چهره اعـمـــــال

 

چهره عمل ورفتارشما چگونه است ؟

شيخ بهائى مى فرمايند، رفيقى در قبرستان اصفهان داشتم كه بر سر مقبره اى مى ايستاد و مشغولعبادت بود روزى تعريف مى كرد كه : 

روز قبل جنازه اى را آوردند و در قبرى گذاشتند هنگام غروب سگ بد بويى ديدم كه هيكل موحش وسياهى داشت و وارد آن قبر شد چند لحظه بعد يك نفر خوش بو و معطر و دلربايى آمد و وارد همان قبر شد 

مدتى گذشت آن فرد خوش بو بيرون آمد اما خون آلود و زخمى همان جا گفتم خدايا به من بفهمانقضيه چيست رفتم جلو و به آن فرد معطر گفتم شما كى هستيد؟ ايشان جواب داد من چهره اعمال

خوب آن فرد و آن سگ چهره كردار ناپسند وى ، آن سگ بر من غلبه كرد و مرا بيرون كرد حال آن سگ تاقيامت با آن مرده مأنوس خواهد بود.

 شاید فهم اینکه هریک از اعمال وکردار انسان چهر ه ی خاصی دارد سخت باشه ولی بامرورآیات الهیوکلمات سفرای آسمان این حقیقت مسئله ای کلیدی وپراهمیت درتغییر عملکرد ما خواهدبود...لذا

همین امرمهم دقت فراوان درتصحیح رفتارانسان را می طلبد چون صورت های گوناگون ومتغیر وبعضاآزاردهنده که با وجود انسان گره خورده تصورا هم دردآور وسوزناک است چه رسد به اینکه حشر ونشرانسان شبانه روز با آن امیخته شود..

تصوراینکه دروغ وغیبت وتهمت ومال حرام وبدزبانی و...هرکدام صورتی زشت وکریه ،خلقوهمراهناگسستنی انسان شود برای غافلان مایه بهت وحیرت وبرای صاحبان چشم دل مایه فریاد ونالهوفغان بوده وهست.

درجامعه اسلامی بهترین راه جهت رسیدن به مدینه فاضله تطهیر رفتارهای شخصی ورسیدگی درونفردی است که انتظار رسیدن به فرج مدنی واجتماعی را محقق می کند.

لذانخستین ومهمترین عامل گرانی واحتکاروفاصله طبقاتی وتجمل گرائی و... تحریم ومدیریت وبهانههای کلی نیست بلکه به عدم اصلاح فرد فرد جامعه به آداب اسلامی برگشت میکندکه درخود سوءمدیریت جزئی وکلی وامثال آن را بدنبال دارد.

اینجاست که تلاش هزاران ساله انبیاء واولیاء در پاک سازی وطهارت عقیده وفکر وعمل اهمیتش چونان

آفتاب مرداد ماه خوزستان هویداست

 

تصویری ازرسول خدا

 

تصویری جامع ازرسول خدا درکلام امیرالمومنین علی علیه السلام:

رسول خدا نه زیاده ازمعمول بلندبودونه زیاده ازمعمول کوتاه ،بلکه میانه بالابود.مویش نه بسیارمجعدبودونه بسیارصاف بی شکن،بل چین وشکنی اندک ودلپذیرداشت.چهره اش نه لاغربود ونه فربه بل چهره ای مدورداشت بارنگی سفیدمایل به سرخی .

چشمانش سیاه ومزگانش برگشته بود. درشت استخوان بود وگشاده سینه ،بدنش راموی اندک بود وتنها روی سینه اش موئی تنک داشت. دستها وپاهایش زمخت می نمودند باانگشتانی مایل به ستبری.چون راه می رفت محکم واستوار می رفت وچنان پای اززمین برمی کند که گوئی ازبلندی به پستی می آمد.

چون می خواست به کسی روکندسربرنمی گردانید که باتمام بدن به سوی اوبرمی گشت.دلیرترین آنها وراستگوترینشان بود وبه عهدخود سخت پایبند.ازهمه مردم زبانش نرمتربود ودرمعاشرت ازهمه بهتر.

کسی که برای نخستین باراورامی دید، هیبتش اورامی گرفت؛ هرکسی بااومعاشرت می کرددوستی اش رابه دل می گرفت. آنگاه که به اصحابش می نگریست،لحظات نگاه رابه تساوی میانشان تقسیم می کرد.وقتی به کسی دست می داد پیش ازاودست خویش راباز نمی کشید،

 همچنان که صورتش راازاوبرنمی گرداندمگرآن که اوبرگرداند.اوچهره ای گشاده داشت وتندخو وملامت گر وفحاش ومزاح نبود.سیره اومیانه روی،سنت اوهدایت ورشد ،سخنش معیارحق وحکمش عدل بود.ازآنچه بدان علاقه ای نداشت خودرابه تغافل وندیدن می زد.

 این شرح جمال وکمال رسول مهربانی اززبان وبیان دردانه ای است که ازکودکی همراهش بوده وچه زیبا وظریف توصیف محبوبش را می نماید

میلاد الگوی انسان وانسانیت مبارک

 

تولـــــی با تبـــــری

 

بزنگاه افراط وتفریط......چقدر می دانیم!

تولی وتبری دو اصل ازفروعات دین به تبع ضعف دراصول دین من جمله توحید ونبوت وامامت... دچار بی مهری های علمی وعملی وبعضا بی توجهی وسهل انگاری ماقرار گرفته است لذااولین ضربه این غفلت برداشت های غلط وناصواب وبعضا رواج بدعت های عامیانه جاهلانه است

 که خود ازضربات مهلکی ست که دشمنان قسم خورده تشیع به ان دامن زده ودستمایه تعرضات عقیدتی وفکری وعملی وبلکه انتحاری متعصبین وخشک مغزان مسلمان نما قرار می دهند.

البته این بحث با فرارسیدن ایام ربیع وشادی وسرور شیعیان باتوجه به افراط وتفریط داخلی وسوءاستفاد های خارجی بیشتر نقل محافل ومورد توجه قرار میگیرد

اما فهم و درک صحیح دراین دو مقوله چون ازمشخصه های شیعه است ایجاب میکند تا مختصری درباره آن بنویسیم وبخوانیم:

دوواجب وضروری ازواجبات دین تولی وتبری است یعنی اعتقادبه ولایت محمد وآل محمدودوستی ایشان وهمچنین عقیده به این که دشمنان ایشان نزدحق تعالی ملعون ومبغوضند ولازم است دشمنی باایشان به نحوی که درافعال اهل ولایت اثرش ظاهرگردد.احادیث فراوانی برتولی وتبری وعدم تفکیک این دوازهم وجوددارد.

لذاایندو فروع دین بایددراعمال شیعیان ظاهرشود

( البته ظهورتولی باتبری دراعمال شیعیان  به چه صورت باشد خود بحث مفصلی است که انشا الله درشمار های بعد به آن میپردازیم امااجمالا باید دانست که  بزنگاه افراط وتفریط دراین دومهم همینجاست  که منجربه اشتباهات غیرقابل جبران شده ومی شود.. )

ومحتوای قلبی کافی نیست زیرااین دوازضروریات دین وازواجبات عملی می باشند،نه واجبات عقیدتی ،بلکه واجبات عقیدتی همان اصول دین است که پنج است.ازطرفی تقلید دراندو جایزنیست بلکه برهرمسلمان مکلفی واجب است ازروی ادله قطعی عقلی ونقلی شرعی به آین دو اعتقاد داشته باشد.

نکته مهم آنست که تولی وتبری ملازم هم می باشند یعنی ولایت ائمه بادوشرط سبب نجات است یکی عقیده به امامت واین که ائمه خلفای رسول الله وواجب الاطاعه هستند ودوم مشروط به تبری وبیزاری ازدشمنان وستمگران به اهل بیت.

ازطرفی ازاحادیث معلوم می شود محبت نسبت به ائمه سبب رفع عذاب یاتخفیف عذاب می شودلکن نکته کلیدی اینجاست که این محبت بدون تبری ازدشمنان آنها سبب نجات وبهشت رفتن نمی شود بعبارتی فرق است بین بهشتی شدن وعذاب نشدن زیرا ممکن است محبت منهای تبری موجب رفع یا تخفیف عذاب گردد اما بهشتی شدن جز با همراهی تولی وتبری امکان ندارد. مرحوم مجلسی دربحارالانوار نقل می کند:

یک مردیهودی علی علیه السلام رادوست می داشت.اوازدنیارفت درحالی که اسلام راقبول نکرده بود .ابن عباسگوید: سپس پروردگارجبارفرمودند:اماازبهشت برای اوبهره ای نیست لکن ای آتش اوراآزرده مکن.ازاین حدیث معلوم می شود که محبت علی برای یهودی سبب رفع عذاب می شود اگرچه درجهنم رفته باشد .

این بحث ادامه خواهد داشت

 

زینـــا ولا شینا

 

.افتخار ما باشيد نه باعث سرشكستگى ما

يكى از مهمترين انتظارات امامان مخصوصاً امام حسن عسكرى(عليه السلام) از شيعيان اين است كه از نظر

رفتارى و اخلاقى به گونه‏اى رفتار كنند كه در بين جامعه بشرى عموماً و در بين مسلمانان خصوصاً الگو و نمونه

باشند تا آنجا كه مردم بگويند اين‏ها شيعيان على(عليه السلام) و امامان معصوم هستند، و اين‏ها تربيت

يافتگان مكتب اهل بيت مى‏باشند. 

به همين جهت حضرت عسكرى عاجزانه درخواست مى‏فرمايد:

«اِتَّقُوا اللّهَ وَ كُونُوا زَيناً وَلا تَكُونُو شَيناً، جَرّوا اِلَينا كُلَّ مَوَدَّةٍ، وَ ادفَعُوا عَنّا كُلَّ قَبِيحٍ، فَاِنَّهُ ما قيلَ فِينا مِن

 حَسَنٍ فَنَحنُ اَهلُهُ و ما قيل فينا مِن سوءٍ فَما نَحن كذلك..

از خدا پروا نماييد و زينت ما (مايه سرافرازى) باشيد نه مايه ملامت (سرافكندگى)، همه دوستى‏ها را به سوى

ما جذب كنيد و هر زشتى را از ما دور نماييد؛ زيرا هر خوبى كه در حق ما گفته آيد ما شايستگى آن را داريم و

هر بدى كه درباره ما بر زبان برآيد ما چنان نيستيم...(چرا كه) خداوند ما را پاك شمرده و هيچ كس غير از ما

نمى‏تواند ادّعاى چنين مقامى را نمايد مگر اين كه دروغ پرداز باشد.»