سم اسب حضرت عیسی
احترام به سم اسب حضرت عیسی بیش از خانه خدا
نمایندهی پادشاه روم، در مجلس یزید بود، هنگامی که سر امام را در برابر او دید، از این امر در شگفت شد و به او گفت: این سر چه کسی است؟
سر حسین است.
حسین کیست؟
فرزند فاطمه.
فاطمه کیست؟
دختر پیامبر خدا صلی اللَّه علیه و آله.
پیامبرتان؟
آری.
وی از این امر پریشان شد و بر او فریاد کشید: «نابودی برای شما و برای دینتان باد! سوگند به حق مسیح که شما بر باطل هستید، نزد ما در یکی از جزیرهها، دیری است که در آن سم اسبی وجود دارد که مسیح بر آن سوار گشته بود،ما در هر سال از مسافت ماهها و سالها به سوی آن میرویم و نذورات و اموالی را با خود میبریم و بیش از آنچه شما کعبهی خود را عظیم میشمارید آن را تعظیم میکنیم، وای بر شما!».
پس، خشمگین از نزد وی برخاست در حالی که آن منظرهی هولناک او را پریشان ساخته بود.
+ نوشته شده در یکشنبه ۱۱ دی ۱۳۹۰ ساعت 7 توسط * هو *
|
*درامتداد ظهور طالب حضوریم