دل درکمند پا

درسته تا دل نخواد پا قدمی بر نمی داره اما کربلا...

حرف کربلا 

اونم زیارت الاربعینکه باشه

دل چه بخواد یا نخواد مهم نیست 

مهم اینه که دلدار چی خواسته باشه

اینجاست که 

دل قدم قدم بدنبال پــــا خودشو میرسونه به اونجائی که ...قدمها بعد چهل روز فراق به دلهای خود ملحق

شدند و

چله  زینب ها

به اتمام رسید...


یا حســــ ـین 




انــــامن زینب

 

عارف صمدانی آیت الله آقا محمدرضاربانی ره :

همان گونه که پیغمبرخاتم صلی الله علیه واله فرموده : انا من حسین جادارد که امام حسین علیه السلام بفرماید:

انا من زینب...

زیراهمانطورکه حضرت ختمی مرتبت صلی الله علیه واله علت محدثه دین اسلام است امام حسین علت مبقیه آن است ونیز همچنان که حضرت امام حسین علیه السلام علت محدثه نهضت وقیام برای احیا وابقای دین جدش هست به یقین علت مبقیه آثارفداکاری امام حسین علیه السلام درراه دین همانا خواهرش حضرت زینب کبری می باشد

 

صورت به صورت

 

امام حسین علیه السلام درروزعاشوراصورت برصورت سه شهیدگذاشت.یعنی همان عملی که نشانگرکمال عطوفت ومهربانی است. یک بارصورت برصورت فرزندش علی اکبر علیه السلام ،باردوم صورت برصورت غلام خود مسلم بن عمرو وبارسوم صورت برصورت واضح غلام حرث سلمانی...

صورت بر صورت فرزند برومند نهادن ازپدری که دربالین شهادتش حاضر شده هیچ بعید نیست اما صورت به صورت غلام سیه چهره نهادن چه علتی می تواند داشته باشد..؟

شاید غلام رسم دلبری رو بلد بود ...که مورد عنایت وذره پروری ارباب قرار گرفت.

شاید غلام ...

شاید که قدرارباب رو می شناخت.،،ورسم غلامی رومیدانست

کاش غلامی ماهم به رسم دلبری رنگ وبوئی داشت وغیر از نشانه های زبانی به قلعه قلبمان نفوذی..،

کاش بجای العجل های لسانی کوفی !

العطش های قلبی عاشورائی شعارمان بود ..

عطش ملحق شدن به امام وماندن دررکاب امام وغلامی حضرتش

کاش می توانستیم تمامی ت ار وپ ود مان را وقف اربابمان کنیم

کاش روسیاه بودیم ودل سیاه نبودیم

یکسان رخ غلام وپسربوسه دادو گفت     دردین ما سیه نکندفرق باسپید

 شرط غلامی...بندگی محض ،محض یار وارباب است

 

مومن تربت می شود

 

درجوانی گاهی اوقات می شد که چندشبانه روز پیاپی برای امام حسین علیه السلام اشک می ریختم ، یکی ازهمین روزها ازداخل اتاق منزل مان که روز بود ورفقا جمع بودند بعدازگریه کردن به ایوان جلوی اتاق آمدم ودرازکشیدم که یکباره مشاهده کردم ملائکه فوج فوج ازآسمان می آیند وداخل سینه من طواف می کنند وبه آسمان بر می گردند.

 

 

تربت ، دفع بلا می کند وهمه طوفان ها وزلزله ها بایک سرسوزن ازآن آرام می شود .مومن سرانجام تربت می شود .اگریک مومن درشهری بخوابد خداوند بلا راازآن شهردور می کند.

 

ظهور حضرت ولی عصر عج جزای کربلا ست .همه مصیبت های عالم درکربلا جمع شد وجزای آن شد این آقا...

 

مرحوم حاج اسماعیل دولابی

جنگ برسرخــــدا

 

دشمنى ميان حضرت حسين عليه السّلام و بنى اميه، عداوتى ذاتى بود؛ 

 «سعيد همدانى» از امام حسين عليه السّلام درباره بنى اميه پرسيد، حضرت عليه السّلام فرمود:

«ما و آنان دو دشمنى هستيم كه در خصوص پروردگارشان با هم دشمنى كرده‏اند ...

ازخدای حسین بن علی علیه السلام تا خدای یزید فاصله ازحسین تایزیداست

به کوه بگو بیا..!

 

حرمت مومن درکلام امام حسین علیه السلام

حـسن بن عطيه گويد:

اباعبدالله عليه السلام بر صفا ايستاده بود. عباد بصري به او گفت: حديثي از شما روايت مي شود. فرمود: چه حـديـثـي؟ گـفـت: حرمت مؤمن از حرمت اين خانه برتر است.

فرمود:[بـله] مـن ايـن را گـفـتـه ام. مؤمن کسي است که اگر به اين کوه ها بـگـويد بيا، بيايد. گفت: چون به کوه ها نگريستم ديدم که پيش آمـده اسـت! سـپـس بـه کـوه فـرمود: به جايت بازگرد، منظورم تو نبودي!

آیاشودکه گوشه چشمی به ماکند....

بی معرفتی تاکجا..!

 

نه با حسین نه علیه حسین علیه السلام...!

 هرثمة بن سليم روايت كرده:

همراه على بن أبي طالب در جنگ صفين بوديم. هنگامى كه به كربلا رسيديم، با ما نماز خواند و پس از سلام نماز، قدرى از تربت آنجا برداشت و بوييد و سپس فرمود:

«هان اى تربت! قومى از تو به حشر مى‏روند و بدون حساب به بهشت وارد مى‏شوند». هرثمه، سراسيمه گشت و سخن امام همچنان در خاطرش بود ولى آن را نمى‏پذيرفت. پس هنگامى كه نزد همسرش «جرداء بنت سمير» كه شيعه على بود، بازگشت، آنچه را از امام شنيده بود با وى در ميان گذاشت، همسرش به وى گفت: «اى مرد! ما را به تو چه باشد؛ زيرا امير المؤمنين عليه السّلام چيزى جز حق نمى‏گويد

 روزها گذشت و آن زمان فرا رسيد كه ابن زياد، لشكريانش را براى جنگ با ريحانه رسول خدا فرستاد و هرثمه در ميان آنان بود و هنگامى كه به كربلا رسيد و حسين و يارانش را ديد، سخن امام امير المؤمنين عليه السّلام را به ياد آورد و از جنگ متنفر شد و به سوى امام حسين عليه السّلام رفت و آن حضرت را به آنچه از پدرش شنيده‏بود، آگاه كرد.

امام به وى فرمود: «آيا تو با ما هستى يا بر عليه ما؟» او گفت: نه همراه تو هستم و نه بر عليه تو، از اهل و فرزندانم جدا شده و از ابن زياد بر آنها مى‏ترسم.امام وى را نصيحت كرد و فرمود: «از اينجا دور شو تا كشته شدن ما را نبينى، زيرا سوگند به آنكه جان محمد در دست اوست! هر كس كشته شدن ما را ببيند و به كمك ما نشتابد، خداوند او را به آتش وارد مى‏كند ...»

.هرثمه» از كربلا دور شد و كشته شدن امام حسين را مشاهده ننمود

این برگی ازعبرتهای عاشوراست برای آنهائی که فهمیدند قتیل العبرات یعنی چه...

الهی عاقبت محمود گردان

 

 

حب الحسین علیه السلام

 

قال الصادق علیه السلام :

من اراد الله به الخیر قذف فی قلبه حب الحسین وحب زیارته

کسی که خدا به اواراده خیر کندمحبت و عشق امام حسین علیه السلام وزیارت او را درقلبش می ریزد

زحمت تو در حقیقت سربلندی همه ست

تو شدی نیـزه نشین اما سـرِ ما شد بلند!

صلی الله علیک یا ثارالله

فتح باب دربین الحرمین

 

آب حیات اینجاست...

مدتها در خصوص عارف کبير مرحوم آيت‏الله قاضي (قدس سره) مطالعات نسبتا جامعي داشتم ولي در بين اين مطالعات، به دنبال اين نکته بودم که بدانم علت دگرگوني مرحوم قاضي چه بوده است؟ ولي متأسفانه اشاره‏اي بدان نشده بود و نمي‏يافتم و يا اشاراتي که دلم به آن محکم نمي‏شد. 

 تا اينکه به محضر يکي از بزرگان که خود از شاگردان عارف صمداني مرحوم آيت‏الله انصاري همداني (قدس سره) و از متشرفين به خدمت مرحوم آيت الله آقاي قاضي (قدس سره) بود رسيدم، آن عزيز مي‏فرمودند:

 عارف کامل مرحوم آيت‏الله قاضي، چند سال اول سلوکش هيچ گونه فتح بابي براي ايشان صورت نگرفت. لذا براي توسل به حضرت سيد الشهداء (عليه‏السلام) هر شب نماز مغرب را در حرم امام حسين (عليه‏السلام) و نماز عشاء را در حرم حضرت اباالفضل (عليه‏السلام) مي‏رفته است. بلکه در اين بين عنايتي بشود تا اينکه يک شب در حالي که به حرم حضرت عباس (عليه‏السلام) مي‏رفته به يک سيد ديوانه‏اي برخورد مي‏کند که به او مي‏گويد:

«آقاي قاضي! امروز ملجأ تمام اولياء خدا اباالفضل است». آقاي قاضي با شنيدن اين جمله بي هوش مي‏شود. او را به حرم حضرت عباس (عليه‏السلام) مي‏آورند و به گفته‏ي خود ايشان، مرگ را جلوي چشمانش تصور مي‏کند که ناگهان با مدد قمر بني‏هاشم (عليه‏السلام) پرده‏ها کنار مي‏روند و آنچه که بايد به ايشان بدهند، مي‏دهند.

 

کشــف حجــابم آرزوست!

   کشف حجاب به وسیله خاک

ان السجود علی التربت الحسین علیه السلام یخرق الحجب السبع....1

مراد از حجب سبع  (حجاب های 7گانه) :

ازآیات وروایات بسیاری استفاده می شود که مراد ازحجاب درلسان کتاب وسنت ،همان حجاب هایی است که بین بنده ومعبود حایل شده واوراازروءیت خدای متعال محجوب می سازد که درمرحله ی اول ،حجاب های ظلمانی وپس ازبرطرف شدن آن ها ،حجاب های نورانی است.

اما دررابطه با حدیث فوق به قرینه لفظ سبع ،مقصودهمان حجاب های ظلمانی است که از طریق اعضای هفت گانه ( چشم ،گوش،زبان،شامه،ذائقه،بطن وفرج)وآمال واعمال زیاده براقتضای عالم طبیعت ویا به اقتضای عالم طبیعت ولی بدون به کار بردن اخلاص، حاصل می گردد می باشد...

1-روایت درکتاب وسایل الشیعه ج4ص1033می باشد.

راز زیارت اربعین


ازروزهای سفارش شده به زیارت حضرت سیدالشهدا علیه السلام ،روزاربعین است تاآنجاکه درروایت به عنوان یکی ازنشانه های مومن یادشده است.

رازاین تاکید واستحباب نه درزیارت جابر نهفته است که برخی قائلند ونه درورود اهل بیت به کربلا والحاق سرمقدس به بدن که مرحوم مجلسی قائل است

بلکه راز درخود عدداربعین است،که دراسرارآن،روایات بسیاری واردشده است،

آری رازدرعددچهل است،همان چیزی که ازامام صادق علیه السلام روایت است که:آسمان ،زمین،خورشید،کو ه ها،دریاهاوحتی فرشتگان تا چهل روزدراین مصیبت گریان بودند.

روشن است که سراساسی درهمان اربعین اول است ،وفضیلت آن روزقابل مقایسه بایادبودهای اربعین که درسال های دیگر گرفته می شودنیست.

منتها این هم یکی ازخصائص وجود مبارک سیدالشهداست که حتی دریادبود اربعین اونیز فضیلت وارزش فراوانی هست،که مومن بازیارت او می تواند به این ارزش ها برسد...

علی بن الحسن والحسین

 

السلام علیک یابن الحسن والحسین...

این عبارت دریکی اززیارات ابوالحسن علی اکبرعلیه السلام آمده است.علامه مجلسی دربحار آن رامجازی می داند.زیراعرب عموراهم " اب " می گوید وبرخی توجیه دیگری نموده اند.

اما شاید بتوان گفت که چون این بزرگواردارای خلق حسنی وحسینی بود وهم حلم حسنی ووشجاعت حسینی.علاوه براین ،وی دارای شباهت های جسمانی وروحانی سبطین به رسول خدا صلی الله علیه واله بودوازاین رو،ازحضرتش باعنوان یابن الحسن والحسین یاد می شود.

یک جلوه ازاین بنوت معنوی رامی توان درسخاوت ومیهمان نوازی او مشاهده کرد.علی اکبر علیه السلام مانندعموی بزرگوارش ازسخی ترین افراد به شمار می رفت تا انجا که  "نارالقری "می افروخت (آتشی که اعراب جهت راهنمائی میهمانان خود شبانگاه می افروختند که نام دیگرش نارالضیافه بود)وازمردمی که دربیابانهامسکن وماوا نداشتند،پذیرائی می کرد.(ماهم گدایان گم شده دربیابان هوسیم یا علی اکبر مددی...)

اما چقدر برامام حسین سخت گذشت که علی اکبر با چنین سخاوتی نزدآن حضرت امدوعرض کرد

العطش وقدقتلنی....


 

سم اسب حضرت عیسی

 

احترام به سم اسب حضرت عیسی بیش از خانه خدا

 نماینده‏ی پادشاه روم، در مجلس یزید بود، هنگامی که سر امام را در برابر او دید، از این امر در شگفت شد و به او گفت: این سر چه کسی است؟

سر حسین است.

حسین کیست؟

فرزند فاطمه.

فاطمه کیست؟

دختر پیامبر خدا صلی اللَّه علیه و آله.

پیامبرتان؟

آری.

وی از این امر پریشان شد و بر او فریاد کشید: «نابودی برای شما و برای دینتان باد! سوگند به حق مسیح که شما بر باطل هستید، نزد ما در یکی از جزیره‏ها، دیری است که در آن سم اسبی وجود دارد که مسیح بر آن سوار گشته بود،ما در هر سال از مسافت ماهها و سالها به سوی آن می‏رویم و نذورات و اموالی را با خود می‏بریم و بیش از آنچه شما کعبه‏ی خود را عظیم می‏شمارید آن را تعظیم می‏کنیم، وای بر شما!».

پس، خشمگین از نزد وی برخاست  در حالی که آن منظره‏ی هولناک او را پریشان ساخته بود.

 

سیاهی لشگر

 

علامه طباطبائی ره

درمجالس عزاداری شاه شهیدان شرکت می کرد ومی فرمود:

مابرای سیاهی لشگربودن،شرکت می کنیم.

ای کاش بنده یک مرثیه خوان حضرت سیدالشهداء بودم .همه سالهائی که سرگرم درس وبحث بوده ام بایک مرثیه خوانی امام حسین علیه السلام برابری نمی کند.

مرحوم علامه همچنین می فرمود:

آیت الله قاضی ره  درعین تاکیدبر نمازشب ،سوگواری برحضرت سیدالشهداءرابافضیلت ترازنماز شب می دانستند.

مرحوم ایت الله بهجت ره نیز مانند استادشان مرحوم ایت الله قاضی فضیلت نمازشب رادرمیان مستحبات ،پس ازفضیلت عزاداری برشاه شهیدان می دانستند.

کتاب زمهرافروخته...

 

منتظر قبل ازعاشورا

 

 مردی که همیشه منتظر آمدن حسین علیه السلام به کربلا بود...

 بلافاصله بعد از ورود امام به کربلا، مردی از بنی‏اسد به آن حضرت ملحق شد که مورخان نامش را ضبط ننموده‏اند. داستان وی را «عریان بن هیثم» نقل نموده و گفته است:

پدرم در نزدیکی محلی که واقعه‏ی طف در آن اتفاق افتاد، سکونت داشت، ما هر وقت از آن محل می‏گذشتیم، مردی از بنی‏اسد را می‏دیدیم که در آنجا اقامت داشت، پدرم به او گفت: می‏بینم همیشه در این محل هستی.

وی به پدرم گفت: شنیده‏ام حضرت حسین علیه‏السلام در اینجا کشته می‏شود، من به اینجا می‏آیم، شاید او را ببینم و همراه او کشته شوم.

هنگامی که حسین کشته شد، پدرم به من گفت: همراه من بیا تا آن اسدی را ببینیم، آیا کشته شده است؟

ما به میدان نبرد آمدیم و در میان کشتگان به جستجو پرداخته آن اسدی را در میان آنان دیدیم

وی رستکاری شهادت را در خدمت ریحانه‏ی رسول خدا صلی اللَّه علیه و آله به دست آورد

و بالاترین درجات را کسب نمود و در اعلی علیین همراه پیامبران، صدیقان و شهیدان جای گرفت و آنان، چه نیکو همراهانی هستند.

 این حقیقت معنای انتظار است...یعنی قبل از کربلا کربلائی شدن...

وعجب صحنه های بس عجیب وشگفتی که سالها منتظر می مانی تا حسین به کربلا بیاید تا با او باشی وبه سعادت برسی

 

روضه 30 ساله...

 

زندگی رهبر اسارت عاشورا امام سجاد علیه السلام درکلام رهبرمعظم انقلاب


زندگى امام سجاد عليه السلام بعد از عاشورا را مى‏توان به دو بخش تقسيم كرد: اول) دوره حماسه ساز اسارت; دوم) دوره بعد از اسارت .

 امام زين‏العابدين عليه السلام در دوره اول كه دوره‏اى پرهيجان و عبرت‏انگيز بود، همانند قهرمانى بزرگ با گفتار و رفتارش حماسه آفريد و همچون يك انقلابى پرخروش، به دشمنان مقتدر خود، در برابر همه، پاسخ‏هاى دندان شكن و پرخاشگرانه داد . در كوفه در مقابل عبيدالله بن زياد - آن وحشى خونخوارى كه از شمشيرش خون مى‏ريخت و سرمست‏باده غرور بود - آنچنان سخن گفت كه ابن زياد دستور داد: او را بكشيد! و اگر دفاع جانانه حضرت زينب عليها السلام نبود و اينكه بايد اينها را به عنوان اسير به شام مى‏بردند، به احتمال زياد مرتكب قتل امام سجاد عليه السلام نيز مى‏شدند .

 در بازار كوفه، همصدا و همزمان با عمه‏اش زينب و با خواهرش سكينه سخنرانى كرد و مردم را به هيجان آورد و حقايق را آشكار ساخت . در شام، چه در مجلس يزيد و چه در مسجد، در برابر انبوه جمعيت جنايت‏هاى دستگاه حاكم و حقانيت اهل بيت عليهم السلام براى امامت و خلافت را روشن كرد و به مردم هشدار داد .

 دوره دوم (دوره بعد از اسارت) كه بسيار طولانى (بيش از سى سال) است، بناى امام سجاد عليه السلام بر تلاش‏هاى زيربنايى و ملايم و حساب شده و آرام بود .

اين پرسيدنى است كه: چرا امام سجاد عليه السلام در دوره اول، آنقدر انقلابى و پرخاشگرانه ظاهر شد و در دوره دوم، نرم و آرام و ملايم و با تقيه؟

 ..............درادامه بخونید

ادامه نوشته

بچه فدای گاو  !!

 

می گویند امام حسین علیه السلام شهیدشدتاگنهکاران امت بخشیده شوند.آیا هیچ شخص عاقلی بچه چهارده ساله اش رابه کشتن می دهدکه گاوش رانجات دهد؟

خیر.امام حسین خودش دوست داشت که درراه محبوبش جانفشانی کند وبه ملاقاتش برود.

تربت ،دفع بلا می کند وهمه طوفان ها وزلزله ها با یک سرسوزن ازآن آرام می شود. مومن سرانجام تربت می شود.اگریک مومن درشهری بخوابد خداوند بلاراازآن شهر دور می کند.

مرحوم دولابی

 

از حسین آموز...

 

اگر امام حسین علیه السلام بود اورا خدمت میکرد...

 در حضور حضرت اباعبدالله‏ علیه السلام پیرامون، امام مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) بحثی مطرح شد. شخصی پرسید: یا اباعبدالله! آیا حضرت مهدی‏ علیه السلام هم اکنون متولّد شده است؟.

قال الامام الحسین‏ علیه السلام: لا، وَلَوْ أَدْرَکْتُهُ لَخَدَمْتُهُ أَیَّامَ حَیاتی.

امام حسین‏ علیه السلام فرمود: (نه اگر او را می‏یافتم تا زنده بودم، او را خدمت می‏کردم).غیبت نعمانی

 

خطر عقبگرد!

 

مقام معظم رهبری:

زينب كبرى سلام‌اللَّه‌عليها در بازار كوفه، آن خطبه‌ى عظيم را اساساً بر همين محور(درس های عاشورا) ايراد كرد: «يا اهل الكوفه، يا اهل الختل و الغدر، أتبكون؟!». مردم كوفه وقتى كه سرِ مبارك امام حسين را بر روى نيزه مشاهده كردند و دختر على را اسير ديدند و فاجعه را از نزديك لمس كردند، بنا به ضجّه و گريه كردند. فرمود: «أتبكون؟!»؛ گريه مى‌كنيد؟! «فلا رقات الدمعه ولاهدئت الرنه»؛ گريه‌تان تمامى نداشته باشد. بعد فرمود:

 «انّما مثلكم كمثل التى نقضت غزلها من بعد قوة انكاثا تتّخذون ايمانكم دخلاً بينكم». اين، همان برگشت است؛ برگشت به قهقرا و عقبگرد. شما مثل زنى هستيد كه پشمها يا پنبه‌ها را با مغزل نخ مى‌كند؛ بعد از آن‌كه اين نخها آماده شد، دوباره شروع مى‌كند نخها را از نو باز كردن و پنبه نمودن! شما در حقيقت نخهاى رشته‌ى خود را پنبه كرديد.

 اين، همان برگشت است. اين، عبرت است. هر جامعه‌ى اسلامى، در معرض همين خطر هست.

 

حسین یعنی چه؟

 

حسین به چه معناست..؟؟

 یک ضرب المثل در زبان عربی است که می گویند: الاسماء تنزل من السماء. یعنی اسم ها از آسمان نازل می شود. که می خواهد بگویند که اسم هرکسی با خود آن شخص مناسبت دارد. نام مبارک سیدالشهدا علیه السلام حسین است و نام مبارک برادر بزرگوارش امام حسن علیه السلام است.

 کلمه حسن و حسین در فارسی به نیکو، خوبی و زیبایی معنا می گردد. اما معنای دیگری پشت این لفظ نهفته است.

 یک روز اباذر آمد خدمت پیامبر(ص) و عرض کرد یا رسول الله احسان یعنی چه، خوبی یعنی چه؟ چه کسی را آدم خوب می گویند، حسن به که می گویند، حسین به که می گویند؟ پیغمبر اکرم طبق این روایت به اباذر فرمود: خوبی یعنی اینکه طوری عمل بکنی گویا خدا را می بینی، و اگر خدا را نمی بینی، خدا شما را می بیند. این احسان است.

 خدای متعال قابل دیدن نیست، نه در دنیا و نه در آخرت، البته با چشم سر قابل دیدن نیست. چون خدا جسم نیست. اما خدا را با چشم دل میتوان دید. اگر کسی هنگام نماز، طوری نماز بخواند، که گویا خدا را می بیند و احساس کند که در محضر خدای متعال ایستاده و خدا دارد او را می بیند و توجه قلبی اش به خدا باشد، اینطور آدمی را می گویند حسن و یا حسین.

کلمه حسن و حسین، یعنی انسانی که همیشه متوجه حضور خداست. اگر کسی در کارهای خودش همیشه توجه به خدا داشت. مثلاً اگر کسی می خواهد .....

درادامه بخونید........

ادامه نوشته