براي راهيابي به اسرار عبادت، نشانه‌هايي است كه برخي از آنها عبارت است از اينكه آنچه شرط صحت و قبولي طولي عبادت است، نه شرط عَرضي وي، از اسرار آن محسوب مي‌شود؛ مثلاً طهارت شرط صحت نماز است:ا«لاصلاة إلاّ بطهور» ؛ همان طور كه «فاتحةالكتاب» جزء قطعي آن است: «لاصلاة إلاّ بفاتحة الكتاب» ؛ ليكن اين‌گونه از اشتراط و توقف، گرچه تقدم رتبي را به همراه دارد، ليكن از لحاظ سرّشناسي، در عَرْض عبادت مشروط و موقوف قرار دارد، نه در طول آنها، زيرا شرط طولي قبول طهارت و صلات نيز پرهيزكاري است؛ ﴿إنّما يتقبّل الله من المتقين﴾

قبول تقوا نيز رهن ولايت انسان كامل است كه هيچ عبادتي، حتي تقوا، بدون تولّي معصومين(عليهم‌السلام) مقبول نخواهد بود؛ حتي پذيرش والي بودن آنان، بدون اعتقاد به ولايت تكويني آن ذوات عظام مقبول نيست، زيرا ولايت تكويني سرّ والي بودن و سرپرستي جوامع بشري آنان خواهد بود؛ يعني پذيرش سرپرستي آنان، مانند نماز و روزه و زكات و حج و... از فروع دين به‌شمار مي‌رود و هر فرعي داراي اصل است كه سرّ آن فرع محسوب مي‌گردد، و آنچه جزء فروع دين است، قبول سرپرستي آنان است و آنچه از اصول دين به شمار مي‌آيد، ايمان به لزوم نصب آنان از طرف خداي‏سبحان و مظهريت اين حضرات براي خداوند متعالي است.

از اين رهگذر، معلوم مي‌شود كه حقيقت انسان كامل، حكمت هرگونه عبادت است و هر سالكي به‌ مقدار نيل خود از كمال انساني، به راز عبادت مي‌رسد و كامل‌ترين آنان كه معصومين(عليهم‌السلام) هستند، به سرّ نهايي عبادت واصل آمدند؛ لذا صراط مستقيم و ميزان اعمال و... خواهند بود.