دستی بالای دست ها


امير المؤمنين عليه السّلام ميفرمايد:

لا يَتْرُكُ النّاسُ شَيْئاً مِنْ أمْرِ دينِهِمْ لِاسْتِصْلاحِ دُنْياهُمْ إلّا فَتَحَ اللهُ عَلَيْهِمْ ما هُوَ أضَرُّ مِنْهُ‏

 «نهج البلاغة»

«مردم بجهت آبادانى دنياى خودشان، چيزى از امور دينشان را رها نمى‏كنند مگر آنكه خداوند مى‏گشايد براى آنها- در پاداش اين عملشان- چيزى را كه ضررش براى آنها بيشتر از ضرر دنيوى آن امر از دست رفته مى‏باشد.»

بزرگی می فرمود:

قحطى‏ها، كمبودها، سيلهاى نامتوقّع، زلزله‏هاى خانمان برانداز، جنگهاى بدون اصل و اساس، اسراف و تَرَف و زياده روى‏هاى بيجا كه انسان را به طغيان مى‏كشاند، همه نتيجه و واكنش اين‏گونه ناسپاسى‏ها و اين طريق اهانت به مقدّسات علمى و دينى و آثار مذهبى و اسلامى و تشيّع  است كه چون واردشود، انسان را گيج و متحيّر نموده، آن‏وقت بيچاره مسكين دنبال علل طبيعى و فيزيكى ميرود و ميخواهد با اين تجربيّات جلوى مقدّرات آسمانى را بگيرد؛ امّا اين آيه را نخوانده است كه:

وَ فَوْقَ كُلِّ ذِي عِلْمٍ عَلِيمٌ.

«در بالاى هر دانشمندى و صاحب علمى كه علمش افزون است، صاحب علم ديگرى وجود دارد كه علم پائينى آن عالم بدان راه ندارد»

زبان قلب

وَ إِذا سَأَلَكَ عِبادِي عَنِّي فَإِنِّي قَرِيبٌ أُجِيبُ دَعْوَةَ الدَّاعِ إِذا دَعانِ"

شرط دعای مستجاب

وعده اجابت هر چند مطلق و بى‏قيد و شرط است، اما اين شرط را دارد كه داعى حقيقتا دعا كند، و علم غريزى و فطريش منشا خواسته‏اش باشد، و خلاصه قلبش با زبانش موافق باشد، چون دعاى حقيقى آن دعائى است كه قبل از زبان سر، زبان قلب و فطرت كه دروغ در كارش نيست آن را بخواهد نه تنها زبان سر، كه به هر طرف مى‏چرخد، به دروغ و راست و شوخى و جدى و حقيقت و مجاز.

تفسیرالمیزان.