دستی بالای دست ها
امير المؤمنين عليه السّلام ميفرمايد:
لا يَتْرُكُ النّاسُ شَيْئاً مِنْ أمْرِ دينِهِمْ لِاسْتِصْلاحِ دُنْياهُمْ إلّا فَتَحَ اللهُ عَلَيْهِمْ ما هُوَ أضَرُّ مِنْهُ
«نهج البلاغة»
«مردم بجهت آبادانى دنياى خودشان، چيزى از امور دينشان را رها نمىكنند مگر آنكه خداوند مىگشايد براى آنها- در پاداش اين عملشان- چيزى را كه ضررش براى آنها بيشتر از ضرر دنيوى آن امر از دست رفته مىباشد.»
بزرگی می فرمود:
قحطىها، كمبودها، سيلهاى نامتوقّع، زلزلههاى خانمان برانداز، جنگهاى بدون اصل و اساس، اسراف و تَرَف و زياده روىهاى بيجا كه انسان را به طغيان مىكشاند، همه نتيجه و واكنش اينگونه ناسپاسىها و اين طريق اهانت به مقدّسات علمى و دينى و آثار مذهبى و اسلامى و تشيّع است كه چون واردشود، انسان را گيج و متحيّر نموده، آنوقت بيچاره مسكين دنبال علل طبيعى و فيزيكى ميرود و ميخواهد با اين تجربيّات جلوى مقدّرات آسمانى را بگيرد؛ امّا اين آيه را نخوانده است كه:
وَ فَوْقَ كُلِّ ذِي عِلْمٍ عَلِيمٌ.
«در بالاى هر دانشمندى و صاحب علمى كه علمش افزون است، صاحب علم ديگرى وجود دارد كه علم پائينى آن عالم بدان راه ندارد»
*درامتداد ظهور طالب حضوریم