کشــف حجــابم آرزوست!

   کشف حجاب به وسیله خاک

ان السجود علی التربت الحسین علیه السلام یخرق الحجب السبع....1

مراد از حجب سبع  (حجاب های 7گانه) :

ازآیات وروایات بسیاری استفاده می شود که مراد ازحجاب درلسان کتاب وسنت ،همان حجاب هایی است که بین بنده ومعبود حایل شده واوراازروءیت خدای متعال محجوب می سازد که درمرحله ی اول ،حجاب های ظلمانی وپس ازبرطرف شدن آن ها ،حجاب های نورانی است.

اما دررابطه با حدیث فوق به قرینه لفظ سبع ،مقصودهمان حجاب های ظلمانی است که از طریق اعضای هفت گانه ( چشم ،گوش،زبان،شامه،ذائقه،بطن وفرج)وآمال واعمال زیاده براقتضای عالم طبیعت ویا به اقتضای عالم طبیعت ولی بدون به کار بردن اخلاص، حاصل می گردد می باشد...

1-روایت درکتاب وسایل الشیعه ج4ص1033می باشد.

راز زیارت اربعین


ازروزهای سفارش شده به زیارت حضرت سیدالشهدا علیه السلام ،روزاربعین است تاآنجاکه درروایت به عنوان یکی ازنشانه های مومن یادشده است.

رازاین تاکید واستحباب نه درزیارت جابر نهفته است که برخی قائلند ونه درورود اهل بیت به کربلا والحاق سرمقدس به بدن که مرحوم مجلسی قائل است

بلکه راز درخود عدداربعین است،که دراسرارآن،روایات بسیاری واردشده است،

آری رازدرعددچهل است،همان چیزی که ازامام صادق علیه السلام روایت است که:آسمان ،زمین،خورشید،کو ه ها،دریاهاوحتی فرشتگان تا چهل روزدراین مصیبت گریان بودند.

روشن است که سراساسی درهمان اربعین اول است ،وفضیلت آن روزقابل مقایسه بایادبودهای اربعین که درسال های دیگر گرفته می شودنیست.

منتها این هم یکی ازخصائص وجود مبارک سیدالشهداست که حتی دریادبود اربعین اونیز فضیلت وارزش فراوانی هست،که مومن بازیارت او می تواند به این ارزش ها برسد...

نار و نور و طور...

 

جان وتن آدمی همچون سنگ وآهن است.همانگونه که درهیچ یک ازسنگ وآهن صورتا آتش ونوردیده نمی شود،ولی چون با یکدیگربرخوردمی کنند،ازآن دوآتش پیدامی شود.

این آتش درمیان آن دووجوددارد،ولی تابایکدیگربرخورد ننمایندظهورپیدانمی کند.هم چنین درمیان تن وجان آدمی،نوری مستتراست که دراثرمجاهدات وانقطاع ازغیرحق سبحانه ظاهرمی گردد،

وچون ظاهرشود،دوعالم رابه نورخودمنورمی گردانند.

علامه طباطبائی رحمت الله علیه

لطفا تامل کنید...!

 

علی بن الحسن والحسین

 

السلام علیک یابن الحسن والحسین...

این عبارت دریکی اززیارات ابوالحسن علی اکبرعلیه السلام آمده است.علامه مجلسی دربحار آن رامجازی می داند.زیراعرب عموراهم " اب " می گوید وبرخی توجیه دیگری نموده اند.

اما شاید بتوان گفت که چون این بزرگواردارای خلق حسنی وحسینی بود وهم حلم حسنی ووشجاعت حسینی.علاوه براین ،وی دارای شباهت های جسمانی وروحانی سبطین به رسول خدا صلی الله علیه واله بودوازاین رو،ازحضرتش باعنوان یابن الحسن والحسین یاد می شود.

یک جلوه ازاین بنوت معنوی رامی توان درسخاوت ومیهمان نوازی او مشاهده کرد.علی اکبر علیه السلام مانندعموی بزرگوارش ازسخی ترین افراد به شمار می رفت تا انجا که  "نارالقری "می افروخت (آتشی که اعراب جهت راهنمائی میهمانان خود شبانگاه می افروختند که نام دیگرش نارالضیافه بود)وازمردمی که دربیابانهامسکن وماوا نداشتند،پذیرائی می کرد.(ماهم گدایان گم شده دربیابان هوسیم یا علی اکبر مددی...)

اما چقدر برامام حسین سخت گذشت که علی اکبر با چنین سخاوتی نزدآن حضرت امدوعرض کرد

العطش وقدقتلنی....


 

خدا خداراشناخته

 

اگرکسی درراه سیروسلوک وبطورکلی ،غیرازاین راه ،غیرخداچیزی رابخواهد،خداوندرانخواسته است وهمان خواست اوکه نفسانی است مانع ازوصول وی به ذات اقدس حق خواهدشد.اگربهشت بخواهی ویاحوریه وغلمان بطلبی ،خداراطلب ننموده ای!

 اگرمقامات ودرجات بخواهی ممکنست خداوندبه تو مرحمت کند،ولی خدای رانخواسته ای ودرهمان مقام ودرجه میخکوب شده ای،وارتقاءازآن درجه برای تومحال است.چون خودت نخواسته ای ونطلبیده ای!

اگرجبرئیل فی المثل نزدتوآید وبگوید:هرچه می خواهی بخواه!ازدرجات ومقامات وسیطره برجنت وجحیم وخلت حضرت ابراهیم ومقام شفاعت کبرای محمد صلی الله علیه واله ومحبت آن پیامبر عظیم را،تو بگو:

من بنده ام .بنده خواست ندارد. خدای من برای من هرچه بخواهد آن مطلوب است. من اگربخواهم به همین مقدار خواست که مال من است ومتعلق به من است ازساحت عبودیت خود قدم بیرون نهاده ام ،وگام درساحت عزربوبی نهاده ام چراکه خواست واختیار اختصاص به او دارد.

حتی نگو:

من خدا را میخواهم! تو چه کسی هستی که خدارابخواهی!؟تونتوانسته ای ونخواهی توانست اورابخواهی وطلب کنی!

........دست ازطلب خودبردار! وباخوداین آرزورابه گور ببرکه بتوانی خداوندراببینی ویابه لقای اوبرسی ویااوراطلب کنی!

توخودت راازطلب بیرون بیاور.....وخودت رابه خدا بسپار بگذار اوبرای توبخواهد واوبرای توطلب کند.

دراین صورت دیگرتوبه خدا نرسیده ای همانطورکه نرسیده بودی ونخواهی رسید.اما چون ازطلب وخواست بیرون شدی وزمامت رابدست اوسپردی،واوترادرمعارج ومدارج کمال که حقیقتش سیرالی الله با فنای مراحل ومنازل وآثارنفس وبالاخره اندکاک وفنای تمام هستی ووجودت درهستی ووجود ذات اقدس وی می باشد سیرداد،خداخداراشناخته است،نه توخدارا..!

عارف کبیر سیدهاشم موسوی حداد ره

 

سم اسب حضرت عیسی

 

احترام به سم اسب حضرت عیسی بیش از خانه خدا

 نماینده‏ی پادشاه روم، در مجلس یزید بود، هنگامی که سر امام را در برابر او دید، از این امر در شگفت شد و به او گفت: این سر چه کسی است؟

سر حسین است.

حسین کیست؟

فرزند فاطمه.

فاطمه کیست؟

دختر پیامبر خدا صلی اللَّه علیه و آله.

پیامبرتان؟

آری.

وی از این امر پریشان شد و بر او فریاد کشید: «نابودی برای شما و برای دینتان باد! سوگند به حق مسیح که شما بر باطل هستید، نزد ما در یکی از جزیره‏ها، دیری است که در آن سم اسبی وجود دارد که مسیح بر آن سوار گشته بود،ما در هر سال از مسافت ماهها و سالها به سوی آن می‏رویم و نذورات و اموالی را با خود می‏بریم و بیش از آنچه شما کعبه‏ی خود را عظیم می‏شمارید آن را تعظیم می‏کنیم، وای بر شما!».

پس، خشمگین از نزد وی برخاست  در حالی که آن منظره‏ی هولناک او را پریشان ساخته بود.

 

بهار در دی ماه

 

9 دی قیام جامعه زنده انسانی در حفظ واحیاء مکتب اسلامی وفریاد بلند امر به معروف ونهی از منکر عاشورائی است .

واین همان مصداق عبرات است ،،،

اشکهائی که زنده کننده ومحیی است ومعبر عبور از تفکرات مادی وطبیعی ودنیائی بسمت عقلانیت ووحیانیت وجامعه انسانی است

و....نه از جنس اشک های مردم کوفه ...که زحمت چشم است  ومایه آزار دل...

9دی تجلی پیام زنده کربلاست

و دی بهار قلب های بصیر وثمره خون های شهیدالشهداست

واین کربلاست

که منتظر ماست ....

9 دی بهانه زنده کردن امر به معروف در جامعه

امام علي عليه‏السلام در حکمت 375، امر به معروف را از نظر ارزش سنجي جزو جهاد در راه خدا بحساب آورده و مراحل آن را توضيح مي‏دهد.

أول ما تغلبون عليه من الجهاد الجهاد بأيديکم، ثم بألسنتکم، ثم بقلوبکم؛ فمن لم يعرف بقلبه معروفا، و لم ينکر منکرا، قلب فجعل أعلاه أسفله، و أسفله أعلاه

 

(اول چيزي که در جهاد از شما مي‏گيرند جهاد با دست است، سپس با زبان، و بعد با دل، آن کس که حتي با قلبش بطرفداري با نيکيها و مبارزه با منکرات برنخيزد قلبش واژگون مي‏شود، بالاي آن پايين و پائين آن بالا مي‏رود «يعني حس تشخيص نيک و بد را از دست مي‏دهد و آنها را وارونه مي‏نگرد، چون، چنين عادت کرده است»)

يعني ترک نظارت ملي، و بي‏توجهي به مراحل امر به معروف، انسان را دگرگون نموده دچار مسخ ارزشها مي‏شود، هاضمه‏ي جامعه بيمار مي‏گردد که بد و خوب را ديگر تشخيص نمي‏دهد.

واین همان آسیبی است که جامعه اسلامی را شدیدا تهید می کند.

 

دوست ستارگان

 

تا حالا چند بار سفره پهن کردیم اما چیزی نبوده که روش بذاریم وبا شکم گرسنه موندیم!!

چند بار با گرسنگی خوابیدیم !!

اصلا با شکم خالی که نه با شکم سیر چقد مثمر ثمر بودیم؟

 اوضاع زمونه انقد مارو مشغول کرده که گاهی یادمون میره شکر کنیم از اونی که هیچوقت ما هااز یادش نمیریم و عادت به سفره های رنگی دائمی، ما رو طلبکار عالم وآدم میکنه وقتی که سفره مون گاها سیاه وسفید میمونه...  

مرحوم آخوند خراسانی از بزرگان علمی جهان تشیع بشمار میره که مصنفات تخصصی این عالم عامل در سطوح عالی وخارج حوزه های علمیه تدریس میشه و برخی از کتاب های علمی این بزرگ مردبا حاشیه وشرح 100 مجتهدهمراه هست. حدود 100سال پیش زندگی میکرده ودرباره حالات خودش می نویسه:

تنها خوراک من فکر بود ولی قانع نبودم هیچ گاه نشد گلایه کنم . شش ساعت بیشتر نمی خوابیدم وشبها بیدار بودم. با ستارگان دوست شده بودم. خواب با شکم خالی بسیار مشکل است.

این مطلب خصوصا برا اهل علم وعموما برا همه ما که داعیه امت رسول ختمی وپیروی مکتب اهل بیت رو داریم تلنگری است که رسیدن به مراتب بالای کمال وانسانیت به خوب خوردن وپوشیدن ودست وپا زدن برای پست ومقام نیست .ویادمون باشه مقصد دنیا نیست تا انقد براش هزینه کنیم.

 

سیاهی لشگر

 

علامه طباطبائی ره

درمجالس عزاداری شاه شهیدان شرکت می کرد ومی فرمود:

مابرای سیاهی لشگربودن،شرکت می کنیم.

ای کاش بنده یک مرثیه خوان حضرت سیدالشهداء بودم .همه سالهائی که سرگرم درس وبحث بوده ام بایک مرثیه خوانی امام حسین علیه السلام برابری نمی کند.

مرحوم علامه همچنین می فرمود:

آیت الله قاضی ره  درعین تاکیدبر نمازشب ،سوگواری برحضرت سیدالشهداءرابافضیلت ترازنماز شب می دانستند.

مرحوم ایت الله بهجت ره نیز مانند استادشان مرحوم ایت الله قاضی فضیلت نمازشب رادرمیان مستحبات ،پس ازفضیلت عزاداری برشاه شهیدان می دانستند.

کتاب زمهرافروخته...

 

امام حسین و بیداری اسلامی

 

آیت الله بهجت ره و بحرین ومصر وعربستان!!

 از بحرين براى اطراف ممالك اسلامى نوشته و فرستاده شد كه بناى حسينيه چه طور است ؟ از عربستان جواب دادند:

 من بنى بناء للحسين ، فقد بنى بناء فى نار جهنم ! هركس بنايى براى حسين بسازد، قطعا بنايى در آتش جهنم ساخته است !

 ولى مصرى ها در جواب نوشتند:

 من بنى بناء للحسين ، فقد بنى بناء فى الجنه

 هر كس بنايى براى امام حسين (عليه السلام ) بسازد، قطعا بنايى در بهشت ساخته است

درمحضر ایت الله بهجت ج۲

 

منتظر قبل ازعاشورا

 

 مردی که همیشه منتظر آمدن حسین علیه السلام به کربلا بود...

 بلافاصله بعد از ورود امام به کربلا، مردی از بنی‏اسد به آن حضرت ملحق شد که مورخان نامش را ضبط ننموده‏اند. داستان وی را «عریان بن هیثم» نقل نموده و گفته است:

پدرم در نزدیکی محلی که واقعه‏ی طف در آن اتفاق افتاد، سکونت داشت، ما هر وقت از آن محل می‏گذشتیم، مردی از بنی‏اسد را می‏دیدیم که در آنجا اقامت داشت، پدرم به او گفت: می‏بینم همیشه در این محل هستی.

وی به پدرم گفت: شنیده‏ام حضرت حسین علیه‏السلام در اینجا کشته می‏شود، من به اینجا می‏آیم، شاید او را ببینم و همراه او کشته شوم.

هنگامی که حسین کشته شد، پدرم به من گفت: همراه من بیا تا آن اسدی را ببینیم، آیا کشته شده است؟

ما به میدان نبرد آمدیم و در میان کشتگان به جستجو پرداخته آن اسدی را در میان آنان دیدیم

وی رستکاری شهادت را در خدمت ریحانه‏ی رسول خدا صلی اللَّه علیه و آله به دست آورد

و بالاترین درجات را کسب نمود و در اعلی علیین همراه پیامبران، صدیقان و شهیدان جای گرفت و آنان، چه نیکو همراهانی هستند.

 این حقیقت معنای انتظار است...یعنی قبل از کربلا کربلائی شدن...

وعجب صحنه های بس عجیب وشگفتی که سالها منتظر می مانی تا حسین به کربلا بیاید تا با او باشی وبه سعادت برسی