احترام به سم اسب حضرت عیسی بیش از خانه خدا

 نماینده‏ی پادشاه روم، در مجلس یزید بود، هنگامی که سر امام را در برابر او دید، از این امر در شگفت شد و به او گفت: این سر چه کسی است؟

سر حسین است.

حسین کیست؟

فرزند فاطمه.

فاطمه کیست؟

دختر پیامبر خدا صلی اللَّه علیه و آله.

پیامبرتان؟

آری.

وی از این امر پریشان شد و بر او فریاد کشید: «نابودی برای شما و برای دینتان باد! سوگند به حق مسیح که شما بر باطل هستید، نزد ما در یکی از جزیره‏ها، دیری است که در آن سم اسبی وجود دارد که مسیح بر آن سوار گشته بود،ما در هر سال از مسافت ماهها و سالها به سوی آن می‏رویم و نذورات و اموالی را با خود می‏بریم و بیش از آنچه شما کعبه‏ی خود را عظیم می‏شمارید آن را تعظیم می‏کنیم، وای بر شما!».

پس، خشمگین از نزد وی برخاست  در حالی که آن منظره‏ی هولناک او را پریشان ساخته بود.