تقـویم هـایمان هـمه زارند خــسته اند

این  ابرها چگونه بـبارند خسـته اند

بی تو  از  این که جمـعه شمارند خسته اند

از برگ برگ خـود گـله دارند خسته اند

کارم غروب جمعه به اشکال خورده شد

دیدی هزار و سیصدمان سال خورده شد

العجل مولا