چهره اعـمـــــال

 

چهره عمل ورفتارشما چگونه است ؟

شيخ بهائى مى فرمايند، رفيقى در قبرستان اصفهان داشتم كه بر سر مقبره اى مى ايستاد و مشغولعبادت بود روزى تعريف مى كرد كه : 

روز قبل جنازه اى را آوردند و در قبرى گذاشتند هنگام غروب سگ بد بويى ديدم كه هيكل موحش وسياهى داشت و وارد آن قبر شد چند لحظه بعد يك نفر خوش بو و معطر و دلربايى آمد و وارد همان قبر شد 

مدتى گذشت آن فرد خوش بو بيرون آمد اما خون آلود و زخمى همان جا گفتم خدايا به من بفهمانقضيه چيست رفتم جلو و به آن فرد معطر گفتم شما كى هستيد؟ ايشان جواب داد من چهره اعمال

خوب آن فرد و آن سگ چهره كردار ناپسند وى ، آن سگ بر من غلبه كرد و مرا بيرون كرد حال آن سگ تاقيامت با آن مرده مأنوس خواهد بود.

 شاید فهم اینکه هریک از اعمال وکردار انسان چهر ه ی خاصی دارد سخت باشه ولی بامرورآیات الهیوکلمات سفرای آسمان این حقیقت مسئله ای کلیدی وپراهمیت درتغییر عملکرد ما خواهدبود...لذا

همین امرمهم دقت فراوان درتصحیح رفتارانسان را می طلبد چون صورت های گوناگون ومتغیر وبعضاآزاردهنده که با وجود انسان گره خورده تصورا هم دردآور وسوزناک است چه رسد به اینکه حشر ونشرانسان شبانه روز با آن امیخته شود..

تصوراینکه دروغ وغیبت وتهمت ومال حرام وبدزبانی و...هرکدام صورتی زشت وکریه ،خلقوهمراهناگسستنی انسان شود برای غافلان مایه بهت وحیرت وبرای صاحبان چشم دل مایه فریاد ونالهوفغان بوده وهست.

درجامعه اسلامی بهترین راه جهت رسیدن به مدینه فاضله تطهیر رفتارهای شخصی ورسیدگی درونفردی است که انتظار رسیدن به فرج مدنی واجتماعی را محقق می کند.

لذانخستین ومهمترین عامل گرانی واحتکاروفاصله طبقاتی وتجمل گرائی و... تحریم ومدیریت وبهانههای کلی نیست بلکه به عدم اصلاح فرد فرد جامعه به آداب اسلامی برگشت میکندکه درخود سوءمدیریت جزئی وکلی وامثال آن را بدنبال دارد.

اینجاست که تلاش هزاران ساله انبیاء واولیاء در پاک سازی وطهارت عقیده وفکر وعمل اهمیتش چونان

آفتاب مرداد ماه خوزستان هویداست

 

جهــاد اکبر

 

مبارزه درجبهه درون

مردی ازسرخشم با مشت ولگد وخنجر مادرش رابه هلاکت رسانید .یکی به او گفت:ای بدگهر،توحق مادری رافراموش کردی؟مگراوبه توچه کردکه اینگونه اورابه هلاکت رساندی؟ آیا تاکنون دیده شده کسی مادرش رابکشد؟

مردگفت:مادرم کاری کردکه سبب رسوائی شد،من اوراکشتم تاخاک رسوائی اورابپوشاند.

آن شخص گفت: تومی بایست فردزناکاررابکشی نه مادرت را.

گفت:

بااین حساب هرروز بایدیکی را می کشتم ،

نه ، مادر فاسد راکشتم تاازکشتن دیگران رهائی یابم ورنج مرگ مادر برای من بهترازرنج کشتن دیگران است.

مولوی بعد نقل این ماجرا می گوید:

نفس تست آن مادر بدخاصیت     که فساد اوست درهرناحیت

پس بکش اوراکه بهرآن دنی     هرزمان قصدعزیزی می کنی

ازوی این دنیای خوش برتست تنگ     ازپی اوباحق وباخلق جنگ

نفس کشتی بازرستی زاعتذار     کس ترادشمن نماند دردیار

مبارزه با علت نه معلول همان خشکاندن ریشه آفات ازبیخ وبن یعنی هدف قراردادن نفس اماره  که سرمنشا همه ناهنجاری های روانی واضطراب های درونی وتلخ کامی های زندگی ست می باشد.

این یعنی دراشتباهات خویش بدنبال مقصر خارجی وبیرونی نگردیم ، چه بسیار اشتباهات که منشا درونی ونفسانی دارد .

 

 

مهمانی درقبرستان

 

حكايت عجيب ازنوروز ومهمانی درقبرستان

وقتى كه من در سن شانزده يا هفده سال بودم، عيد نوروزى بود در اصفهان به اتفاق پدر خود و جمعى از دوستان و همصحبتان به بازديد عيد به خانه‏هاى آشنايان مى‏رفتيم.

اتفاقاً روز سه‏شنبه بود به عزم ديدن آشنائى رفتيم .در قبرستانى نزديك خانه او بود مكث كرده شخصى را فرستاديم تفحص كند كه او در خانه است يا نه؟

بر سر قبرى نشستيم. يكى از رفقا به عنوان مطايبه گفت:

اى صاحب قبر آخر ايام عيد است به ديدن هر كه رفتيم تعارفى كرد و شيرينى و ميوه آورد چرا تو چنين بى‏تعارفى؟

ناگاه از قبر آوازى برآمد كه ببخشيد ندانستم شما اينجا خواهيد آمد سه‏شنبه آينده وعده است همين جا تا من نيز تعارف بجا آورم، ما از شنيدن اين آوازمتوحش شديم و از جا برخاستيم متحير و مضطرب مانده به منازل خود مراجعت كرديم و متيقن شديم كه تا سه شنبه آينده ما همه خواهيم مرد.

مشغول توبه و وصيت و تنقيح امور خود شديم تا روز سه‏شنبه آينده با هم مجتمع شده گفتيم بيائيد تا بر سر قبر او رويم ببينيم چه روى مى‏دهد.

مجتمعاً بر سر قبر او رفتيم يكى از ما گفت:

كه اى صاحب قبر به وعده وفا كن، ناگاه ديديم قبر شكافته شده و درى پيدا گرديد و آوازى آمد كه بسم اللّه قدم رنجه فرمائيد و پله‏اى چند ظاهر شد و ما در نهايت حيرانى پائين رفتيم، دهليزى طولانى سفيد كرده روشن نمايان شد

و شخصى در آنجا ايستاده پيش افتاد و دلالت مى‏كرد چون دهليز تمام شد باغى در نهايت طراوت و صفا ظاهر و در آنجا نهرهاى آب جارى و درختهاى مشتمل بر أنواع ميوه‏هاى جميع فصول و بر آن درختان انواع مرغان خوش ألحان،

و ازخيابانى كه مقابل دهليز بود رفتيم در ميان باغ به عمارتى رسيديم ساخته و پرداخته در نهايت زينت و اطراف آن به باغ گشوده پس داخل آن عمارت شديم.

شخصى در نهايت جمال و صفا نشسته و جمعى از ماه لقايان كمر خدمت آن بر ميان بسته، چون ما را ديد از جا برخاست و عذرخواهى نمود و ترغيب كرد و انواع شيرينيها و ميوه‏ها كه مثل آن نديده بوديم آورد و ما متحير كه ما در اينجا خواهيم ماند يا بازگشتى خواهيم داشت بعد از ساعتى برخاستيم تا به بينيم چه روى خواهد داد.

آن شخص ما را مشايعت كرد تا دم دهليز، پس پدر من از او سؤال كرد كه تو كيستى و اينجا كجاست.

گفت من فلان مرد قصابم در بازارچه‏اى كه نزديك اين قبرستان است دكان قصابى داشتم و عملى به جز اين نداشتم كه هرگز كم نفروختم

و اول وقت نماز كه داخل مى‏شد و صداى مؤذن بلند مى‏شد اگر گوشت در ترازو بود نمى‏كشيدم و به مسجد كوچكى كه در آن نزديكى بود به نماز جماعت حاضر مى‏شدم و بعد از مردن اين موضع را به من دادند و در هفته گذشته كه شما اين سخن را به من گفتيد مأذون به راه دادن نبودم و اين هفته اذن گرفتم.

بعد هر يك از ما از مدت عمر خود سؤال كرديم و او جواب مى‏گفت: از آن جمله شخص مكتب دارى را گفت: تو زياده از نود سال عمر خواهى كرد و او هنوز زنده است و مرا گفت: تو فلان قدر، و حال پانزده سال ديگر باقى است‏.

منبع: خزائن مرحوم نراقی

 

حرام اندر حرام

 

پاک وناپاک..!

از پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله نقل شده است که فرمود:

 چه بسا یک نفر از شما دست های خود را به سوی آسمان کرده و می گوید: پروردگارا، پروردگارا. در حالیکه غذای او لقمه حرام است، لباسی که پوشیده حرام است، چگونه دعای چنین شخصی مستجاب می گردد و چگونه اعمال او مورد قبول واقع می شود؟!.

چنین انسانی اگر صدقه بدهد از مال حرام است، اگر حج برود از مال حرام است، اگر خرج کند از مال حرام است، اگر ازدواج کند از مال حرام است، اگر روزه بگیرد بالقمه حرام افطار کرده است. وای به حال او آیا نمی داند که خداوند پاک است و جز پاکی را قبول نمی کند، خداوند در کتاب خود فرموده است:" خداوند تنها از پرهیزکاران قبول می کند."

عده الداعی

 

بهار در دی ماه

 

9 دی قیام جامعه زنده انسانی در حفظ واحیاء مکتب اسلامی وفریاد بلند امر به معروف ونهی از منکر عاشورائی است .

واین همان مصداق عبرات است ،،،

اشکهائی که زنده کننده ومحیی است ومعبر عبور از تفکرات مادی وطبیعی ودنیائی بسمت عقلانیت ووحیانیت وجامعه انسانی است

و....نه از جنس اشک های مردم کوفه ...که زحمت چشم است  ومایه آزار دل...

9دی تجلی پیام زنده کربلاست

و دی بهار قلب های بصیر وثمره خون های شهیدالشهداست

واین کربلاست

که منتظر ماست ....

9 دی بهانه زنده کردن امر به معروف در جامعه

امام علي عليه‏السلام در حکمت 375، امر به معروف را از نظر ارزش سنجي جزو جهاد در راه خدا بحساب آورده و مراحل آن را توضيح مي‏دهد.

أول ما تغلبون عليه من الجهاد الجهاد بأيديکم، ثم بألسنتکم، ثم بقلوبکم؛ فمن لم يعرف بقلبه معروفا، و لم ينکر منکرا، قلب فجعل أعلاه أسفله، و أسفله أعلاه

 

(اول چيزي که در جهاد از شما مي‏گيرند جهاد با دست است، سپس با زبان، و بعد با دل، آن کس که حتي با قلبش بطرفداري با نيکيها و مبارزه با منکرات برنخيزد قلبش واژگون مي‏شود، بالاي آن پايين و پائين آن بالا مي‏رود «يعني حس تشخيص نيک و بد را از دست مي‏دهد و آنها را وارونه مي‏نگرد، چون، چنين عادت کرده است»)

يعني ترک نظارت ملي، و بي‏توجهي به مراحل امر به معروف، انسان را دگرگون نموده دچار مسخ ارزشها مي‏شود، هاضمه‏ي جامعه بيمار مي‏گردد که بد و خوب را ديگر تشخيص نمي‏دهد.

واین همان آسیبی است که جامعه اسلامی را شدیدا تهید می کند.

 

دوست ستارگان

 

تا حالا چند بار سفره پهن کردیم اما چیزی نبوده که روش بذاریم وبا شکم گرسنه موندیم!!

چند بار با گرسنگی خوابیدیم !!

اصلا با شکم خالی که نه با شکم سیر چقد مثمر ثمر بودیم؟

 اوضاع زمونه انقد مارو مشغول کرده که گاهی یادمون میره شکر کنیم از اونی که هیچوقت ما هااز یادش نمیریم و عادت به سفره های رنگی دائمی، ما رو طلبکار عالم وآدم میکنه وقتی که سفره مون گاها سیاه وسفید میمونه...  

مرحوم آخوند خراسانی از بزرگان علمی جهان تشیع بشمار میره که مصنفات تخصصی این عالم عامل در سطوح عالی وخارج حوزه های علمیه تدریس میشه و برخی از کتاب های علمی این بزرگ مردبا حاشیه وشرح 100 مجتهدهمراه هست. حدود 100سال پیش زندگی میکرده ودرباره حالات خودش می نویسه:

تنها خوراک من فکر بود ولی قانع نبودم هیچ گاه نشد گلایه کنم . شش ساعت بیشتر نمی خوابیدم وشبها بیدار بودم. با ستارگان دوست شده بودم. خواب با شکم خالی بسیار مشکل است.

این مطلب خصوصا برا اهل علم وعموما برا همه ما که داعیه امت رسول ختمی وپیروی مکتب اهل بیت رو داریم تلنگری است که رسیدن به مراتب بالای کمال وانسانیت به خوب خوردن وپوشیدن ودست وپا زدن برای پست ومقام نیست .ویادمون باشه مقصد دنیا نیست تا انقد براش هزینه کنیم.

 

احیاء دین با نمک !

 

      حتی با نمک طعام...

حجة السلام والمسلمین قدس، یکی از شاگردان آیت الله بهجت می گوید:

 « آقا همیشه سفارش می کردند برای احیای شریعت نگذارید سنتها فراموش شود وعرفیات یا بدعتها جای آن را بگیرد.

 روزی فرمودند:

 « مرحوم حاج شیخ مرتضی طالقانی ( ازاستادان اخلاق و علمای بزرگ نجف، که استاد اخلاق آقا نیز بوده است ) همراه با عده ای از علما از جمله آیت الله العظمی خوئی به افطار دعوت بودند، وقتی غذا آماده می شود و همگی سر سفره می نشینند حاج شیخ مرتضی طالقانی می فرماید: نمک در سفره نیست و اقدام به تناول غذا نمی کنند.


 با اینکه بین مجلس افطاریه تا آشپزخانه بسیار فاصله بوده ( و ظاهراً از خانه ای دیگر غذا می آورده اند ). به هر حال مرحوم طالقانی دست به غذا دراز نمی کند و دیگران حتی آیت الله خوئی نیز به احترام ایشان غذا شروع نمی کنند و طول می کشد تا نمک را بیآورند. بعد از ختم جلسه و هنگام رفتن، آیت الله خوئی خطاب به ایشان می فرماید:

 حضرت آقا، اگر شما به این اندازه به ظاهر سنت مقید هستید که اگر کمی نمک تناول نکنید غذا نمی خورید، پس در این گونه مجالس کمی نمک با خود همراه داشته باشید تا مردم را منتظر نگذارید. آقای طالقانی فوراً دست به جیب برده و کیسه کوچکی را درآورده و می فرماید: با خودم نمک داشتم ولی می خواستم سنت اسلامی پیاده شود و متروک نباشد...

 

عرفات وبی معرفتی !

 

چند جمله اندر عرفه دراوج بی معرفتی

1400سال ممکنه خیلی دور باشه اماهیچکس به 50 سال با نظر دوری نگاه نمیکنه

 اینو میگم تا یه سر به تاریخ برگردیم  تا با کمال تعجب ببینیم برهه ای ازاین تاریخ چند ساعت هم براشون خیلی دور بوده وبلکه چند ثانیه.

آره نمیخوام ذهنتو ببرم سر جریان پیغمبرکه هنوز عمر جسمانی به پایان نرسیده عده ای همه چیز یادشون رفت...  نه   یه کم جلوتر که بیای میبنی صحرای عرفاتی رو  که مسلمونای امت همین  رسول خدا که حدود200000نفر بودن ازسراسر ممالک اسلامی با رنگا وزبونای  متفاوت اما با دین وآئین مشترک اومدن و دارن با خدائی که همین پیغمبر بهشون نشون داد مناجات ودرد ودل میکنن

 وصدای العفو شون فضای آسمون و پرکرده  وخودشونو آماده رفتن به مشعر ومنا میکنن وکمی اونطرف تر وچند خیمه جلوترشخصیت اول جهان اسلام ونوه رسول ختمی وخلیفه خدای متعال  رو میبینن که بعد از دعا وسوزو گداز با خدای خود مسیری غیر از مشعر(محل شعور) ومنا وقربانگاه را انتخاب کرده ودرست برعکس همه اونا حرکت میکنه

حتما شنیدید رای با اکثریته!!

اما با این واقعه روشن شد این قاعده کلی نیست میدونید چرا؟

چون این قاعده وقتیه که آدما دریه سطح فکری ومعرفتی باشن اما وقتی اول شخص عالم اومد به میون دیگه اکثر واقل معنا نداره اول شخصی که به عقیده ما عقل کل وانسان كامل وخلیفه خدا روی زمینه....خود بخوان  حدیث مفصل

ببینم نکنه شماهم رفتین تو فکر این حرف تا ببینید درسته یا نه...!!

امامراقب باشید!!! لحظه ای تعلل یعنی از کاروان حسین بن علی عليه السلام جا ماندن وبه سوی مشعر ومنا رفتن  وهمون داستان تلخ بی معرفتی در عرفات...

خلاصه چی شد از اون هزاران نفر فقط عده قلیلی همراه حضرت شدن تازه عده ای که بعد توی مسیر خیلی هاشونم جدا شدن چون بخیالشون امام به حکومت میرسه و....اما دیدن خير

هدف؛ شهادت  وریخته شدن خونه  که با فکر سطحی و بی معرفتی قابل توجیه نیست كه نيست وفهمش شعور ميخواد نه وقوف

فردا عرفه ست ومائیم وتکرار واقعه....

میتونیم به فکر حال دعامون باشیم واین که کجا بریم صفاش بیشتر باشه یا اینکه ...مهار ناقه عمر رو ببریم بزنیم به طناب  خیمه ارباب که اگه قصدش خروج از عرفه غیبت بود  جزء بی معرفتان صحرای عرفات  انتظار نباشیم

ببخشید حرف زیاد بود اما فرصت کم 

انشا الله عرفه مون بی عرفه نباشه

 

60دقیقه بهتر از365روز

 

                         اندیشه ای که بهتر از عبادت یک سال است

 « روزی آقا(آیت الله بهجت ره) می فرمود:

 یکی از علمای بزرگ نجف اشرف هنگام سحر و وقت نماز شب پسر نوجوانش را که در اطاق آقا خوابیده بود صدا زد و گفت: برخیز و چند رکعت نماز شب بخوان. پسر پاسخ داد: چشم.

 آقا مشغول نماز شد و چند رکعت نماز خواند. ولی آقا زاده بر نخاست. مجدداً آقا او را صدا زد که: پسرم، پا شو چند رکعت نماز بخوان. باز پسر گفت: چشم.

 آقا مشغول نماز شد ولی دید فرزندش از رختخواب بر نمی خیزد، برای بار سوم او را صدا زد. پسر گفت: حاج آقا، من دارم فکر می کنم، همان فکری که درباره آن در روایت آمده است که:

امام صادق علیه السلام می فرماید:

 « تفکر ساعة خیر من عباده سنه: یک ساعت تفکر بهتر از یک سال عبادت است. »

 آیت الله العظمی بهجت فرمودند: آقا پرخاش کرد و فرمود:

 ... و خود آیت الله بهجت کلمه را بر زبان جاری نکرد، ولی ما همه فهمیدیم که آن بزرگ مرد فرموده بود: پدر سوخته، آن فکری از عبادت یک یا شصت سال بهتر است که انسان را به خواندن نماز شب وادارد، نه اینکه انسان وقت نماز شب دراز بکشد و فکر بکند و به این بهانه از خواندن آن شانه خالی کند. »

 

عاشقی ازمنظردین

 

      عاشق شدن ازمنظر دین.....اشکال دارد یا خیر ؟

 براى پاسخ به این سؤال كه اصلا آیا عشق اشكال شرعى دارد یا خیر، باید ابتدا مقصود از عشق را مشخص كنیم. عشق دو معنا دارد: یكى معناى عوامانه‏ى آن كه همان طغیان شهوت جنسى است و واقعا نامیدن این امر به عشق، جفا در حق عشق است. قطعا چنین طغیانى، مطلوب نیست و فضیلت كش است و انسان تنها با كمك عفاف و تسلیم نشدن در برابر آن سود مى‏برد. اما معناى دیگر آن، عشق پاك و خالص و راستین است كه نه تنها مذموم نیست، بلكه مى‏تواند مركب خوبى براى كمال انسان شود.

اگر در زبان عامیانه گاه گفته مى‏شود عشق شرعا اشكال دارد، قطعا معناى اول آن مورد نظر است و اشكال شرعى آن نیز روشن است. زیرا طغیان شهوت جنسى، موجب خروج از حریم‏هایى است كه انسان به طور طبیعى در آن محدوده

 

عمل مى‏كند. بهترین معیار تفكیك این دو عشق، آن است كه در نوع اول، انسان از خود بیرون نمى‏رود و محبوب را فقط براى خود مى‏خواهد و براى همین با وصال به محبوب، آتش عشق فروكش مى‏كند و خاموش مى‏شود. اما در مورد دوم، انسان محبوب را .........

درادامه بخونید.......

ادامه نوشته

گناه آئينـــــه..!

 

مرحوم علامه تهراني ره مي فرمايد:

 شخصى از اهل تفكّر و مراقبه در گوشه‏اى از صحن حضرت رضا عليه السّلام نشسته و در دريائى از تفكّر فرو رفته بود، يكمرتبه حالى به او دست داد و صورت ملكوتى افرادى را كه در صحن مطهّر بودند مشاهده كرد؛ ديد خيلى عجيب و غريب است.

 صورتهاى مختلف زننده و ناراحت كننده از اقسام صور حيوانات، و بعضى از آنها صورتهائى بود كه از صورت چند حيوان حكايت ميكرد. درست مردم را تماشا كرد؛ در بين اين جمعيّت كسى نيست كه صورتش سيماى انسان باشد، مگر يك نفر سلمانى كه در گوشه صحن كيف خود را باز كرده و مشغول اصلاح و تراشيدن سر كسى است؛ ديد فقط او به شكل و صورت انسان است.

از بين جمعيّت با عجله خود را به او كه نزديك در صحن بود رسانيد و سلام كرد و گفت: آقا ميدانيد چه خبر است؟

سلمانى خنديد و گفت: آقا تعجّب مكن، آئينه را بگير و خودت را نگاه كن!

خودش را در آئينه نگاه كرد؛ ديد صورت خود او هم به شكل حيوانى است؛ عصبانى شده آئينه را بر زمين زد.

سلمانى گفت: آقا برو خودت را اصلاح كن، آئينه كه گناهى ندارد.


 

بی حیا شرم نمی کند!

 

گاهی فکر کردیم که چرا مجلس روضه  بقول گفتنی حال نمیده و هر قدر هم مجلس آماده است اما اشک وسوز خبری نیست!؟

شاید علل مختلفی داشته باشه ...شما چی فکر میکنین؟

 روزی مرحوم پدرم(علامه تهرانی ره)ازمنزل بقصدمجلس روضه حرکت کردندمرحوم حاج مشهدی هادی خانصنمی(ابهری)نیز همراه مابودچون وارد مجلس روضه شدیم منبری واعظ شهیر ومعروف کربلامرحوم شیخ مهدی مازندرانی بود.وی اتفاقادرآن روزروضه قتلگاه را خواندوبسیارخوب ومهیج هم خواند ومعلوم است که روضه قتلگاه ازهمه روضه ها دلخراشتر وسوزناکتراست امابسیارجای تعجب بود که ابدا کسی گریه نکردوبرخلاف انتظارهمه مجلس سرد وبدون شوربود.

چون ازمجلس بیرون آمدیم دیدیم حاج مشهدی هادی میگوید:

په !!بی حیا شرم نمی کند باجنابت داخل مجلس امام حسین علیه السلام شده است.

معلوم شد یکی ازحضارمجلس باحال جنابت آمده است وحال او مانع نزول رحمت شده است.

پس مراقب باشیم مانع نزول رحمت تو روضه های ارباب نباشیم .

یاعلی

 

 

همه زن شدند..!

                                  

                                       تاثیر نگاه بر باطن

یکی ازشاگردان شیخ رجبعلی خیاط نقل می کند:

روزی ازمطب حرکت کردم که جایی بروم ،سوارماشین شدم میدان فردوسی یاپیش ترازآن ماشین نگه داشت .جمعیتی بالاآمدند،سپس دیدم راننده زن است نگاه کردم دیدم همه زن هستند، همه یک شکل ویک لباس. دیدم بغل دستم هم زن است خودم راجمع کردم وفکرکردم اشتباهی سوارشده ام. اتوبوس نگه داشت وخانمی پیاده شدآن زن که پیاده شد همه مردشدند......بنانداشتم نزدشیخ بروم بخاطر روشن شدن این قضیه رفتم پیش مرحوم شیخ .قبل ازاینکه حرفی بزنم فرمود:

دیدی همه مردها زن شده بودند چون مردها به آن زن توجه داشتند همه زن شدند،بعد فرمود:

وقت مردن هرکس به هرچه توجه دارد همان جلوی چشمش مجسم می شود ولی محبت امیرالمومنین علیه السلام باعث نجات می شود چقدر خوب است که انسان محوجمال خدا بشود تاببیندآنچه راکه دیگران نمی بینند وبشنود انچه را که دیگران نمی شنوند///

علت محدودیت(البته این محدودیت از جنبه حیوانیت انسانهاست والا از جنبه انسانیت انسانها نه تنها محدودیت نیست بلکه عین وسعت وپیشرفت است واساسا مصونیت انسان رادربردارد) درشریعت مقدس همان است که انسان دائما وآن به آن  با افکار واعمال خویش خود را می سازد وبه خود شکل می دهد .لذا تمام واردات انسانی ازمنظردین باید انسانی وانسان ساز باشد  لذا ندیدنی ها ونشنیدنی ها ونخوردنی ها و...در حوزه دین بابی مفصل واهمیت بسزایی دارد.

مراقب ندیدنی ها ونشنیدنی ها ونخوردنی هامون باشیم...

یا علی

 

درگیری آیت الله آملی با دشمن

 

آیت الله حاج شیخ محمدتقی آملی می فرمود:

درخواب دیدم دشمنی به من حمله کرد.من باآن دشمن درگیروگلاویزشدیم.این دشمن من رارها نمی کرد.من برای اینکه ازشراونجات پیداکنم هیچ چاره نداشتم جزآنکه دست اورابشدت گازبگیرم،تامرارهاکندودراین حال بیدارشدم دیدم دستم دردهان خودمن است وبشدت دستم راگازگرفته ام.درهمان عالم خواب به من فهماندندکه دشمن توکسی جز خودت نیست,ازخودت نجات پیداکن.

شناخت دشمن چه درحوزه جهاداصغر وصحنه بیرونی وچه درصحنه داخلی وجهاد اکبر امری مهم تلقی می شود.دیدن عیب و درمان آن از عنایات الهی است چنانچه درروایت آمده:

اگریک بنده مورد عنایت خداوندشد..بصره عیوبهاودواءها...خداوند عیب وبدی دنیا رانشان او می دهد(وصایای پیامبر به اباذر).

اعدی عدوک نفسک التی بین جنبیک.....یعنی دشمن رادردرون خویش بجوئید که خطرناکترین دشمن هاست...

ومطمئنا پیروزی درجبهه بیرونی فرع بر پیروزی در میدان جنگ درونی است واین اصلی است که پیشوایان دینی به ماگوشزد نموده اند وهوشیاری ما رامی طلبد.

بقول مرحوم علامه جعفری درتبیین شخصیت حضرت عباس بن علی علیهما السلام :

جهاد اصغر اباالفضل علیه السلام ریشه درجهاد اکبراو دارد.

یاعلی

 

مجلس ترحیم مرحوم خــدا

 

قابل توجه متولیان مساجد واماکن مذهبی که دربرخی ازموارد تولیت را ارثیه پدری خود وفضای فعالیت را برای جوانان بسته اند

امیدواریم که مساجد ومراکز مذهبی ما پایگاههای کاملا فعال ترویج وپرورش اسلام ناب گردیده ومانند بسیاری از مسائل فردی واجتماعی مان  حواله به آمدن امام زمان عج  نکنیم.آمین...!!!


روزی دونفرازمتولیان یکی ازمساجد درتولیت مسجد مشاجره ومجادله نموده وبالاخره تصمیم میگیرند که مسجد راازوسط دیوارکشیده وهریک متولی سهم خودباشند.آقاجمال برای توجه دادن آنان به کارزشتشان که مطمئنا ازطریق گفت وگوی رودرروحل نمی شد بطورغیرمستقیم عمل کرد؛بدین ترتیب که یک نفررامامورکردبه رسم آن روز،شال عزا به گردن انداخته وسواراسب شده وبه اهل شهر اعلان نماید که آقا جمال خوانساری درفلان مسجداقامه تعزیه دارد همه حاضر بشوید.

علماء،اکابر،کسبه وسایر طبقات مردم درمسجدحاضرشده،بعدازقرائت فاتحه وتعزیت وتسلیت وصرف قلیان وچای ،سئوال کردند که مجلس فاتحه برای کیست؟!

آقاجمال فرمود:

خداوندعالم مرحوم شده ،مجلس ترحیم مرحوم خداوند است!

همه تعجب کردند وگفتند:آقا این چه فرمایش است؟!

فرمود:اگرخداوندازدنیانرفته پس چراخانه اورامثل متروکات مرده ها تقسیم نموده اید؟

آن دونفرازشنیدن این سخن بسیار خجالت کشیده دیوارراازوسط مسجد برداشتند.

 

طبيعت مرد، چند همسري است!

 

تاآخر بخوانید... 

 حتما تعجب خواهيد کرد اگر بشنويد عقيده رايج روانشناسان و فيلسوفان اجتماعي غرب بر اين است که مرد چند همسري آفريده شده،تک همسري بر خلاف طبيعت اوست

ادامه مطلب برید

ادامه نوشته