومد به میون دیگه اکثر واقل معنا نداره اول شخصی که به عقیده ما عقل کل وانسان كامل وخلیفه خدا روی زمینه....خود بخوان  حدیث مفصل

ببینم نکنه شماهم رفتین تو فکر این حرف تا ببینید درسته یا نه...!!

امامراقب باشید!!! لحظه ای تعلل یعنی از کاروان حسین بن علی عليه السلام جا ماندن وبه سوی مشعر ومنا رفتن  وهمون داستان تلخ بی معرفتی در عرفات...

خلاصه چی شد از اون هزاران نفر فقط عده قلیلی همراه حضرت شدن تازه عده ای که بعد توی مسیر خیلی هاشونم جدا شدن چون بخیالشون امام به حکومت میرسه و....اما دیدن خير

هدف؛ شهادت  وریخته شدن خونه  که با فکر سطحی و بی معرفتی قابل توجیه نیست كه نيست وفهمش شعور ميخواد نه وقوف

فردا عرفه ست ومائیم وتکرار واقعه....

میتونیم به فکر حال دعامون باشیم واین که کجا بریم صفاش بیشتر باشه یا اینکه ...مهار ناقه عمر رو ببریم بزنیم به طناب  خیمه ارباب که اگه قصدش خروج از عرفه غیبت بود  جزء بی معرفتان صحرای عرفات  انتظار نباشیم

ببخشید حرف زیاد بود اما فرصت کم 

انشا الله عرفه مون بی عرفه نباشه

 

فوائد گرما وسرما

 

                           گرما و سرما و فواید آن دو........درکلام امام صادق علیه السلام

 امام صادق ع به مفضل می فرماید:

به این گرما و سرما بنگر كه چگونه جهان را نگاه داشته اند. این دو دما با فزونى، كاستى و تعادل باعث شده اند كه این فصول و تنوع هواى در سال پدید آید، زیرا مصلحت انسان و تمام هستى در آنهاست.

نیز گویى كه سرما و گرما بدنها را دباغى مى كنند و باعث پایدارى و استحكام آنها مى گردند. اگر این گرما و سرما نبود و بدنها را سرد و گرم نمى كردند هر آینه فاسد و نابود مى شدند.

بنگر كه چگونه یكى از آن دو بتدریج و اندك اندك وارد دیگرى مى شود و آن دیگرى اندك اندك كم مى شود و دیگرى آرام آرام افزوده مى شود تا اینكه هر كدام در فزونى و كاستى به منتها درجه خود برسند. اگر یكى از آن دو ناگهان وارد دیگرى مى شد باعث بیمارى و زیان اجسام و ابدان مى گشت. این امر مانند آن است كه یكى از شما ناگهان از حمام داغ و پر حرارت وارد منطقه اى سرد و یخزده گردد. بى تردید این امر باعث زیانى عظیم و بیمارى بر جسم او مى شود.

پس اگر خداى جل و علا چنین تدبیر فرموده كه سرما و گرما بتدریج و اندك اندك وارد گردند به خاطر حفظ صحت و سلامت موجودات است. اگر تدبیر و حكمتى در كار نیست پس چرا ناگهانى وارد نمى شوند بلكه آرام آرام مى آیند و مى روند تا همه چیز سالم بماند؟

 

اگر حرارت نبود، میوه هاى سخت و تلخ، نرم و رسیده نمى شد تا تر و خشك شده اش خورده شود... اگر سرما نبود كشتزار اینگونه جوانه نمى زد و حبوبات، غلات و روزى آدمى را بر نمى آورد و آنقدر به دست نمى آمد كه باز در زمین بپاشند و برویانند.

نمى بینى كه سرما و گرما با آن همه سود و مصلحت باز بدن را به درد مى آورند؟ در این امر براى كسى كه بیندیشد درس عبرت نهفته است و دلیلى است بر آنكه امر و تدبیر حكیم و جهانیان براى صلاح و مصلحت آنان است.

 ///////////////////     توسرد وگرم روزگار وبا تغییرخوشی وناخوشی هاخوبه ما هم فائده  مون بیشتر ازمضرات مون باشه  !!

 

عاشقی ازمنظردین

 

      عاشق شدن ازمنظر دین.....اشکال دارد یا خیر ؟

 براى پاسخ به این سؤال كه اصلا آیا عشق اشكال شرعى دارد یا خیر، باید ابتدا مقصود از عشق را مشخص كنیم. عشق دو معنا دارد: یكى معناى عوامانه‏ى آن كه همان طغیان شهوت جنسى است و واقعا نامیدن این امر به عشق، جفا در حق عشق است. قطعا چنین طغیانى، مطلوب نیست و فضیلت كش است و انسان تنها با كمك عفاف و تسلیم نشدن در برابر آن سود مى‏برد. اما معناى دیگر آن، عشق پاك و خالص و راستین است كه نه تنها مذموم نیست، بلكه مى‏تواند مركب خوبى براى كمال انسان شود.

اگر در زبان عامیانه گاه گفته مى‏شود عشق شرعا اشكال دارد، قطعا معناى اول آن مورد نظر است و اشكال شرعى آن نیز روشن است. زیرا طغیان شهوت جنسى، موجب خروج از حریم‏هایى است كه انسان به طور طبیعى در آن محدوده

 

عمل مى‏كند. بهترین معیار تفكیك این دو عشق، آن است كه در نوع اول، انسان از خود بیرون نمى‏رود و محبوب را فقط براى خود مى‏خواهد و براى همین با وصال به محبوب، آتش عشق فروكش مى‏كند و خاموش مى‏شود. اما در مورد دوم، انسان محبوب را .........

درادامه بخونید.......

ادامه نوشته

گناه آئينـــــه..!

 

مرحوم علامه تهراني ره مي فرمايد:

 شخصى از اهل تفكّر و مراقبه در گوشه‏اى از صحن حضرت رضا عليه السّلام نشسته و در دريائى از تفكّر فرو رفته بود، يكمرتبه حالى به او دست داد و صورت ملكوتى افرادى را كه در صحن مطهّر بودند مشاهده كرد؛ ديد خيلى عجيب و غريب است.

 صورتهاى مختلف زننده و ناراحت كننده از اقسام صور حيوانات، و بعضى از آنها صورتهائى بود كه از صورت چند حيوان حكايت ميكرد. درست مردم را تماشا كرد؛ در بين اين جمعيّت كسى نيست كه صورتش سيماى انسان باشد، مگر يك نفر سلمانى كه در گوشه صحن كيف خود را باز كرده و مشغول اصلاح و تراشيدن سر كسى است؛ ديد فقط او به شكل و صورت انسان است.

از بين جمعيّت با عجله خود را به او كه نزديك در صحن بود رسانيد و سلام كرد و گفت: آقا ميدانيد چه خبر است؟

سلمانى خنديد و گفت: آقا تعجّب مكن، آئينه را بگير و خودت را نگاه كن!

خودش را در آئينه نگاه كرد؛ ديد صورت خود او هم به شكل حيوانى است؛ عصبانى شده آئينه را بر زمين زد.

سلمانى گفت: آقا برو خودت را اصلاح كن، آئينه كه گناهى ندارد.


 

بی حیا شرم نمی کند!

 

گاهی فکر کردیم که چرا مجلس روضه  بقول گفتنی حال نمیده و هر قدر هم مجلس آماده است اما اشک وسوز خبری نیست!؟

شاید علل مختلفی داشته باشه ...شما چی فکر میکنین؟

 روزی مرحوم پدرم(علامه تهرانی ره)ازمنزل بقصدمجلس روضه حرکت کردندمرحوم حاج مشهدی هادی خانصنمی(ابهری)نیز همراه مابودچون وارد مجلس روضه شدیم منبری واعظ شهیر ومعروف کربلامرحوم شیخ مهدی مازندرانی بود.وی اتفاقادرآن روزروضه قتلگاه را خواندوبسیارخوب ومهیج هم خواند ومعلوم است که روضه قتلگاه ازهمه روضه ها دلخراشتر وسوزناکتراست امابسیارجای تعجب بود که ابدا کسی گریه نکردوبرخلاف انتظارهمه مجلس سرد وبدون شوربود.

چون ازمجلس بیرون آمدیم دیدیم حاج مشهدی هادی میگوید:

په !!بی حیا شرم نمی کند باجنابت داخل مجلس امام حسین علیه السلام شده است.

معلوم شد یکی ازحضارمجلس باحال جنابت آمده است وحال او مانع نزول رحمت شده است.

پس مراقب باشیم مانع نزول رحمت تو روضه های ارباب نباشیم .

یاعلی

 

 

همه زن شدند..!

                                  

                                       تاثیر نگاه بر باطن

یکی ازشاگردان شیخ رجبعلی خیاط نقل می کند:

روزی ازمطب حرکت کردم که جایی بروم ،سوارماشین شدم میدان فردوسی یاپیش ترازآن ماشین نگه داشت .جمعیتی بالاآمدند،سپس دیدم راننده زن است نگاه کردم دیدم همه زن هستند، همه یک شکل ویک لباس. دیدم بغل دستم هم زن است خودم راجمع کردم وفکرکردم اشتباهی سوارشده ام. اتوبوس نگه داشت وخانمی پیاده شدآن زن که پیاده شد همه مردشدند......بنانداشتم نزدشیخ بروم بخاطر روشن شدن این قضیه رفتم پیش مرحوم شیخ .قبل ازاینکه حرفی بزنم فرمود:

دیدی همه مردها زن شده بودند چون مردها به آن زن توجه داشتند همه زن شدند،بعد فرمود:

وقت مردن هرکس به هرچه توجه دارد همان جلوی چشمش مجسم می شود ولی محبت امیرالمومنین علیه السلام باعث نجات می شود چقدر خوب است که انسان محوجمال خدا بشود تاببیندآنچه راکه دیگران نمی بینند وبشنود انچه را که دیگران نمی شنوند///

علت محدودیت(البته این محدودیت از جنبه حیوانیت انسانهاست والا از جنبه انسانیت انسانها نه تنها محدودیت نیست بلکه عین وسعت وپیشرفت است واساسا مصونیت انسان رادربردارد) درشریعت مقدس همان است که انسان دائما وآن به آن  با افکار واعمال خویش خود را می سازد وبه خود شکل می دهد .لذا تمام واردات انسانی ازمنظردین باید انسانی وانسان ساز باشد  لذا ندیدنی ها ونشنیدنی ها ونخوردنی ها و...در حوزه دین بابی مفصل واهمیت بسزایی دارد.

مراقب ندیدنی ها ونشنیدنی ها ونخوردنی هامون باشیم...

یا علی

 

درگیری آیت الله آملی با دشمن

 

آیت الله حاج شیخ محمدتقی آملی می فرمود:

درخواب دیدم دشمنی به من حمله کرد.من باآن دشمن درگیروگلاویزشدیم.این دشمن من رارها نمی کرد.من برای اینکه ازشراونجات پیداکنم هیچ چاره نداشتم جزآنکه دست اورابشدت گازبگیرم،تامرارهاکندودراین حال بیدارشدم دیدم دستم دردهان خودمن است وبشدت دستم راگازگرفته ام.درهمان عالم خواب به من فهماندندکه دشمن توکسی جز خودت نیست,ازخودت نجات پیداکن.

شناخت دشمن چه درحوزه جهاداصغر وصحنه بیرونی وچه درصحنه داخلی وجهاد اکبر امری مهم تلقی می شود.دیدن عیب و درمان آن از عنایات الهی است چنانچه درروایت آمده:

اگریک بنده مورد عنایت خداوندشد..بصره عیوبهاودواءها...خداوند عیب وبدی دنیا رانشان او می دهد(وصایای پیامبر به اباذر).

اعدی عدوک نفسک التی بین جنبیک.....یعنی دشمن رادردرون خویش بجوئید که خطرناکترین دشمن هاست...

ومطمئنا پیروزی درجبهه بیرونی فرع بر پیروزی در میدان جنگ درونی است واین اصلی است که پیشوایان دینی به ماگوشزد نموده اند وهوشیاری ما رامی طلبد.

بقول مرحوم علامه جعفری درتبیین شخصیت حضرت عباس بن علی علیهما السلام :

جهاد اصغر اباالفضل علیه السلام ریشه درجهاد اکبراو دارد.

یاعلی

 

مجلس ترحیم مرحوم خــدا

 

قابل توجه متولیان مساجد واماکن مذهبی که دربرخی ازموارد تولیت را ارثیه پدری خود وفضای فعالیت را برای جوانان بسته اند

امیدواریم که مساجد ومراکز مذهبی ما پایگاههای کاملا فعال ترویج وپرورش اسلام ناب گردیده ومانند بسیاری از مسائل فردی واجتماعی مان  حواله به آمدن امام زمان عج  نکنیم.آمین...!!!


روزی دونفرازمتولیان یکی ازمساجد درتولیت مسجد مشاجره ومجادله نموده وبالاخره تصمیم میگیرند که مسجد راازوسط دیوارکشیده وهریک متولی سهم خودباشند.آقاجمال برای توجه دادن آنان به کارزشتشان که مطمئنا ازطریق گفت وگوی رودرروحل نمی شد بطورغیرمستقیم عمل کرد؛بدین ترتیب که یک نفررامامورکردبه رسم آن روز،شال عزا به گردن انداخته وسواراسب شده وبه اهل شهر اعلان نماید که آقا جمال خوانساری درفلان مسجداقامه تعزیه دارد همه حاضر بشوید.

علماء،اکابر،کسبه وسایر طبقات مردم درمسجدحاضرشده،بعدازقرائت فاتحه وتعزیت وتسلیت وصرف قلیان وچای ،سئوال کردند که مجلس فاتحه برای کیست؟!

آقاجمال فرمود:

خداوندعالم مرحوم شده ،مجلس ترحیم مرحوم خداوند است!

همه تعجب کردند وگفتند:آقا این چه فرمایش است؟!

فرمود:اگرخداوندازدنیانرفته پس چراخانه اورامثل متروکات مرده ها تقسیم نموده اید؟

آن دونفرازشنیدن این سخن بسیار خجالت کشیده دیوارراازوسط مسجد برداشتند.

 

طبيعت مرد، چند همسري است!

 

تاآخر بخوانید... 

 حتما تعجب خواهيد کرد اگر بشنويد عقيده رايج روانشناسان و فيلسوفان اجتماعي غرب بر اين است که مرد چند همسري آفريده شده،تک همسري بر خلاف طبيعت اوست

ادامه مطلب برید

ادامه نوشته