جنس دوستی ومحبت ...

براءبن عازب(ازاصحاب بزرگ رسول خدا) درمدینه به محضر امام حسین علیه السلام آمد عرض کرد:

آقادوستت دارم .

امام فرمود: نه !!

تعجب کرد.

امام فرمود: بعدا معلوم میشود.

گفت : کی ؟

فرمود:همانکه پدرم گفت.....

بعد از شهادت امام حسین علیه السلام وقتی که اسراءبه مدینه برگشتند ،براءبن عازب راه می رفت وگریه می کرد ،گاهی به پیشانی،گاهی به دستهایش وگاهی به بدنش می زد دو دستی...

می گفتند:چرا اینطور می کنی؟

گفت: پیغمبر وامیرالمومنین علیهما السلام هردو به من فرمودند: براء توپسرم را می بینی ولی به فیض عظیم شهادت نائل نمی شوی، وتازه فهمیدم که چرا حسین به من فرمود:

اورا دوست ندارم.(بحار ج 1)

..........................

نکته باریک این جریان ادعای دوستی براء وانکار اون توسط سیدالشهداست.حالا وقتی علت این انکار روشن شد  میفهمیم که دوستی صرفا لقلقه زبان نیست بلکه باید درعمل هویدا باشه....بعبارتی دوست داشتن قولی نه اینکه دوستی ست اما جنس دوستیش ضعیفه بلکه اصلا دوستی ومحبت زبانی، دوستی نیست واین عمله که معیار سنجش دوست داشتن قرار میگیره

خیلی ها کنار پیغمبر شب وروز اظهار علاقه میکردن اما اویس قرن میشه دوست دار واقعی

واما دوست داشتن های ما به امام زمانمون که سر دراز دارد.....