مراقب فرعونت باش..

آنچه درفرعون بوداندرتوهست      لیک اژدرها محبوس چه هست                 

ملاهادی سبزواری درشرح این بیت مثنوی میفرماید:

 درادامه مطالعه کنیین...

ادامه نوشته

انسان نیستی !

تابااصل خودانس نگرفتی انسان نیستی.انسان چون با اصل خود انس گرفت آن می شود.تاگم نشدی چیزی درتوپیدا نشود. تابیننده وگیرنده نشدی انسان نشدی. تا محجوبی ادعای دوستی مکن که سرّ دوست بر دوست مستور نیست .تا بارت را ننهی بار نیابی.

علامه حسن زاده  نکته987

عبد فرّار و ملاحسینقلی همدانی

داستان عبد فرارو ملاقات او با جناب آخوند ملاحسین‌قلی همدانی (اعلی الله مقامه الشریف) شنیدنی است. شاگردان جناب آخوند می‌گویند جناب آخوند بعد از زیارت حضرت امیرالمؤمنین (علیه السلام) از صحن مبارک حضرت می‌گذشت، که به عبد فرار برخورد کردند

ادامه نوشته

آیا اخلاق مطلق است یا نسبى؟

اخلاق براى این كه اخلاق باشد باید مطلق باشد و نسبى دانستن اخلاق به منزله‏ى نفى اخلاق است. نسبى بودن اخلاق به این معناست كه یك امر واحد در یك زمان خوب است و در زمان دیگر بد، یا این كه نزد یك جامعه خوب و نزد جامعه‏ى دیگر بد است. آنچه موجب مى‏شود كسى چنین دیدگاهى اتخاذ كند، وقوع پاره‏اى شبهات است كه براى فرد قابل حل نیست. براى مثال، مى‏گویند اگر دروغ‏گویى بد است، پس چرا دروغ مصلحت‏آمیز بهتر از راست فتنه‏انگیز است؟ یا چرا در برخى جوامع، برخى كارها را خوب مى‏شمرند و همان كارها در پاره‏اى دیگر از جوامع ناپسند به حساب مى‏آید؛ مثل بى‏حجابى و... براى حل این مسأله باید به دو نكته توجه كرد كه توجه به آن‏ها موجب حل این گونه شبهات خواهد شد
ادامه نوشته

زن در نهج البلاغه

بیانات امیرالمؤمنین در خصوص زن در نهج‏البلاغه چه توجیهى دارد؟

 مطابق تحلیلى كه آیةالله جوادى آملى ارائه داده‏اند، آنچه ظاهرا تحت عنوان مذمت زن در نهج‏البلاغه یا سایر احادیث یافت مى‏شود، در بیش‏تر موارد، از سه حالت زیر خارج نیست

به ادامه برید...

ادامه نوشته

آیا دعا وصدقه با قضا وقدر منافات دارند؟

با توجه به قضا و قدر الهى، امورى چون دعا و صدقه چگونه مى‏توانند تقدیر انسان را تغییر دهند؟

 وقتى كه مى‏گوییم انسان با اعمال اختیارى خود و امورى چون دعا و صدقه و عمل صالح تقدیر خود را رقم مى‏زند و مثلا از میان چند تقدیر، تقدیر ویژه‏اى را بر مى‏گزیند، آیا به این معناست كه خود این اعمال از قبل مقدر نبوده است؟ در این صورت، اراده‏ى انسان خارج از نظام قضا و قدرى مى‏شود و در عرض آن. اگر هم بگویید از قبل مقدر شده است، در این صورت از اختیار انسان جز نامى‏باقى نمى‏ماند؟ (به خصوص در مورد دعا، اگر همه چیز از پیش تعیین شده باشد آیا دیگر دعا چه فایده‏اى دارد؟)

به ادامه برید....

ادامه نوشته

حجاب زن درتفسیر عرفانی

حجاب زن از نگاه عرفانی

 پوشش مناسب در راستای تکامل روحی زن بوده و او را کامل‌تر می‌کند و بد حجابی، حقیقت و شخصیت زن را تخریب کرده، وی را از لحاظ معرفتی و روحی ناقص می‌کند. مسأله حجاب (ستر و پوشش) بانوان در اسلام، حکمت‌ها و فواید فراوانی به همراه دارد که هر کس به فراخور بینش و دانش خود، می‌تواند به آنها علم پیدا کند. در این مطلب یکی از حکمت‌های مهم حجاب (پوشش زنان) از منظر عرفان نظری اسلامی مورد تحلیل قرار می‌گیرد

تفصیل بحث در ادامه مطلب...

ادامه نوشته

طبيعت مرد، چند همسري است!

 

تاآخر بخوانید... 

 حتما تعجب خواهيد کرد اگر بشنويد عقيده رايج روانشناسان و فيلسوفان اجتماعي غرب بر اين است که مرد چند همسري آفريده شده،تک همسري بر خلاف طبيعت اوست

ادامه مطلب برید

ادامه نوشته

گندم وامام عصر عج

علامه حسن زاده :

حفاری هایی که درمصرباستان بعمل آمده درمقبره فرعون مصرگندم هایی درسنبل ازاهرام مصربدست آوردندودرشک بودند که آیاقوه نمودرآنها باقی است یانه آنها رابرای امتحان کاشتند کاملاسبزوبارورشده وبه ثمررسیدند.

این نکته رادربقای وجودشریف حجت عصرمهدی منتظر روحی له الفداء اعمال کن با اینکه هنوز باندازه آن دانه گندم ازعمر شریف او نگذشت /نکته220ازکتاب1001نکته

 این هفته هم گذشت تو اما نیامدی    خورشید خانواده زهرا نیامدی

از جاده همیشه چشم انتظارها        ای آخرین مسافر دنیا نیامدی

صبحی کنار جاده تو را منتظر شدیم     اما غروب آمد وآقا نیامدی

از ناز چشم های تو اصلا بعید نیست     شایدکه آمدی گذر ما نیامدی

امروزمان که رفت چه خاکی به سرکنیم    آقای من اگر زد و فردا نیامدی

فرصت بهانه ای است که پاکیزه تر شویم     تا روبرویمان نشدی تا نیامدی

یابن الحسن بیای قنوتم وظیفه است       دیگر به ما چه آمده ای یا نیامدی

الهی بیاید...آمین

میثـــــــم گنجینه اسرارعلی علیه السلام

 


کیست میثم؟ او که در عصر سکوت

یا علی گفت و سرش بردار رفت

میثم تمار، گنجینة اسرار

میثم تمار فرزند یحیی از سرزمین نهروان می‌باشد[3]، نهروان منطقه‌ای در عراق، بین واسط و بغداد واقع شده و جزئی از عراق می‌باشد که در زمانی بخشی از ایران بود و در اولین حملات مسلمین به ایران به تصرف سپاه عرب مسلمان درآمد.

روزى «ابو بصیر» به امام صادق - علیه السلام عرض كرد: شما چرا از یاد دادن علم به من مضایقه مى‏كنید؟!
فرمود: چه علمى؟
- علمى كه امیرالمؤمنین -علیه السلام به میثم یاد داده بود.
- تو میثم نیستى. آیا شده است تا به حال من مطلبى به تو بگویم و تو افشا نكرده باشى؟
- نه یا ابن رسول الله!
- پس رازدار چنان علوم نمى‏باشى!

درباره میثم بخوانید...ادامه مطلب برید

ادامه نوشته

اشعاری از آیت الله بهجت (ره)

دل حريم ربّ، مده دستِ كسان          ناكسان را است اندر دل مكان

خانه را ويران كند تا آن حدود                نيست آبادى اميد از آن به زود

حفظِ دل از غير حقّ چون واقف است     گر نكردى، گُرگ، دل را صاحب است

شو مُهيّاىِ پذيرايى، كه نيست          چاره جز تسليمِ گرگ آن جاكه زيست

جز تَحَصُّن بر فناء فى الله و ذكر            راه ديگر نيست نزد اهل فكر

راه استغراق، ذكر است اى پدر!     شوق محبوب و مخافت از غِيَر

اشعار دیگر به ادامه مطلب برید...

ادامه نوشته

فاطمــــــه اگرمرد بود نبی بود

حضرت امام خمینی رحمه الله در توصیف کمالات والای عرفانی و الهی حضرت صدیقه طاهره می فرمایند: «تمام ابعادی که برای زن متصوّر است و برای یک انسان متصوّر است، در فاطمه زهرا علیهاالسلام جلوه کرده و بوده است. یک زن معمولی نبوده است؛ یک زن روحانی، یک زن ملکوتی، یک انسان به تمام معنا انسان [بوده] تمام نسخه انسانیت، تمام حقیقت زن، تمام حقیقت انسان [است]. او زن معمولی نیست او موجودی ملکوتی است که در عالم به صورت انسان ظاهر شده است... تمام هویّت های کمالی که در انسان متصوّر است و در زن تصوّر دارد، تمام در این زن است... زنی که تمام خاصّه های انبیا در اوست؛ زنی که اگر مرد بود، نبیّ بود؛ زنی که اگر مرد بود به جای رسول اللّه بود... انسانی است به تمام معنی انسان، زنی است به تمام معنی زن. صدیقه طاهره... از مرتبه طبیعت شروع کرده است [و] حرکت کرده است؛ حرکت معنوی با قدرت الهی، با دست غیبی. با تربیت رسول الله صلی الله علیه و آله وسلم مراحل را طی کرده است تا رسیده است به مرتبه ای که دست همه از او کوتاه است

بهشت کمال وکمال بهشت..!

مرحوم خواجه نصیر الدین طوسى، در کتاب آغاز و انجام، حدیثى از خاتم الانبیاء صلّى الله علیه وآله نقل می کند که: حضرت فرمود: شوق بهشت به سلمان، بیش از شوق سلمان به بهشت است.

 خواجه می فرماید: بهشت، کمال اصحاب یمین است و مقربین کمال بهشت اند

شرح حدیث ازمقام معظم رهبری


من مواعظ النبی صلى الله عليه وآله وسلّم:الحياءُ حياءان، حياءُ عقلٍ وحياء حُمْقٍ، وحياء العقل العلم وحياءُ الحُمقِ الجهل.(تحف العقول صفحه 45)

 حياءِ عقل آن است كه انسان از روى عقل احساس حياء كند، مثل حياء در هنگام ارتكاب گناه، و يا حياء در مقابل كسانى كه احترامشان لازم است و اين حياء، علم است يعنى رفتارى عالمانه مى‏باشد.و حياء جهل آن است كه از پرسيدن و يادگرفتن يا از عبادت‏كردن و امثال آن، حياء كند (مثل كسانى كه در بعضى محيطها، از نماز خواندن، خجالت مى‏كشند) و اين حياء، رفتارى جاهلانه است.

قرآن وفاطمــــــــــه

قرآن كريم كه حبل خداست، طناب ناگسستني الهي است؛ اين حبل و طناب را خدا نازل كرده است، لكن انزال قرآن همانند انزال باران نيست. اين حبل را خداي سبحان نازل كرد يعني آويخت؛ نه انداخت. آن طوري كه قرآن نازل شده است باران نازل نمي‌شود و آن طوري كه باران نازل مي‌شود قرآن نازل نشده است. نازل كردن باران يعني انداختن اين قطره‌ها روي زمين. نازل كردن قرآن يعني آويختن اين طناب از بالا به زمين؛ چون قرآن حبل خداست و خدا اين طناب را آويخت؛ نه انداخت، لذا از عبارات تا اشارات و لطايف و حقايق درجات اين حبل است و هر كسي به اندازه علم و عملش مي‌تواند در خدمت طناب الهي باشد. اهل بيت (عليهم السلام) و صديقه كبرا (صلوات الله عليها) اينها حبل‌الله‌اند، حبل متين‌اند و حبل متين را خدا آويخت؛ نه انداخت؛ چون آويخت نه انداخت؛ رهبري قلوب اينها به دست خداي سبحان است اينها جزء اولياي الهي‌اند. به انسان كاملي مي‌گويند «ولي الله» كه در بخش علم و عمل بدون واسطه از ذات اقدس الهي فيض بگيرد. در ولي او باشد، در جِوار او باشد، موالات داشتن متوالي بودن يعني فاصله برقرار نشدن. چنين انساني مي‌شود ولي خدا كه از ولي و جِوار فيض الهي طرفي مي‌بندد. در همان حديث معروف ثقلين ذات اقدس الهي فرمود: اين طناب «طرف بيد الله تعالي»؛ يك طرف اين طناب يعني قرآن به دست خداست؛ طرف ديگرش در دست شماست. پس مطلب دوم اين شد كه اين بانو مانند ساير ائمه معصوم (عليهم السلام) حبل متين خدايند و اين طناب را خدا آويخت؛ نه انداخت و يك طرفش به دست خداست؛ طرف ديگرش به دست مردم است، در دسترس مردم است.

قال رسول الله (صلّي‌الله‌عليه‌وآله‌وسلّم): «… كتاب الله الثقل الأكبر حبل ممدود من السماء الي الارض سبب بأيديكم وسبب بيد الله عزّوجل

تکامل بعد ازمرگ؟

بعدازمرگ سیر تکاملی داریم؟

انسان پس ازمرگ ،کمال علمی می یابد ولی تکامل عملی ندارد.یعنی بعدازمرگ ،بسیاری مسائل برای وی روشن میشود من جمله حقیقت حیات ومرگ،وحی ونبوت،بهشت وجهنم،فرشته وجن و...برای اوبه صورت شهودی نه حصولی مشخص می شود البته هرکس درحد هستی خاصی که دارد.

سلام یا مادر

شهادت مادر عالم ،حضرت صدیقه، فاطمه زکیّة تسلیت

 

كاش ای كاش كه از درد شما كم بشود

كمی از درد شما قسمت ما هم بشود

دید زینب كه چه در راه ولایت كردی

از خدا خواست كه زهرای محرم بشود

سر در خیمه ما سینه زنان در محشر

نخی از چادر خاكی تو پرچم بشود.

امّ ابیهــــا وتفسیر انفسی

علامه حسن زاده:
عقل کل ونفس کل اب وامّ اند وهمه موجودات باذن الله سبحانه از این ابوین بوجود آمده اند وحضرت صدیقه طاهره مظهر اتمّ نفس کل است وبدین تفسیر انفسی اقوم آن جناب ام ابیها است.وآنحضرت مادر پدر است که خاتمیت با وی است

نفرین فاطمه ،ازعلی تاسلمان..!

 محجوب بودن اغيار از مشاهده تصرفات ملكوتي اهل‌بيت(عليهم السلام)
 
مقام فاطمه را امام بهتر از ديگران درك مي‌كند، و سلمان بعد از امام بهتر از ديگران درك مي‌كند،  كارهايي كه ائمه(عليهم السلام) داشتند يك سلسله كارهاي عادي بود كه همهٴ مي‌فهميدند [و] يك سلسله كارهاي غيبي و ملكوتي بود كه هر چه را آنها مي‌خواستند [مردم] مي‌فهميدند؛ نه هر چه را مردم بخواهند. مگر جريان قرائت قرآن و قرآن خواندن وجود مبارك حسين‌بن‌علي(سلام الله عليهما) را همه شنيدند؟ هر كه را خود حضرت مي‌خواست شنيد. آن بدن ظاهري حضرت را، آن سر مطهر حضرت را، خب، همه مي‌ديدند؛ اما حالا اين دهان، اين بدن، اين سر مطهر دارد قرآن مي‌خواند مگر همه شنيدند، يا هر كه را خود حضرت مي‌خواست مي‌شنيدند؟! هر كه را خود حضرت مي‌خواست يا براي تكليف يا براي اتمام حجّت مي‌شنيدند. در جريان فاطمه زهرا(سلام الله عليه) هم همين طور بود....
به ادامه مطلب برید..
ادامه نوشته

خستگی دربهشت ابدی..!

آیا زندگی ابدی وپایان ناپذیر بهشت ،خسته کننده نیست؟

آیةالله جوادی:  اگرمعنای ثبات راازمعنی سکون تفکیک کنیم وروشن شودکه آنجادارالقراراست نه دارالسکون ،این مشکل حل میشود.سکون با نابودی همراه است مانند درخت یا ساختمان که بالاخره روزی می پوسد وازبین می رود.ثبات مانند معادلات ریاضی است که زمان ومکان ندارد انچه زمان ومکان نداردثابت است نه ساکن.ازطرفی خستگی این دنیا به تن مربوط است وروح چون به تن تعلق دارد ،احساس خستگی می کند.درآخرت به عکس دنیا بدن همراه روح است ،به همین دلیل دیگر زوال خستگی ومرگ درآن راه ندارد