آئینه ای ازجنس انسان

روزی ابوجهل پیغمبراسلام رادید وگفت:

ازبنی هاشم انسان زشتی چون تو ظاهر گشت!

حضرت درپاسخ فرمود :راست گفتی.

شخص دیگری به دیدار پیامبر آمد وگفت:

ای آفتاب ،تونه ازشرقی ونه ازغرب خوش بتاب!

حضرت درپاسخ فرمود: راست گفتی.

آنان که شاهد این ماجرا بودند عرض کردند: یارسول الله درحالی که آ ن دو ضد هم گفتند، شماهردوراراستگو خواندی ؟

رسول اعظم الهی فرمود

گفت من آئینه ام مصقول دست     ترک وهندو درمن آن بیند که هست

هرکه راآئینه باشد پیش رو     زشت وخوب خویش رابینددراو

مولوی برای توضیح بیشتراین روایت می فرماید:

هرچه راخوب وخوش وزیبا کنند     ازبرای دیده بینا کنند

کی بود آواز لحن وزیر وبم      ازبرای گوش بی حس اصم

مشک رابیهود حق خوش دو نکرد     بهرحس کرد او،پی احشم نکرد

 

اگرزیبائی وجلوه ای درعالم طبیعت هست برای افرادبصیروبیناست نه نابینا چنان که آواز خوش ودلنواز برای افراد شنوا ست نه ناشنوا.خدای متعال مشک راخشبو کرده برای بینی هایی که احساس بویائی دارند نه برای آنان که ازاین حس محرومند یا بوی خوش برمشام آنان ناخوش می نشیند.