کشتی پیغمبران گم شد...

عیــــدتان مبارک

و انسان هر چه ایمان داشت پای آب و نان گم شد

 زمین با پنج نوبت سجده در هفت آسمان گم شد

شب میلاد بود و تا سحرگاه آسمان رقصید

 به زیر دست و پای اختران آن شب زمان گم شد

همان شب چنگ زد در چین زلفت، چین و غرناطه

 میان مردم چشم تو یک هندوستان گم شد

از آن روزی که جانت را اذان جبرئیل آکند

 خروش صور اسرافیل در گوش اذان گم شد

تو نوح نوحی اما قصه ات شور دگر دارد

 که در طوفان نامت کشتی پیغمبران گم شد

شب میلاد در چشم تو خورشیدی تبسم کرد

 شب معراج زیر پای تو صد کهکشان گم شد

ببخش ای محرمان در نقطه ی خال لبت حیران -

 خیال از تو گفتن داشتم امّا زبان گم شد

استاد قزوه

 


ببخشید! 9 ربیع چه خبره؟

روايتي جعلي براي بي‌بند و باري

تمام مورخان شيعه و سني اذعان دارند که قتل خليفه دوم در اواخر ذي‌الحجه سال 23 هجري بوده است. از اين جهت بايد دانست که چه چيزي باعث شده تا بعضي اين روز را به عنوان روز قتل خليفه بشناسند.

با مراجعه به نقل قول‌ها استفاده مي‌شود که رأي نهم‌ربيع مستندي به جز روايتي مشهور به «رفع القلم» ندارد. اين روايت نيز علاوه بر آن‌که داراي سندي سست و ضعيف مي‌باشد، متني موهن و غير قابل قبول دارد.

همچنان‌که آيت‌ا... العظمي صافي گلپايگاني درباره‌ اين روايت مي‌فرمايند: «روايت علي بن مظاهر[=همان روايت نهم ربيع]، از نظر متن و سند ضعيف است و آن را در کتب معتبر و اصيل شيعه نيافتيم، هم‌چنان‌که شناختي نسبت به علي بن مظاهر که از علماي شيعه به حساب آورده شده وجود ندارد، و وجود چنين روايات مجهولي در مجامع بزرگ حديثي شيعه، که مؤلفِ آن‌ها صرفاً براي جمع‌آوري اخبار و بدون بررسي اعتبار سند و متن آن‌ها همت گماشته است، چندان بعيد نيست»

متأسفانه جاعلان اين روايت براي نشان دادن فضيلت نهم ربيع مطلب دروغي را از زبان پيامبراکرم، صلي‌ا... عليه وآله، به خداي متعال اين چنين ساخته‌اند که:

«به فرشتگان نويسنده‌ اعمال دستور دادم به مدت سه روز قلم را از همه مردم بردارند و چيزي از گناهان آنان را ننويسند».

اين جمله که به وسيله‌اي دست افراد لااُبالي تبديل شده است تا حرمت بندگي خداوند را شکسته و هر آن‌چه مي‌خواهند در اين ايام انجام دهند، علاوه بر اين‌که با صريح آياتي از قرآن مانند: «ومَن يعْمَلْ مِثْقَالَ ذَرَّةٍ شراً يرَهُ»؛(و هر که هم‌وزن ذرّه‏اي بدي کند [نتيجه‏] آن را خواهد ديد.) مخالفت دارد، با قوانين و سنن الهي نيز مغاير بوده و مخالف حکم بديهي عقل هم است.

آري! اين منطق عقلاني است که مي‌فرمايد: لَّيسَ بِأَمَانِيکُمْ وَلا أَمَانِي أَهْلِ الْکِتَابِ مَن يعْمَلْ سُوءًا يجْزَ بِهِ وَلاَ يجِدْ لَهُ مِن دُونِ ا... وَلِيا وَلاَ نَصِيرًا؛ يعني(پاداش و کيفر در آخرت) نه به آرزوي شماست(تنها براي اين‌که امت پيامبر خاتميد) و نه به آرزوي اهل کتاب(که خود را دوستان و فرزندان خدا مي‏دانند، بلکه) هر کس کار بدي انجام دهد کيفر داده مي‏شود و جز خدا ياور و دوستي براي خود نخواهد يافت.»(نساء، 123)

آيا برداشتن تکليف از بندگان به معناي ايجاد هرج و مرج، برخلاف شيوه‌هاي اهل‌بيت، عليهم‌السلام، در تربيت بندگان خدا و دوستان خود نمي‌باشد؟ آيا امکان دارد از بزرگواراني که مي‌فرمودند: «مَا مِنْ نَکْبَةٍ تُصِيبُ الْعَبْدَ إِلَّا بِذَنْب‏؛ هيچ نکبت و مصيبتي به بنده نمي‌رسد مگر به خاطر گناه» چنين کلماتي صادر شود؟

چه ظلم و خيانتي بالاتر از آن‌که اين جملات را به بزرگاني نسبت دهيم که همواره مي‌فرمودند: «لاتنالُ ولايتنا الاّ بالعَمَلِ والوَرع؛ به ولايت ما نتوان رسيد جز با عمل نيک و پرهيزکاري و دوري از گناه»(شيخ صدوق، امالي، ص626 و اعتقادات الإماميه، ص113).

نظر مراجع درباره اين روايت جعلي

جاي شگفت و تأسف است که چگونه بعضي تمامي تعليمات الهي قرآن و اهل‌بيت، عليهم‌السلام، را به کناري مي‌نهند و اين‌گونه با تمسک به اين روايات جعلي، پرده‌هاي حيا را دريده و مرتکب اعمالي مي‌شوند که از شأن و منزلت هر فرد مسلمان و مؤمن به خدا خارج است. امّا شگفت‌تر آن‌که در اين ميان افرادي نيز يافت مي‌شوند که درصدد توجيه اين جهالت‌ها برآمده و پرده‌دري‌هاي ديگران را اين‌گونه توجيه مي‌نمايند.

اين نکته‌اي است که مورد هشدار بسياري از بزرگان و مراجع قرار گرفته است. همچنان‌که آيت ا... العظمي مکارم شيرازي در پاسخ به استفتائي در مورد روز نهم ربيع مي‌فرمايند: روايتي با عنوان رفع قلم در آن ايام مخصوص در منابع معتبر نداريم. و ثانياً بر فرض چنين چيزي باشد -که نيست- مخالف کتاب و سنت است و چنين روايتي قابل پذيرفتن نيست و حرام و گناه در هيچ زماني مجاز نيست هم‌چنين سخنان رکيک و کارهاي زشت ديگر. و ثالثاً تولّي و تبرّي راه‌هاي صحيحي دارد نه اين راه‌هاي خلاف.

همچنين آيت ا... العظمي تبريزي(قدس سره) در جواب سؤالي پيرامون اين روايت مي‌فرمايند: بسمه‌تعالي؛ روايت مزبور صحيح نيست و فرقي بين ايام نيست و معصيت، معصيت است، وا... العالم.

آيت ا... العظمي فاضل لنکراني(قدس سره) نيز در جواب سؤالي مي‌فرمايند: حديث رفع القلم صحيح نيست، بلکه هر مسلماني موظف به انجام واجبات ديني بوده و فرقي در ايام سال نسبت به آن وجود ندارد، و انجام اعمالي که موجب تفرقه مسلمين يا وهن شيعه شود جايز نيست.

تولي و تبري؛ توجيهي براي بددهني و دشنام گويي؟!

اگر از همه آن‌چه گفتيم بگذريم، متأسفانه در جشن‌هايي که در اين روز با شعار تبري و بيزاري از دشمنان اهل بيت عليهم السلام شکل مي‌گيرد شاهد نمايش حرکاتي و گفتارهايي هستيم که دل اهل بيت عليهم ‌اسلام را مي‌آزارد.

از همين روست که وقتي ابراهيم بن ابي محمود به امام رضا، عليه‌السلام، مي‌گويد: يابن رسول ا...! نزد ما از روايات مخالفين شما در فضائل اميرالمؤمنين، عليه‌السلام، و شما خاندان رواياتي هست که امثال آن را در بين روايات شما نمي‌بينيم، آيا به آنان معتقد شويم؟ حضرت پس از توجه و تنبه دادن وي به گوش فراندادن و پيروي نکردن از هر سخني فرمودند:

«اي ابن ابي‌محمود! مخالفين ما سه نوع خبر در فضائل ما جعل کرده‌اند:1. غلو، 2. کوتاهي در حقّ ما، 3. تصريح به بدي‌هاي دشمنان ما و دشنام به آنان. وقتي مردم اخبار غلوّ آن دسته را مي‌شنوند ما را تکفير مي‌کنند و مي‌گويند: شيعه قائل به ربوبيت ائمه خود مي‌باشد. و وقتي کوتاهي در حقّ ما را مي‌شنوند، به آن معتقد مي‌شوند، و وقتي بدي‌‌هاي دشمنان ما و دشنام به آنان را مي‌شنوند، ما را دشنام مي‌دهند. و حال آن‌که خداوند مي‌فرمايد: «وَ لا تَسبُّوا الَّذِينَ يدْعُونَ مِن دُونِ ا... فَيسبُّوا ا... عَدْواً بِغَيرِ عِلْمٍ؛ شما مؤمنان به آنان‌که غير خدا را مي‌خوانند دشنام مدهيد تا مبادا آن‌ها از روي دشمني و ناداني خدا را دشنام گويند»

همچنين در روايتي ديگر نيز امام صادق، عليه‌السلام، هنگامي آگاه مي‌شوند مردي در مسجد آشکارا به دشمنانشان توهين مي‌کند، مي‌فرمايند: «او را چه شده است؟! خدا او را از رحمت خودش دور کند، با اين کار ما را در معرض اذيت قرار مي‌دهد».

شیعه یا دوست ؟

شیعه درمنظر امام حسن بن علی العسکری سلام الله علیهما


شیعه واژه ای آشنا اما غریب است وائمه شیعه آشنایان غریب...

غدیر وعاشوراها به شیعه می فهمانند که هر دوست ودوستی ای لزوما مرادف تشیع وشیعه بودن نیست  وشیعه شدن وشیعه ماندن جز با جهاد درون میسر نیست که این اولین قدم  درمسیرکربلا هاوسامراهاست...

درصفحه صفحه ی کلمات اهل بیت بارها نشان ونشانه شیعه وتمییز بین شیعه ودوست  بیان شده ووقایع بسیاری به یادگار برای ما مانده که مرور آنها وتذکر وتلنگر آن درزندگی مذهبی ما موجب بالا رفتن عیار تشیع ما خواهدشد:

امام عسکری شاید یکی ازغریب ترین ائمه شیعه درمکتوبات ومنقولات باشد ولی غربت امام ازآنجا شروع می شود که دستورات ومنشورات کم آنحضرت هم درزندگی پیروانش نقش کم رنگی داشته وکمتر مورد استفاده فکری وعملی واقع می شوند

لذا هرچند شیعه دراین عصر غربت افزونی نسبت به قبل دارد ولی هر دوست ومحب وشیعه ای می تواند ولو درحیطه درون با عمل و اطاعت به اَعلامش خود عَلمی شود درترویج تشیع چنان که جاذبه های عملی پیشوایانش درتوسعه این مکتب بیش ازجاذبه گفتاریآنان بوده است واین نمونه ای ست تا ما بیشتر متوجه خود ومذهب مان باشیم:

شبي از شب ها به محضر مبارك حضرت ابومحمد، امام حسن عسكري عليه السلام وارد شديم.
همچنين والي شهر كه علاقه خاصي نسبت به حضرت داشت، به همراه شخصي كه دست هاي او را بسته بودند، وارد منزل امام عليه السلام شد و اظهار داشت: يا ابن رسول الله! اين شخص را از دكان صراف در حال سرقت و دزدي گرفته ايم.
و چون خواستيم او را همانند ديگر دزدان شكنجه و تاديب كنيم، اظهار داشت كه از شيعيان حضرت علي عليه السلام و نيز از شيعيان شما است و ما از تعذيب او خودداري كرديم و نزد شما آمديم تا ما را راهنمايي و تكليف ما را نسبت به اين شخص روشن بفرمايي.
حضرت فرمود: به خداوند پناه مي‌برم، او شيعه علي عليه السلام نيست، او براي نجات خود چنين ادعايي را كرده است.
سپس والي آن سارق را از آن جا برد و به دو نفر از مامورين خود دستور داد تا آن سارق را تعذيب و تاديب نمايند، پس او را بر زمين خوابانيدند و شروع كردند بر بدنش شلاق بزنند؛ ولي هر چه شلاق مي‌زدند روي زمين مي‌خورد و به آن سارق اصابت نمي‌كرد.
بعد از آن، والي مجددا او را نزد امام حسن عسكري عليه السلام آورد و گفت: يا ابن رسول الله! بسيار جاي تعجب است، فرمودي كه او از شيعيان شما نيست، اگر از شيعيان شما نباشد پس لابد از شيعيان و پيروان شيطان خواهد بود و بايد در آتش قهر خداي متعال بسوزد.
و سپس افزود: با اين اوصاف، من از اين مرد معجزه و كرامتي را مشاهده كردم كه بسيار مهم خواهد بود، هر چه مامورين بر او تازيانه مي‌زدند بر زمين مي‌خورد و بر بدن او اصابت نمي‌كرد و تمام افراد از اين جريان در تعجب و حيرت قرار گرفته اند.
در اين موقع امام حسن عسكري عليه السلام به والي خطاب نمود و فرمود: اي بنده خدا! او در ادعاي خود دروغ مي‌گويد، او از شيعيان ما نيست، بلكه از محبين و دوستان ما مي‌باشد.
والي اظهار داشت: از نظر ما فرقي بين شيعه و دوست نمي‌باشد، لطفا بفرماييد كه فرق بين آن ها چيست؟
حضرت فرمود: همانا شيعيان ما كساني هستند كه در تمام مسايل زندگي مطيع و فرمان بر دستورات ما باشند و سعي دارند بر اين كه در هيچ موردي معصيت و مخالفت ما را ننمايند.
و هر كه خلاف چنين روشي باشد و اظهار علاقه و محبت نسبت به ما نمايد دوست ما مي‌باشد، نه شيعه ما.
سپس امام عليه السلام به والي فرمود: تو نيز دروغ بزرگي را ادعا كردي، چون كه گفتي معجزه ديده ام؛ و چنانچه اين گفتار از روي علم و ايمان باشد مستحق عذاب جهنم مي‌باشي.
بعد از آن، حضرت در توضيح فرمايش خود افزود: معجزه مخصوص انبياء و ما اهل بيت عصمت و طهارت مي‌باشد، براي شرافت و فضيلتي كه ما بر ديگران داريم و نيز براي اثبات واقعيات و حقايقي كه از طرف خداوند متعال به ما رسيده است.
در پايان، امام عسكري عليه السلام به آن مرد - متهم به سرقت - خطاب نمود و فرمود: بايد شيعه علي عليه السلام در تمام امور زندگي، شيعه و پيرو او - و ديگر اهل بيت رسالت - باشد و ايشان را در هر حال تصديق نمايد؛ و نيز بايد سعي نمايد كه هيچ گونه تخلفي با ايشان نداشته باشد و خلاصه آن كه در همه امور، خود را هماهنگ و مطيع ايشان بداند.

شهادت حضرت  اباالحجه امام حسن عسکری تسلیت .

انتظار گمشده


وقتی این روایت رو میخونی تازه میفهمی که انتظار کشیدن چیست  و منتظر واقعی  چه کسی می تواند باشد.این حالی که امام صادق درباره امام بعد ازخود که هنوز نیامده دارد کجا واحوالات ما منتظر نمایانی که درزمانش هستیم وعادت به ندیدنش وبل نبودنش کرده ایم ...!! لطفا با دقت این روایت رو بخونید :

سدير صيرفي مي گويد: من به همراه مفضل بن عمر، و ابو بصير و ابان بن تغلب بر مولايمان امام صادق عليه السلام وارد شديم، ايشان را در حالي كه روي خاك نشسته، عبايي از مو با يقه بدون جيب و آستين كوتاه بر دوش انداخته و چون سوگوار جوان از دست داده‌ي دلسوخته گريه مي كرد ديديم كه اندوه از چهره اش مي باريد، قيافه اش دگرگون شده و اشك از گونه هايش سرازير شده صورتش را شستشو داده بود و در همان حال با تضرع مي فرمود: آقاي من! غيبتت خواب از چشمانم گرفت،

آسايشم را از بين برد و آرام دلم را بر هم زد.

آقاي من! غيبتت براي هميشه دردمند و مصيبت زده‌ام كرد.از دست رفتن امامان، يكي پس از ديگري، سرانجام دوران همگي را به پايان مي رساند، - و كار به زمان غيبت امام منتظر كشيده مي شود-، اگر من بر مصايب و بلاياي پي در پي گذشته اشك مي ريزم و آه مي كشم، مصايب بزرگتر و فجيعتر و بلاهاي دردناكتري در پيش است كه با غضب و ناراحتي تو- اي حجت خدا- همراه است، و آنها بيشتر اشكم را جاري ساخته و درونم را مشتعل كرده است.

سدير گفت: «هوش از سر ما رفت و دلمان از ترس اين واقعه هولناك و حادثه هلاكت بار فرو ريخت، گمان كرديم امام عليه السلام خود را براي مصيبت شكننده اي آماده كرده يا فاجعه‌ي مرگباري به آن حضرت روي آورده است.» به آن حضرت عرض كرديم: اي پسر خيرالبشر يابن رسول الله خداوند چشمانت را نگرياند، اين چه مصيبت عظيمي است كه اشكت را جاري كرده و چون باران مي‌گريي؟ چه چيزي وجود مباركت را به اين ماتم نشانده است؟»

سدير گفت: «امام عليه السلام نفس بلندي كشيد و آثار ترس، وجودش را فرا گرفت و فرمود: اي واي بر شما، امروز صبح كتاب جفر را كه علوم مربوط به مرگ و زندگي و مصيبتها و گرفتاريها و علم مربوط به همه چيز و آنچه تا روز قيامت واقع مي شود، در آن است و خداوند اطلاع بر آن را مخصوص پيامبر و ايمه عليهما السلام قرار داده است، نگاهي كردم و در مطالب مربوط به تولد قايم ما عليه السلام و غيبت او، و طولاني شدن غيبت و طول عمر آن حضرت و نيز برگشتن بيشتر مردم از دين و برداشتن رشته اسلام از گردنشان، همان رشته كه خداوند در گردنشان انداخته و فرمود: (وكل انسان الزمناه طايره في عنقه) دقت كردم، دلم سوخت و اندوه جانم را فرا گرفت...» 

دور برگردان...:

1-حالت عجیب امام که بر خاک نشسته ومانند جوان از دست داده آه وگریه وناله می کند-حاکی از عظمت مصیبت است

2-وقتی غیبت  حضرت بقیة الله خواب راازچشم امام صادق می گیرد وآسایش وآرامش او را برهم می زند – وموجب درد ومصیبت دائمی شان می شود

3-وقتی که  مصائب وبلاهای آینده نسبت به  فجایع ومصیبت های گذشته مانند واقعه سقیفه وشهادت حضرت صدیقه وحتی واقعه جانسوز عاشورا...برای امام صادق بزرگتر وفجیعتر ودردناکتر است لذا اشک وآه برگذشتگان دربرابر مصیبت های عصر غیبت تبدیل به سوختن وگریه های  پراندوه می شود

4-امام چه حالی داشت که انقدر موجب ترس ووحشت یاران شد!!

5-برگشتن بیشترمردم ازدین...! وبرداشتن رشته اسلام ازگردن! دل امام را می سوزاند وموجب اندوه جانش می شود

**********

مطالعه احوال روز های سرد وطولانی غیبت اززبان بهترین های زمین وآسمان ، مدعیان انتظار را تلنگری سخت وشکننده به همراه دارد.

همانطور که حال عجیب یک انسان کامل در مصائب عصر ما کاملا غریب و موجب تعجب  ماست ، به همین مقدار برگشتن اکثریت مردم ازدین  نیز امری عادی  وکاملا آشنا والبته خالی ازتعجب است چون  هرروز که می گذرد دیانت ودینداری کم رنگ وزمانه بسمت بی بند وباری رنگ می بازد تا جائی که برای دنیا یمان دینمان را به راحتی زیر سئوال می بریم وصدالبته کنارمی نهیم چون...

مانع پیشرفت ورشد درنظر ما همین سجده وسجاده است واینجاست که حاضریم هزار شبهه وتمسخر وتوهین را بشنویم ولی درصدد رفع ودفع یکی هم قدمی بر نداریم.

حقیقتا چقدر دوریم از حقیقت وچقدر سیرابیم از تشنگی مان وچقدرراحتیم ازبدبختی مان...

مثل ما مثل همه مثالهائی ست که خواستند حقیقت رو نشون بدن ولی غافل ازاینکه شدند مایه تفریح وسرگرمی ما...

می گفت بعد سالها موفق شد به دیدار امام زمان وقتی رسید به درخیمه گفت : اسبم را کجا ببندم ؟

گفتند بعد این همه زحمت به اینجا هم رسیدی ولی هنوز درفکراسبی!!

انتظار یعنی گریه های شعله خیز که جان تا جهانت را بسوزد.

الهی عجل فرجه

مصافحه ای جانانه

معاويه بن وهب از حضرت امام صادق نقل كرده ، وي گفت :

امام (ع ) به من فرمودند :

اي معاويه به خاطر ترس و خوف زيارت امام حسين (ع ) را ترك مكن ، زيرا كسي كه آن را ترك كند چنان حسرتي بخورد كه آرزو كند قبر آن حضرت نزدش باشد و بتواند زياد به زيارتش برود آيا دوست داري كه خدا تو را در زمره كساني ببيند كه حضرت رسول (ص ) و حضرات علي و فاطمه و ايمه (عليهم السلام ) در حقشان دعاء فرموده اند ؟ !

آيا دوست داري از كساني باشي كه به واسطه آمرزش لغزشهاي گذشته طومار اعمالت تغيير يابد و گناهان هفتاد سال از تو آمرزيده شود ؟ !

آيا دوست داري از كساني باشي كه از دنيا رفته بدون اينكه گناه قابل مو اخذه داشته باشي ؟ !

آيا دوست داري از كساني باشي كه رسول خدا(ص ) با آنها مصافحه مي فرمايند ؟ !


الهی شکر که جان نالایقم لیاقت زیارتت راپیداکرد...ای عزیز الله یا حسین

سوغاتی ...دعا به جان عاشقان ارباب

یاعلی