روزی باامام علی علیه السلام ازکناریک خیاطی گذشتیم ،آن خیاط آوازمی خواند ،امام به اوفرمودند:

ای جوان اگرقرآن می خواندی بهتربود .

اوعرض کرد:چیزی ازآن حفظ نکرده ام تاآن رابخوانم ،حضرت مولا به اوفرمودند:

نزدیک بیا واو نزدیک شد ان گاه درگوشش چیزی فرمودند ویکباره به اذن خدای تبارک وتعالی کل قرآن رادروجود خیاط نهاد واودرهمان لحظه کل قرآن راازبرخواند.

مدینه المعاجز

..................................................

زیارت قبول ان شاء الله

سوغاتی سفر کربلا ... سینه ای پرازخاک ودلی که جا ماند ...

اللهم ارزقنا